فروغ بی پايان

 

 

 

.

'...و اين منم، زنی تنها، در آستانه فصلی سرد'

روزنامه اطلاعات در روز سه شنبه ۲۵ بهمن ماه ۱۳۴۵ تيتر زد : « طی يک حادثه وحشتناک رانندگی در جاده دروس – قلهک ، فروغ فرخزاد شاعره معروف کشته شد » و امسال سی و هفت سال پس از درگذشت فروغ ، او همچنان در اشعارش زنده است .

فروغ يکی از بزرگترين شاعران ايران است . سال هاست نسل های مختلف با خواندن اشعار او ستايشش می کنند و هنوز که هنوز است جای خالی او در پهنه شعر ايران احساس می شود .

هنوز که هنوز است بسياری تاب تحمل حضور سنگين و گسترده او را بر گستره ادب ايران و قلب و روح خوانندگانش ندارند . همين چند ماه پيش بود که روزنامه ها نوشتند يک نشريه دانشجويی در قم به دليل چاپ مطلبی در باره فروغ توقيف شد و در « مرکز فرهنگی زنان » به دليل چاپ عکسی بی حجاب از فروغ در تقويم خود ، پلمپ شد .

 

فروغ الزمان فرزند چهارم توران وزيری تبار و سرهنگ محمد فرخزاد است . در تمام منابع، تاريخ تولد فروغ پانزدهم دی ۱۳۱۳ ذکر شده است ، اما پوران فرخزاد خواهر بزرگتر فروغ چندی پيش اعلام کرد فروغ روز هشتم دی ماه متولد شده و از اهل تحقيق خواست تا اين اشتباه را تصحيح کنند .

در ۱۳۳۱ نخستين کتابش « اسير » در تهران منتشر شد .

زنده ياد فريدون مشيری در باره نخستين ديدارش با فروغ گفته است : « دختری با موهای آشفته ، بادست هايی که از جوهر خودنويس آغشته شده بود ، با کاغذی تاشده که شايد هزار بار آن را در ميان انگشتانش فشرده بود ، وارد اتاق هيات تحريريه مجله روشنفکر شد و با ترديد و دودلی ، در حالی که از شدت شرم ، کاملا سرخ شده بود و می لرزيد ، کاغذش را روی ميز گذاشت . اين دختر فروغ فرخزاد بود... »

يک صدای زنانه

او شانزده ساله بود که عاشق شد و با پرويز شاپور ازدواج کرد و به اهواز رفت . در ۲۹ خرداد ۱۳۳۱ تنها فرزندش کاميار متولد شد .

در نيمه اول ۱۳۳۴ از همسرش جدا شد و پس از آن روزهای بسيارسختی را گذراند .

.

ای شب از رويای تو سنگين شده...

نادر نادرپور در باره اشتهار فروغ در اين دوران گفته است : «...اشتهار فروغ ، مولود بيان مضامين بی پرده عشقی نبوده است ... بلکه لحن او بوده است که هيچ يک از شاعره های پيشين نداشته اند . چرا که همه آن شاعره ها ، حتی دراشعار عاشقانه و يا حديث نفس های جنسی نيز با لحن و زبان مردانه سخن گفته اند ... ناگهان صدايی صريح و زنانه ... و اين صدا هنگامی برخاست که فضای اجتماعی ايران ، بر اثر حادثه سياسی مرداد ماه ۱۳۳۲ به سکوت و خفقان دچار شده بود و هيچ سخن صريح و رسايی از هيچ حنجره بی پروايی به گوش نمی رسيد و بدين سبب بود که اعتراف ناشيانه جنسی از زبان زنی جوان ، وحشت خاموشی را در جامعه کتابخوان آن روزی برانداخت و در آن خفقان سياسی طنين فريادی پرخاشجويانه به خود گرفت ...»

در تيرماه ۱۳۳۵ انتشارات امير کبير کتاب « ديوار» را که دومين مجموعه شعر فروغ بود ، منتشر کرد . در ۱۳۳۷ کتاب « عصيان » که مجموعه اشعار فروغ در سفر به رم و مونيخ بود ، منتشر شد .

در شهريور ۱۳۳۷ با ابراهيم گلستان نويسنده و فيلمساز پيشرو آشنا و در « گلستان فيلم » که متعلق به گلستان بود ، مشغول کار شد . اين آشنايی مسير زندگی فروغ را تغيير داد و او را متحول کرد .

فروغ در گلستان فيلم با فيلمسازی آشنا شد و در پاييز ۱۳۴۱ فيلم « خانه سياه است » را در آسايشگاه جذاميان تبريز ساخت .

شاعری هنوز دوست داشتنی

در ۱۳۴۲ فروغ در نمايش « شش شخصيت در جستجوی نويسنده » نوشته لوئيجی پير اندلو و به کارگردانی پری صابری بازی کرد و در اواخر همان سال مجموعه « تولدی ديگر » با تيراژ بالای سه هزار نسخه توسط انتشارات مرواريد منتشر شد .

در زمستان ۱۳۴۳ فيلم خانه سياه است جايزه بهترين فيلم را در جشنواره اوبرهاوزن را برد . در آبان ۱۳۴۳ ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد منتشر شد .

روز دوشنبه بيست و چهارم بهمن ماه ۱۳۴۵ ناهار را با پدر و مادرش خورد و ساعت چهارو نيم بعد از ظهر در تصادفی مرگبار در گذشت . روز چهارشنبه بيست و ششم بهمن ماه در مراسم تشييعی با شکوه توسط نويسندگان و هنرمندان و دوستدارانش در گورستان ظهيرالوله آراميد .

تاثير فروغ بر ادبيات دوره خود و پس از آن انکار ناپذير است . به قول دکتر رضا براهنی شعر فروغ شعر اعتراض است . و هم او نوشته است : « فروغ ... نخستين زنی است که عليه راس خانواده قيام کرده ... اين قيام عليه راس خانواده ، قيام عليه تاريخ مذکر ايران است ... »

فروغ هنوز دوست داشتنی ترين شاعر ايران است و هرسال دوستدارانش بر مزار او در ظهيرالدوله و در خانه خواهرش پوران خانم گرد آمده و ياد و خاطره او را گرامی می دارند .

 

 

 

 

از:

http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2004/02/040214_bt-nm_forough.shtml

 

 

 

 

شاعری حساس در برابر جهان

 


 

 

فروغ فرخزاد (1345- 1313)

فروغ فرخزاد (1345- 1313)

 

پانزدهم دی ماه 1383 هفتادمين سالروز تولد فروغ فرخزاد است، به همين مناسبت از ضياء موحد، منتقد سرشناس ادبی ايران، درباره ميراث شعری فروغ پرسيديم. او، فروغ را شاعری حساس دربرابر جهان می داند که شعرش بازتاب زندگی است. آنچه در زير می آيد حرفهای موحد در باره شعر فروغ است:

در شعرهای فروغ به خصوص در شعرهای بلند، خط محتوايی شعر طولانی است. برای مثال در شعر "تولدی ديگر" که با مصراع "همه هستی من آيه تاريکی است"، شروع می شود عشق، زندگی، باروری، حديث نفس، گذشته و تصوير پشت تصوير می آيد. مثل اينکه آينه هايی در کنار هم در طول زمان روبروی زندگی گذاشته باشيم و بازتاب همه زندگی را در آنها ببينيم. ساختارهای اين چنينی مجالی به پرداختها و ايجاد روابط، ميان تصويرها و ساختن مجموعه ای يکدست و يکپارچه نمی دهند.

از اين لحاظ شعر فروغ بازتاب زندگی است پر از محتوا و مضمونهای پراکنده که خط ارتباطی آنها زمان و تصادف است. جای تصوير ها در شعر فروغ، همانند جای حوادث و برخوردها در زندگی است. برای مثال از خانه که بيرون که می آييم ممکن است اول حسن رابينيم و بعد حسين را؛ اما اشکالی هم ندارد که اول حسين را ببينيم و بعد حسن را.

نقاشی از فروغ فرخزاد

 

شعر فروغ شکل زندگی را به خود گرفته است. بيش از آنکه متاثر از ارزشهای زيباشناختی باشد، متاثر از انديشه ها و احساسهای لحظه ای است. احساسی که من از خواندن شعر فروغ می کنم مانند احساسی است که در بازگشتن از سفر کوتاهی دارم.

شعر فروغ چنان پر از لحظه ها و مناظر کوتاه و جدا جداست که خواننده هميشه تعدادی از آنها را جا می اندازد.

اين شگرد شعری فروغ است. شگردی که عذرخواه بی پيوندی تصويرهای شعر اوست. در هر بار که شعر فروغ را می خوانيم به تصوير تازه ای توجه پيدا می کنيم که در قرائت قبلی از نظر پنهان مانده بوده است.

در شعر فروغ هم، مانند شعرهای بزرگ متشکل، می توان چيزی کشف کرد، اما اين چيز، کشف رابطه نيست، کشف تصوير است.

در شعرهای شکل گرفته تصوير ها هم زيبا هستند و هم لازم. نمی توان يکی از آنها را حذف کرد و يا جایش رادر شعر تغيير داد. نظم مجموعه بهم می خورد.

اما در شعر فروغ تصويرها اغلب زيبا هستند اما لازم نيستند. در شعرهای فروغ لطمه ای که حذف يک تصوير به آنها می زند مانند لطمه ای است که کندن درخت سر کوچه، به کوچه می زند. وجود اين درخت ضروری نيست، اما وقتی وجود داشت بريدنش کوچه را از چيزی محروم می کند.

سخن کوتاه، اگر درست معنی اين حرف را بفهميم که هنر از سويی حساسيت در برابر جهان و از سويی ديگر بيان اين حساسيت در قالب رابطه های تازه است که در اساس فرهنگی هستند و عناصری که هنرمند به طبيعت و فرهنگ، و به فرهنگ پيش از خود اضافه می کند، بايد قبول کرد که فروغ به اندازه ای که شاعر است هنرمند نيست.


از يدالله رويايی، شاعر پيشکسوت ايرانی و از دوستان فروغ نيز خواستيم که مطلبی درباره فروغ برای وب سايت بخش فارسی بی بی سی بنويسد. او ترجيح داد که به جای آن، متن زير را که به مناسبت ششمين سالمرگ فروغ نوشته بود، برای چاپ در اختيار ما بگذارد:

در تعاون عظيم مرگ

 

در لحظه ای که به او فکر می کنم او را بيشتر دوست دارم، و او از آدم هايی بود که فکر کردن به آنها، ديدن آنهاست.

آخرين باری که بر سر خاکش رفتم، تنها ماندم و تنها آنجا، منتظر حضور انسان ماندم. همان چهره ای که روحش شکل زندگی داشت، و آن چهره را همان زندگی به من می داد.

آن روز وقتی که آستينش در رود تکان می خورد، در زير نور او شب انسان را از سايه ساخت، که زير نگاه من گيسوی ماهيان را شانه می کرد، يا آستينش را در رود می تکاند.
حيرت که کردم، خطابم کرد:
- حضور مضاعف!

حضور مضاعف ؟ پس درست است که آدمی طاقت توقف در عدم را ندارد.
من در تعاون عظيم مرگ بودم که با من می گفت:
- من از معاشرت دو قفس می آيم.

قفسش را که نشانم داد قفس خويش را شناختم، سرم را روی قبر نهادم و بر زمين دراز کشيدم.

شرم ستاره با من، وقتی که مرگ با فکر مرگ تطبيق می کند، می گفت:
- روی بالش ، جمجمه ها مهربان ترند.

بهمن 1351
يدالله رويايی


 


فروغ در يک نگاه

فروغ فرخزاد در پانزدهم دی ماه و يا آن گونه که پوران فرخزاد، خواهرش می گويد در هشتم دی ماه 1313 در تهران به دنيا آمد. در شانزده سالگی با پرويز شاپور، نويسنده، ازدواج کرد که حاصل آن پسری به نام کاميار(تنها فرزندش) که در سال 1331 به دنيا آمد. اين ازدواج در سال 1334 به طلاق انجاميد.

آشنايی فروغ با ابراهيم گلستان، نويسنده و فيلمساز، پای او را به دنيای فيلم و سينما کشانيد و تا پيش از مرگش در بهمن 1345 در "کارگاه فيلم گلستان" به عنوان تدوينگر فيلم مشغول بود. حاصل کار او از دوران "کارگاه فيلم گلستان"، فيلم مستند "خانه سياه است" (1341) بود که از بهترين های سينمای مستند ايران محسوب می شود. اين فيلم از جشنواره فيلم کوتاه اوبرهاوزن به جايزه نخست دست يافت.

فروغ نخستين دفتر شعرش را با عنوان " اسير" در سال 1331 منتشر کرد. پس از آن مجموعه شعرهای "ديوار" و "عصيان" به چاپ رسيد.

در ۱۳۴۲ فروغ در نمايش "شش شخصيت در جستجوی نويسنده" نوشته لوئيجی پير اندلو و به کارگردانی پری صابری بازی کرد و در اواخر همان سال مجموعه "تولدی ديگر" با تيراژ بالای سه هزار نسخه توسط انتشارات مرواريد منتشر شد.

ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد، کتاب شعر ديگری از فروغ است که در سال 1343 منتشر شد.

فروغ فرخزاد در روز 24 بهمن 1345 در سانحه رانندگی جان سپرد و در قبرستان ظهيرالدوله دفن شد.

 

 

از:

http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/01/050105_pm-forough.shtml