تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵ - ۸ ژانویه ۲۰۱۷


علی اصغر فرداد

شعرهای زمستانی

1
در متن برف
و در سکوت میان دو کاج
ناگاه 
پرید و محو شد

آه
پس
هنوز هست
می تپد
و خون دارد
گنجشک شعر من.
دسامبر ۲۰۱۶

 

2
“راه”، زیر برف سنگین ثانیه ها بود
“گور”، زیر برگ سوزنی کاج ها
پا بر پدال
ایستادم و نگاه کردم
“تاریخ سنگ”،“تاریخ مکث”
و راه را
که
زیر برف سرخ ثانیه ها بود.
نوامبر ۲۰۰۵

 

3
برف و توفان
فرشتگان مرگ
سراسر شب
در شیپورها می دمند
صلح جهان را
بر سینه مشبک ابرها
تکه تکه می شود اما
بال های خونین اش
تور برف
بر کاکُل سپید
زمین،
خفته بر سنگ
در پرچم سپید .
نوامبر۲۰۰۵

 

4
گرفتار در توفان
اسیر برفها
هر روز به شکار می روم!
آه، پس کی خانه ای بسازم؟
تا کی
با بادها بروم
یا با پرندگان کوچ کنم؟
و صدای “او” را
ناشنیده بگذارم:

پشت این تپه
زیر یک کاج
کلبه ایست
که چراغش همیشه می سوزد
برکه ایست که آرامشش
عمیق تر از همه آبهای جهان است
و مرغ سپیدی
که هوشیارتر از پلک چشمهای توست!

چرا پس من
تعلل می کنم؟
چرا چون این دانه های برف
در فرود آمدن شتاب نمی کنم؟
و چرا چون نور آن چراغ
به سرعت از این طوفان گذر نمی کنم؟!
سوییس ۲۰۱۴

 

5
دلم زمستان می خواهد
زمستانی سخت و برفی سنگین
تا جهان یکسره سپید شود
و  همه راهها بر همه رنگها مسدود.
دلم می خواهد که  “خدای برف”
از گردونه ناهید فرمان دهد
تا “بوران ملکوسان”
“ارابه” ها و موشک ها را
در زمین و آسمان منجمد کند
همه چرخ ها از حرکت بازایستد
تا انسان
“دمی” از عمر این سیاره
آرام بگیرد
در خانه بماند
آتش بیفروزد
برف بازی
عشق بازی کند
و پیش از “مرگ”
به “سپیدی” خو کند
و تا آفتاب از مغرب برآید
به “مهر” ایمان بیاورد.

دسامبر ۲۰۱۶
Ali Asghar Fardad

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست