فریب

 

 

 

گفتند

در انحنای حیات

زیبایی برگ خزان نما را

در بستر خیال بهاری نزدیک تجسم کن

 

گفتند

در جوهر سیاه بودن

کلمه ی رفتن را

در امکان زندگی ترسیم کن

 

گفتند

گرمای آتش را

درتوانایی دستان دوست

جستجو کن

 

بهار در سرمای زمستان منجمد ماند

زندگی در سیاهی جوهر نابود

و دستان دوست

تیغه ی آتش را برسینه من نهاد.

 

بازگشتwww.perslit.com