اساس حکومت اسلامی بر توهم و دروغ است. همه شان دروغ می گویند

گیل آوایی

 

تار و پود حکومت اسلامی ایران از توهم و دروغ است. حکومت اسلامی ایران پس از سه دهه از عمر سیاه و خونبار خود، فرآیند توهم و دروغ و یک تضاد فاحش و آشکار است که این حکومت را از ایران و منافع ملی ایران جدا می سازد. حقیقتی که از همان روز نخست بر سرکار آمدن حکومت اسلامی ایران با کنار رفتن بازرگان و شکل گیری مافیای قدرت شروع شده است. زنده یاد مهدی بازگان گفته بود که ما همه چیز را برای ایران می خواهیم اما خمینی همه چیز را برای اسلام و این تضاد بزرگیست ( نقل به معنا ).

امروز که به سه دهه از حکومت اسلامی می نگریم، هیچ سیاست و طرح و برنامه ی این رژیم بر پایه منافع ملی و آینده ای روشن و بالنده برای سرزمین و ملت ایران نبوده و نیست. همه متفکران و معرکه گردانان اصلی در حکومت اسلامی از همان قائد خون آشام اش خمینی گرفته تا جنایتکاران کنونی این حکومت که براستی فرزندان خلف همان دجالند، هیچ ریشه و پیوند و عرق ملی و میهنی ندارند. یا بر توهم و مالیخولیای خویش پا می فشارند و یا از ثروت ملا خوری که به غنیمت می پندارند و غارت می کنند.

نگاهی گذرا به معرکه گردانیهای این حکومت  که برای مشروعیت بخشیدن و کسب وجاهت قانونی و مردمی، بنام انتخابات راه انداخته و می اندازند، براحتی در می یابیم که تمام عمر این حکومت در دایره بسته ی تکرار توهم و دروغ و فریب و غارت و سیاستها و گرایشهای ایران برباد ده استوار بوده و هست.

چهره های کنونی این رژیم، از همان ابتدای بر سر کار آمدن این حکومت ِجهل و جنایت، بوده اند و در واقع حکومت اسلامی ولایت فقیه، دست پخت همین جنایتکاران است واز رفسنجانی و خامنه ای و جنتی  و.... بگیر تا خاتمی و کروبی و نوری و.... همه اینان در سیه روزی و جنایت های رفته بر میهن و ملت ایران دست داشته و دارند و هیچکدامشان نه برای بهروزی و سربلندی میهنمان عمل کرده و می کنند و  نه اصولا در مافیای برامده از سال پنجاه و هفت تاکنون، قادر به برداشتن گامی درجهت منافع ملی و بالندگی سرزمین مایند.

پس از تجربه ی سالهای  جنگ و فریبکاریهای گذشتن  راه کربلا از قدس و قتل عامها و زندانها و شکنجه ها و اعدامها و سرکوبها از یکسو و بیکاری و فقر و خانه خرابی، ابلهانه است، ابلهانه! که هنوز باشند کسانی که خاتمی ها و کروبی ها و امثال این جانوران را باورکنند که از گنداب ولایت فقیه، کاری در جهت منافع ملی و میهنمان ایران امکان پذیرباشد.

همه دنیا اگر فریب این جانیان را بخورند، خود این جانیان خوب تر از هر کسی می دانند که نه توان انجام کاری برون از ولایت فقیقه جهل و جنایت  دارند و نه ظرفیت تغییر اساسی در جهت شایسته سیاست و اقتصاد مورد نیاز کشوری همچون ایران را دارند.

حکومت اسلامی از سرزمینی با آن همه ظرفیتها و زمینه ها و پتانسیلهای گسترده ی انسانی و طبیعی و علمی، لاشه ای ساخته اند که خود، چونان لاشخورانی بر این پیکر بجان آمده از دروغ و توهم و فریبکاری، حلقه زده اند و با منقاری متعفن و خون آلود،  برای بر گرفتن تکه ای بیشتر از دیگری از این پیکر، بر سر کول هم می پرند اما در نشخوار و ملاخوری این پیکر اسیر در چنگال لاشخوران اسلامی ولایت، هیچ اختلافی ندارند و اختلافشان در سهم بیشتر و چگونه غارت و تاراج است.

نگاهی به نمادهای آشکار ملموس و عینی ایران ِ سه دهه اسیر در چنگال اسلام و ولایت صاحب زمانی این حشرات، در می یابیم که مهدی و زهرا و حسین که سوگند مردم بود وُ  تقدس وُ احترامی داشت و حال وُ هوای روحانی در فرهنگ عامه مردم، به چنان نمودی تغییر یافته که صدای قرائت قران، صدای شکنجه و اعدام است، و یا زهرا و یا حسین، دانشجو کُشان، و صاحب زمان و ظهور عدل و برابری اش!، سرکوب و جاسوسی و خیانت و دزدی و توهم و دروغ و  سرزمینی را غارت کردن است. این همه تازه بخشی از دست آوردهای ولایت فقیه در حوضه باورمندی و اصول اسلامی خودشان است که دهه ها و سده ها شعارش را داده اند و مردم فریفته اند و از آن ارتزاق کرده اند. دیگر نمادهای اقتصادی و علمی و فرهنگی، تهوع آورتر از آن است که  به آن پرداخته شود.

همه چهره های ریز و درشت حکومت اسلامی از رهبر و وکیل و رئیس اش گرفته تا آیت الله های لمیده در حجره های خرافه و توهم و فریب، دروغ می گویند. براحتی اب خوردنی دروغ می گویند. دروغ گفتن با چنان وقاحتی که هیچ دلیل و منطقی هم کارساز نیست.

از یک سو استاد دانشگاه بازنشسته و بیکار می کنند از طرف دیگر مدرک دکترا جعل می کنند. از یک طرف فقر و خانه خرابی مردم بجان آمده و غارت شده را می بینند از طرف دیگر انکار می کنند. از یک طرف سرکوب و زندان و شکنجه و تجاوز می کنند از طرف دیگر ادعای آزادی و امنیت می کنند. نمونه های شوربختی و تیره روزی و بیچارگی مردم ما در حاکمیت اسلامی ِ این جانیان به حدی است و چنان روزمره شده است که زشتی و ناروایی اش را از دست داده است.

هیچکدام این جانیان صادق نیستند. هیچکدام این جانیان راست نمی گویند. هیچ کدام این جانیان به ملت و میهن ما وفادار نیستند. از هرکدامشان که بخواهی، از رئیس جمهور بزغاله ی هاله نوری اش گرفته تا مدعی گفتگوی تمدنهای اش، از رهبرش تا آیت الله های پرمدعای مسلمانش، بپرسید که کدام شما صلاحیت مقام و مسئولیتی که اشغال کرده اید را دارید!؟ کدامتان برجایی قرار دارید که سزاواری و شایستگی آن را دارید!؟ کدام شما قادر به حل ساده ترین معضل اقتصادی، سیاسی، علمی و فرهنگی کشور هستید!؟

مشکل این حشرات، مستراح رفتن با پای راست است یا چپ! و اگر از اسمان عمه ی یکی پایین افتاد و چنان کردند! چه می شود و اگر آب نبود با چه طهارت کنند! و با مزخرافتی از این دست، عالم ربانی و مرکز فراگیری و آموزش چنین بلاهتی را حوضیه علمیه می دانند! قوانین برآمده از چنین تفکری را شرع مقدس!

هیچکدامشان بر جای بایسته شان قرار ندارند! به زبانی دیگر مشکل نه یک رئیس جمهور یا رئیس مجلس یا رهبر است! بلکه مشکل کل حکومت اسلامی است. مشکل حاکمیت ایلخی و صلواتی حکومت اسلامی  است.

در چنین حاکمیتی با چنین ساختاری نه یک فرد یا گروه که هیچ حزب و مجموعه ای قادر به کاری شایسته و بایسته نیست. تا زمانی که حکومت اسلامی برجاست، همه این تیره روزیها نیز خواهد بود.

خاتمی هشت سال رئیس جمهور بود و چه گلی به سر این مملکت زد!؟ گفتگوی تمدنها شعار می داد و توی سر وزیرش زدند! نویسنده و روزنامه نگار کشتند. دانشجو قتل عام کردند.

خاتمی چهره ی بزک شده احمدی نژاد است که در حیطه دانش و مدیریت و آگاهی های سیاسی و توانایی های اجرایی آنهم در جایگاه یک رئیس جمهور، بمثابه گماردن یک بقال به پست ریاست یک مملکت است. تاکنون چنین عمل کرده اند که مملکت به خاک سیاه نشانده شده است.  مشکل میهن ما شخص این یا آن نیست. مشکل میهن ما احمدی نژاد یا خاتمی نیست. مشکل ما حکومت اسلامی است. مشکل ما پایه و اساس این حکومت است.

کجای تاریخ سراغ دارید که آخوندی قادر باشد یک باغ آباد کند تا چه رسد به یک مملکت! اساس زیستن اینان بر مفتخواری و خمس و ذکات و فطریه است. همه اینان با چنین فرهنگی چنان کرده اند که نه تولید مطرح است و نه صنعت و نه دانش و نه تکنولوژی. جمعیت کشور هفتاد میلیون نفر شده است و از بی تدبیری و نابجایی و بی مسئولیتی حاکمان اسلامی، ما از هفتادسال پیش هم نیازمند تریم! دانشگاههای ما هیچگاه اینقدر بی اعتبار نبوده است که در حکومت اسلامی شده است.

با چنین مدیریتی، اگر بتوان مدیریت اش نامید!، دنبال نیروی هسته ای هم هستند! مثالیست که می گویند موش در سوراخ نمی رفت یک جارو هم به دمش می بست! مملکتی با اینهمه منابع و ثروت و ظرفیت را که به چنین تیره روزی و نیازمندی و  فقر و بیکاری و اعتیاد کشانده اند، چگونه از پس راهبری یک نیروگاه هسته ای بر می آیند!؟

حاکمیتی که مشکلات اقتصادی را ناشی از حلال و حرام می داند و برای رفع خشکسالی نماز باران می خواند و برای گرفتن تصمیمی به استخاره روی می آورد! چگونه می تواند از پس خطرات نیروگاه هسته ای برآید!؟ آیا سرنوشت یک ملت تا این حد باید به بازی گرفته شود!؟

گند ِ تا اینجای سلام و صلوات حکومت اسلامی کم نیست!؟

بر همه ی ماست که نگذاریم بار دیگر پروژه خاتمی با هشت سال دیگر تکرار شود. بر همه ی ماست که با مبارزه ای عینی و علنی و فعال، به فریبکاریهای حکومت اسلامی پایان دهیم.

نشانه های یک چرخش بدون آسیب رسیدن به پایه های حکومت اسلامی آشکار شده است. روحانی و خاتمی و کنی و احمدی نژاد همه سر و ته یک کرباسند. هرکسی حتی خود خامنه ای که رهبرش می دانند، قادر نیست در مافیای خود خلق کرده، کاری در جهت منافع ملی و مردم ما انجام دهند. حکومت اسلامی در تمامیت خود پوسیده و آلوده  و تبهکاراست.

اگر یک نفر در این حاکمیت از کمترین ضریب راستکاری و حس مسئولیت انسانی برخوردار باشد( به فرض محال!) ، نه اینکه دنبال پست و مقامی نخواهد بود بلکه راه خویش را از این حکومت جدا می کند.

برای رو شدن دست چهره های بزک شده در حکومت اسلامی، هوش و آمادگی ذهنی ی آنچنانی ای لازم نیست، به گفته ی خود ِ این چهره ها اگر دقت شود، به روشنی آشکار می شود که همه حرف و انتقاد و اعتراض و طرح و برنامه شان، تا آنجایی است که اساس حکومت اسلامی از گزند و انتقاد دور بماند. به عبارت دیگر همه این تلاشها و فریبکاریها چیزی جز بقای حکومت ِ ایران برباد ده اسلامی نیست!

تا زمانیکه حکومت اسلامی بر سر کار است، با هر چهره و گروه و حزب و رهبری،  کاری در جهت منافع ملی و مردم غارت شده ایران صورت نخواهد گرفت. برای رهیدن از فقر و خفقان و سرکوب و بیکاری و بی آبرویی، باید حکومت اسلامی را با تمامیت آن نفی کرد. اصلاح طلب و محافظه کار و چپ و راست این حاکمیت، همه و همه سر و ته یک کرباسند. هیچ کدامشان راست نمی گویند. هیچکدامشان در راستای منافع ملی و سربلندی ایران گام بر نمی دارند. هر حرف و حدیث شان، تفکر مالیخولیایی و توهم و منافع خودشان است. ایران در میان این جنایتکاران اسیر است و به گروگان گرفته شده است.

 

گیل آوایی

اکتبر 2008

 

 

 

 

www.perslit.com