مشاهدات  روز عاشورا

(ايران هرگز به گذشته باز نمي گردد )

 يک شنبه  حدود 10 صبح حوالي دانشگاه شريف در خيابان آزادي در مسير موعود راهپيمايي باتفاق برخي از اعضاي خانواده حضور يافتم بنظر مي رسيد که تظاهرات ابتدا در حد فاصل ميدان  امام حسين تا ولي عصر جوشش خواهد کرد  در ايستگاه اتوبوس بي آر تي عده زيادي که معلوم بود قصد حضور در راه پيمايي را دارند جمع بودند ؛ اتوبوس ها در حالي که بسيار دير به دير مي آمدند مملو از مسافر بودند و جايي براي مسافرين در ايستگاه نبود ؛ بخشي از جمعيت بسختي به آن سوار مي شدند و براي سوار شدن با فشار زياد ؛  "يا حسين"  مي گفتند که از طرف جمع مورد استقبال قرار مي گرفتند و اين شروع همصدايي ها بود . در ضمن طي خيايان آزادي ؛ در دو طرف خيابان ؛ افراد کمي در حال گذر به سمت انقلاب بودند . بيشتر نگاهها نگران و مأيوس بود که نکند راهپيمايي وزين و سراسري شکل نگيرد ؛ و آرزو ها رو به خاموشی روند . در اتوبوس يک احساس همبستگي در بينمان  وجود داشت ؛ احساس مي کرديم هم سرنوشتيم و از يک خانواده آمده ايم ؛ شروع به شعار دادن کرديم ؛ عابرين ابتدا کنجکاوانه بدنبال منبع صدا بودند و پس از آنکه متوجه اتوبوس مي شدند ناگهان خون در صورتشان مي دويد ؛ سرخ مي شدند ؛ لب ها شکفته و خندان و با بالابردن دستها به علامت پيروزي به ما عکس العمل نشان مي دادند ؛ و ما می فهميديم  که برخي از هم سرنوشتي هاي و اعضاي خانواده مان ؛ پياده بما خواهند پيوست بسياري از خودرو ها هم با شنيدن شعارها با صداي بوق همراهي مي کردند . . پليس مسير اتوبوس را بسته بود و مابقي راه  از جمهوري بطرف شرق  ادامه يافت  و از  خيابان سعدي مجددا" به انقلاب رفته و در همان تقاطع همگي پياده شديم .

عده بسيار زيادي در پياده روها بسمت ميدان انقلاب در حرکت بودند با اولين نگاهها ارتباط ديرينه خانوادگي  برقرار و سرنوشت مشترک ؛ ما را بهم پيوند مي داد . همه آمده بودند گويا تمام جمعيت تهران حضور يافته بود درياي جمعيت انسان را دچار شوک مي کرد ؛ با شروع شعارها جمعيت متراکم تر و سهمگين شد پس از طي چند صد متر نيروهاي سرکوبگر که آنها هم از اين جسارت و شجاعت مردم ؛ شوکه شده بودندبا صورت هايي رنگ باخته  بما حمله ور شدند و جمعيت ناچار از خيابان هاي فرعي بسمت بالا بحرکت در آمد و جنگ و گريز در جريان بود بسياري خانه ها با درب باز پناهگاه خوبي براي کساني که در بن بست ها گرفتار بودند شده بود ؛ در مسير طالقاني با پيوستن گروههاي زيادي در بين آنها زني با بيش از 70 سال با وزني سنگين در حاليکه يک پايش هم در اثر حوادث زمان مقداري کوتاه شده بود و بسختي راه مي رفت در بين جمعيت بود   با خود فکر مي کردم چگونه  مي تواند در صورت حملات خود را از فشار و ازدحام جمعيت بيرون بکشد ؟  اما او با خود فکر مي کرد چگونه مخالفت و اعتراضش  را بر عليه حکومت جنايت و سرکوبگر وحشی ؛  بطور مؤثر  اعلام کند  ؛  با هر حمله نيروها ي سرکوبگر ؛  عده اي جمعيت را دعوت به آرامش و عقب نشيني آرام مي کردند زن مسن ديگري در دستان نحيفش دو سنگ حمل مي کرد ؛ فکر انسان قبل از ميزان کاربرد سنگ ها توسط او  ؛ متوجه عمق خشم و کينه اي که از حاکميت ضد بشري ؛ مستبد ؛ فريبکار و شعبده باز در دل داشت چرخش می کرد .  او خود در درونش ؛ به مطالباتش مي انديشيد که  به مقاومتش  ؛ که گامي در جهت متلاشي شدن حکومت بر مي دارد . بسياري از جوانان عمق فاجعه را بهتر از ما درک کرده ؛ اهداف و مطالبات خود را با شعارهايي که قبلا" آماده کرده  بودند پيوند داده بودند  : " مي جنگيم ؛ مي ميريم ؛ کشورمان را پس مي گيريم " راستي ميهن ما اشغال شده است ؛ گروهي ضد بشر  ؛ خونخوار ؛ مست و با عصبيت قبيله عشيره اي با به يغما بردن منابع اقتصادي  ؛ که آنرا جزو غنام خود محسوب مي کند و هيچ برنامه زندگي بهتر و توسعه پايداري براي صاحبان اصلي اين سرزمين ندارند انحصار قدرت ؛ ثروت ؛ رسانه ها را در دست گرفته و براي مردم هيچ حقوقي قائل نيستند ؛  آنان که تقدس مذهب به تقدس مالکيت برايشان تبديل شده است ؛ خود را نماينده خدا مي دانند ؛  و براي حزب الله لبنان و حسن نصرالله و حماس و حزب الدعوه و ...  تمامي امکانات ؛ پول و اسلحه و تجهيزات آنها را تأمين و هر از مدتي جنگي راه اندازي کرده و هزينه و اقدامات بازسازي را از خزانه ملت ايران  بعهده مي گيرند چرا که  مي خواهند در منطقه اعمال قدرت کنند ؛ حاکميـت با استفاده از مردم ايران ؛ براي آنها می جنگد  و حزب الله لبنان نيز حاضر است براي حاکميت باند خامنه اي با مردم ايران بجنگد ؛ براي حکومت تورم ؛ بيکاري ؛ فقر و نا امنی ؛  بی حقوقی  و به يغما رفتن منابع و نقت و اتمام ثروت خدادادي اين مملکت نسل هاي آينده هيچ اهميتي ندارد .

در شعار " اينهمه لشگر آمده ؛ عليه رهبر آمده "مستقيما  مغز عليل  حکومت را نشانه گرفته بودند

شعار ديگر  :    " اين است شعار ملت ؛ دين از سياست جداست " ..... و " مرگ بر اصل ولايت فقيه " حقيقتي را نشان مي دادند که :

بشر از 500 سال قبل با اتکاء به عقل و انديشه خود ؛ کليه قوانين اجتماعي – اقتصادي حقوقي و سياسي مورد نياز را با استفاده از عقل جمعي ؛ مشارکت همگاني و دموکراسي ؛ هر چند با درجاتي متفاوت ؛ خود تدوين نمود و قرون وسطي و قانونگذاری  آسمان را به بايگاني سپرد و اعلام داشت دين امر شخصي افراد است . انسان براي دستيابي به دنياي نو که  کار ؛ آموزش ؛ بهداشت و مسکن براي همه تأمين شده باشد و راه تکامل و تعالي انسان  را که در آن الزاما از هر گونه عنصر مافوق انساني که توسط خود انسان ساخته شده اعم از سرمايه ؛  پول ؛ کالا ؛ حکومت و  آسمان را تحت اختيار خود درآورده و دنيايي نوين و در شأن انسان را بنا بگذارد. و لذا نه به ولايت فقيه و نه فقه از جمله قصاص و حدود شرعيه و غيرو در برنامه اجتماعی نياز نيست و دين امر شخصي هر فرد است .

شعار " خامنه اي حيا کن ؛  سلطنت رو رها کن "  انقلاب ايران در سال 1357 سلطنت را واژگون کرد اما آيت الله خميني تمام مطالبات مردم ايران : اعم از آزادي ؛ دموکراسي ؛ عدالت اجتماعي ؛ حکومت ملي و ... را با آوردن اصل ولايت فقيه محو کرد و انقلاب را فقط به مخالفت با شخص شاه تقليل داد و بساط سلطنت ديني را با قيد و بست هاي بسيار محکمتر از دوره قبل برقرار کرد . خميني صراحتا انحصار و استبداد را لازمه حکومت ديني اعلام نمود . :" ..... همه ما انحصار طلبيم ..مسلمين همه انحصار طلبند پيغمبر ها هم همه انحصار طلب بودند خداي تبارک و تعالي هم انحصار طلب است .. انحصار طلبي – في نفسه – امر فاسدي نيست" ( صحيفه امام ج 15  صص 201-200)- و البته براي استقرار   ولايت فقيه ؛ حکومت مجبور به اقدام غير عرفي تسخير سفارت آمريکا (يعني بخشي از خاک کشور آمريکا) در يک اقدام خيمه شب بازي و فريبکارانه و برای انحراف مردم از مطالبات تاريخی  خود مدعی  مبارزه با استکبارشد  و سپس با حدود بيست هزار اعدامي از سازمان ها و احزاب مخالف و ششصد هزار کشته در جنگ ايران و عراق ؛ نابودي بسياري از شهرها و زير ساخت ها ي کشور بر اثر راه انداختن جنگ هشت ساله ؛ جنگ را نعمت الهي نام گذارد تا نظام فقهي  خود بهمراه قانون اساسي ارتجاعي را مستقر نمايد 

شعار " يا مرگ يا آزادي " و براستي انسان امروزي به هيچ وجه به کمتر از آزادي هاي سياسي ؛ فرهنگي و اقتصادي تن نخواهد داد و تمامي نيروهاي بر فراز  انسان مي بايست بزير کشيده شوند و در  يد قدرت انسان  براي رسيدن به شکوفايي و رسيدن به منزلگاهي که شايسته انسان است برسد .

اما سرکوب وحشيانه ولي فقيه در دوره هاي قبلي راهپيمايي ها بخصوص در 13 آبان و 16 آذر که از ساعت 5 عصر ببعد زنجير بسيجيان و نيروهاي سرکوبگر را آزاد کردند و آنها بجان تمامي مردم حتی رهگذران عادی افتادند و از هيچ جنايتي خودداري نکردند و همچينن تهاجم به راهپيمايي همين روز باعث شد که تظاهر کنندگان خشمگين شده چند خود رو و موتور سيکلت نيروي انتظامي را به آتش بکشند و از حق دفاع خود در مقابل يورش سرکوبگران استفاده کنند . حکومت که از قبل تدارک همه چيز را ديده بود  با اقدامات تخريب گرانه نيروهاي سرکوبگر با به آتش کشيدن برخي اماکن خصوصی توسط لباس شخصی ها که پس از خلوت شدن خيابان ها و در شب انجام دادند ؛ آنر به عهده راپپيمايان گذاشتند (تخريب ها توسط نيروهای  نظامی  قبلا" در روز انجام گرفته وتوسط دوربين هاي مردم ثبت شده بود) می خواهند با تبليغات و بهره برداري ها سرکوب هاي خود را شدت بخشند امري که همواره در طي اين سي سال با خيمه شب بازي و نمايش هاي جنون آسا به آن اقدام کرده است .

در خيابان طالقاني نيروي هاي يگان ويژه از روي پل حافظ بي رحمانه به سمت مردم معترض و در ميان جمعيت سنگ پراکني مي کرد و مطمئن بودند  که با هر پرتابي يکي از ميان جمعيت در خون غوطه ور خواهد شد در خيابان کريمخان نزديک ميدان وي عصر ؛ نيروهاي سرکوبگر يگان ويژه با يک خودرو ضد ضربه در جلو و با خيل لباس شخصي ها و بسيجيان در پشت سر آنها ؛  بسمت مردمي که در حال دادن  شعار بودند حمله ور و  با خود رو يگان ويژه به صف تظاهر کنندگان کوبيدند که يک دختر حدود 25 ساله نقش زمين شد و چند نفر در بالاي سر او سعي در انتقال وي به بيمارستان براي نجات جان وي را داشتند که نيروهاي سرکوبگر شروع به ضرب و شتم زناني که در حال کمک به مصدوم بودند پرداختند ولي در تداوم حمله به کل تظاهر کنندگان با مقاومت و سنگ پراکني آنان مواجه و مجبور به عقب نشيني تا ميدان ولي عصر شدند و پس از رسيدن نيروهاي کمکي با دو  خود رو يگان ويژه در جلو و با حمله سنگين نيروهاي سرکوبگر و سپس بسيجيان که همگي با  هلهله و فرياد به تظاهر کنندگان حمله کردند و اين بار بطور وحشيانه اي با خود رو به تظاهر کنندگان زده و با ضرب وشتم و با چوب و چماق و ميله هاي آهني راهپيمايان  را مجبور به فرار کردند و کشته شدگاني که رادان جلاد اظهار نمود که در برخورد با خودرو بوده است در همين منطقه قرار داشت اما  وي نگفت که به راننده جنايتکار خودروي نظامي پاداش هنگفتي بخاطر ددمنشي اش پرداخت شده است و خود روهاي شخصي با سرعت بسيار کم مجبور به حرکت بودند ..در ميدان ولي عصر زني که به ميان نيروهاي بسيجي گير افتاده بود دختر حدود بيست ساله خود را محکم بغل کرده  و مي لرزيد اما به بسيجياني که وي را دور کرده بودند فرياد مي زد شما يزيديد شما ديوانه شده ايد شما جنايتکاريد گم بشيد ؛ معلوم بود که زن نه از ترس جان خود بلکه بخاطر دخترش گريه مي کند و مي لرزد ؛ در اين بين چند نفر از افراد مسن تر که برخي عابر بودند نيروهاي سرکوب را از دور زن و دخترش دور کردند .

با جدا افتادن از راهپيمايان پياده بطرف انقلاب و سپس از آنجا راهي آزادي و تا اتوبان يادگار شدم  آنچه که در اينجا بجا مانده بود نشان از زد و خورد و درگيري بمراتب شديد تر از ميدان فردوسي تا ميدان ولی عصر مي کرد ؛ البته حتي يک مورد از تخريب اموال خصوصي مشاهده نگرديد و از اموال دولتي نيز تنها تجهيزات نيروهاي سرکوبگر و برخي حفاظ ها و حصارها براي ممانعت و کند کردن حرکت نيروهاي سرکوبگر تخريب شده بود . در ساعت 2 عصر هنوز نيروهاي سرکوبگر مشغول دستگيري بخصوص جوانان بودند و با هر دستگيري بشدت آنان را مورد ضرب و شتم قرار مي داند يکي از بسيجيان مسن تر اظهار مي کرد  که نبايد اسرا را زد ؛ در اينجا انسان متوجه عمق شعار و در ک تظاهر کنندگان مي شد که شعار مي دادند " مي جنگم ؛ مي ميرم ؛ کشورم را پس مي گيرم " وچطور رژيم  با مردم و جوانان اين مرز و بوم مثل کشور اشغال شده رفتار مي کند  و آنان توسط افراد ملايم تر سرکوبگر ؛  اسير قلمداد مي شوند و با اين نگرش فقهي است  که تجاوز به اسرا توسط برخي مراجع از جمله مصباح يزدي مجاز شمرده شده است . حاکميـت جمهوری اسلامی تمامی مردم را به زير خط فقر ؛ بی حقوقی و بی آيندگی محکوم می کند ؛ تا برای آنچه که جزو حقوق اوليه آنان از جمله آزادی ؛ کار و مسکن و غيرو است پس از تحمل خواری و خفت ؛ بخش کوچکی از آنرا بصورت صدقه ؛  از دولتيان دريافت کنند و بالنتيجه مشتی اراذل و اوباش را بر مردم حاکم می نمايد .

حدود ساعت 3 عده اي هنوز در خيابان شادمهر شعار مي دادند ؛ و نيروهاي سرکوبگر پس از سرکوبي مردم معترض به برخي مقرهاي از جمله در ساختمان و  محوطه بزرگ  راهنمايي و رانندگي مرکز ؛ در آزادي رفته و در آنجا تکه استخوان و پاداشي  که رهبر و رادان و ديگر جنايتکاران براي رذالت و سبعيت آنان تهيه ديده بودند دست مي يافتند.

اما شکل گيري راهپيمايي هايي ميليوني و يا صدها هزار نفربا عزمي پولادين ؛ رخ به رخ هار ترين سردمداران  جنايت – خامنه اي و اعوان و انصار تا دندان مسلح که از هيچ جنايتي رويگردان نيستند -  بدون سازماندهي و تشکيلات و بدون رهبري ؛  بررسي و تحليل بسياري مي طلبد مردمي که خود  تک تک رهبرند و تشکيلات ؛ مسيرها و شعارها با اجماع و هماهنگي مستقيم هنگام راهپيمايی  تعيين مي شوند و کليه امور و حتي خبر رساني و فيلم و عکس و کمک به مجروحين و غيرو توسط خود تظاهرکنندگان متحقق مي شود ؛ اين پديده ها سرفصلي جديد در علوم اجتماعي و جنبش ها  و مبارزات است و نظريات جديدي را طرح خواهد کرد .

در راهپيمايي ها و تظاهرات ؛ که معمولا" پنج يا شش ساعت بطول مي کشد راهپيمايان بدفعات دچار صدمه گاز هاي اشک آور و ضرب و شتم مي شوند و گاه تا حد خفگي دچار می شوند  ؛ اما  با بازسازي خود مجددا" به عرصه مبارزه باز مي گردند . همه در آنچه مي خواهند مصمم هستند و ترس در تماميت خود از بين رفته است و اعتماد به نفس ها بشدت بالا ست اگر افراد از صحنه هاي شديد گريز مي کنند اين عقلانيت و ضرورت تداوم و براي بازگشت مجدد به عرصه مبارزه است ؛ در راهپيمايي اخير بندرت صورت خود را پوشانده بودند و بطور علني و عيان هر کس شعار مرگ بر خامنه اي سر مي داد ؛ زيرا دست سردمداران براي مردم رو شده است . اگر حس ماليخوليايي در قدر قدرتي و جنون سرکوب و برتري طلبي ؛ خوی استبداد و سلطه طلبی و  اين قبيل رذائل خامنه اي و امثالهم را کنار بگذاريم بدون شک يک  کودک دبستاني و يا راهنمايي بيشتر از وي از علم و درک و فهم و شعور برخوردار است و اين چيزي است که بر همه عيان شده است در مورد راهپيمايان و معترضين مي بايست گفت که آنها :

- مصصم شده اند که قدرت سياسي مافوق خود را لگد مال کرده و بزير بکشند و خود سرنوشت خويش را بدست گيرند

- در هر مرحله از مرحله قبل درس گرفته و با استفاده از تجربيات خود را براي دوره جديد آماده مي کنند

- به نتيجه نهايي پيروزمندانه نبرد خود واقف و از اينجهت جنگ را فرسايش کرده اند

- به اين نتيجه رسيده اند که بدون سرنگوني کامل نظام ولايت فقيه ؛ برقراري دموکراسي و آزادي و مشارکت اجتماعي تحقق نخواهد يافت

-  اشتباهات خود را سريعا ترميم و اصلاح مي کنند و در مراحل بعدي گام هاي نويني را بر مي دارند

- از خود آگاهي کافي نسبت به موانع دستيابي به آزادي ؛ دموکراسي ؛ تحقق زندگي انساني و حقوق مادي و معنوي خود دارند

- نسبت به شعبده بازي ؛ ظاهر سازي ؛ فريب کاري ؛ مظلوم نمايي و در عين حال شقاوت و سبعيت حاکميت شناخت کافي دارند

 - نتيجه گرا هستند : در عين اعتماد بنفس بالا براي همراهي با بقيه و همچنين خلع سلاح کردن حکومت گاهي شعارهايي از جمله اي حجت بن الحسن ريشه ظلم را بکن  و يا عباس علمدار ..مي دهند ؛.در حالي که خود نيروي مقاومت را تشکيل مي دهند .

اگر در  شعارها و مبارزات اين دوره و همچنين دوره هاي  قبل دقت کنيم ؛ مطالبات و خواسته های  محوري و کليدي را مي توان بصورت زير دسته بندي کرد :

مطالبات سياسي : انتخاب مستقيم کليه ارکان حکومتي ؛ پاسخگو بودن حاکميت ؛ وجود قوه قضائيه مستقل ؛ آزادي کليه تشکل ها و احزاب سياسی  ؛ شورايي شدن اداره دانشگاه ها ؛ مجامع علمي ؛ بيمارستان ها ؛ رسانه ها ؛  مراکز توليدي و ...؛ نظارت مستقيم و مستمر مردمي برارکان دولتي

مطالبات اجتماعي : آزادي و دمکراسي ؛ برابري حقوق و رفع تبعيض در کليه عرصه هاي جنسيتي - قومي - مذهبي ؛  جدا شدن دين از دولت و خصوصي شدن دين ؛  کرامت انساني ؛ هويت ملي ؛ حقوق بشر ؛ ؛ آزادي بيان ؛ قلم ؛ مطبوعات ؛ و آزادي تبليغ ؛ آزادي تشکل هاي صنفي اعم از سنديکاها ؛ شوراها ؛ اتحاديه ها براي کليه کارمندان و کارگران دولتي و بخش خصوصي

مطالبات اقتصادي : تأمين زندگي شرافتمدانه براي کليه آحاد انساني ؛ تأمين آموزش ؛ بهداشت ؛ درمان و مسکن  براي همگان ؛ نفي استثمار و بهره کشي و تحقق عدالت اقتصادي و هر کس نتيجه کارش ؛ مصادره تمامي نهادهاي مالي و انحصاري سرکوبگران  بنفع مردم

اين مطالبات يک رابطه و پيوند دروني با يکديگر داشته و مجزا از يکديگر قابل تحقق نمي باشند مثلا" با وجود نهادهاي مالي انحصاري که بردگي اقتصادي را براي اکثريت مردم به ارمغان اورده و يا با قانون اساسي فعلي و اصل ولايت فقيه ؛  مي توان از حقوق بشر؛ هويت ملي ؛ کرامت انساني ؛ آزادي و دمکراسي و اصل "هر کس به اندازه کارش " و تأمين نيازمندي هاي اوليه براي کليه آحاد سخن گفت ؛  و بلعکس يعني دموکراسي سياسي  بدون دمکراسي اقتصادي قابل دوام نخواهد بود  و در صورت عدم تأمين دمکراسي اقتصادي ؛  ديکتاتوري و استبداد پس از يک دوره کوتاه مجددا" حاکم خواهد شد ؛ بعبارت ديگر بدون برچيده شدن نهاد های انحصاری مالی – تجاری کنونی که در دست روحانيـت ؛ دولتيآن و نظاميان رده بالا و سرمايه داران وابسته به آنها است دستيابی به آزادی ؛ دموکراسی وتوسعه پايدار امکانپذير نخواهد بود . آزادی ؛ دمکراسی ؛ کرامت انسانی می بايست توسط ساختار ها نظام ها ؛ نهاد های اجتماعی و اقتصادی و قوانين مصوب مورد حمايت قرار گيرند ؛ و بساط ظلم و استثمار بر چيده شوند . 

حاکميت پس از شکست يورش در سرکوب معترضين ؛ کشتار خياباني ؛ تجاوز در زندان ها ؛ برگزاري دادگاه هاي نمايشي بهانه جويي هاي متفاوت اينک تحت عنوان شکسته شدن حرمت عاشورا به جنايت ها بي حقوقي ها وخشونت بي حد وحصر اقدام خواهد کرد و اين نوع سناريو ها را بارها و بارها  در دهه هاي قبل عمل کرده و در زمان جنگ و دوره هاي بي خبري با توجه به شرايط روز موفق هم بوده ؛ هر چند بر پرونده نکبت بار و حجم جنايات خود افزوده است . حاکميـت مسئوليـت کداميک از کشتار ها و ترورها در داخل و خارج از کشور که بالغ بر دهها هزار کشته در داخل و صدها ترور در خارج شده است را ؛ قبلا" پذيرفته است از ترور دکتر شرافکندي و ديگر رهبران کرد در ميکونوس آلمان (که دادگاه آلمان علي خامنه اي – رفسنجاني و ولايتي را بعنوان آمران تروز شناسائی و محکوم نمود ) تا ترور اهل قلم و نويسندگانی چون مختاري و پوينده و همچنين ترور فروهر ها در ايران که خود خامنه اي ترور ها  را به قدرت هاي خارجي نسبت داد و بعد وزارت اطلاعات مسئوليت ترورها را متوجه ه نيروهای خود سر خود کرد  . پس از هر جنايت در حالي که خون قربانيان خشک نشده جانيان با اشک براي مظلوميت امام حسين خود را مظلوم مي نمايانند که کشتار و ترورها را دشمنان جمهوري اسلامي براي بدنام کردن جمهوري اسلامي انجام مي کنند . آيت الله خميني که حکم کشتار هزاران انسان و بخصوص قريب پنجهزار زنداني را در سال 1367 داد پس از کشتار کليه اهالي روستاي قارنا توسط سپاه پاسداران در کردستان اظهار داشت :"" کشتار کنندگان جزء اشخاصي که مربوط به نظام اسلامي و جمهوري اسلامي باشند نبودند چون آدمکش نمي شوند – آقاي خلخالي (حاکم شرع جلاد ) هم تأييد کرده و قول دستگيري و جبران داده "  ( مجموعه آثارج 9 ص 424 )- " همچنين وی  اظهار داشت که مخالفين در زندان ها خود را شکنجه مي کنند و زن حامله را اعدام کرده اند تا جمهوري اسلامي را بد نام کنند .

و امروزه مجددا" به بهانه از بين رفتن حرمت عاشورا ماشين سرکوب و جنايت خود را سازمان داده تا  بجان مردم مبارز و معترض بيفتند .

حفظ حقوق بشر ؛ حرمت جان انسان ها نفي استبداد ؛ استثمار ؛ بهره کشي ؛ اقتصاد سالم ؛ نفي تورم (که در جهان پس از چهار کشور ميانمار ؛ مغولستان ؛ افغانستان و ونزوئلا قرار داريم ) ايجاد جامعه اي انساني ؛ ريشه کن کردن فقر؛ بيکاري  ؛ فحشاء ؛ اعتياد و تهيه امکانات زندگي براي همه آحاد کشور حفظ حرمت عاشورا ست يا جنون و آدمکشي ؛ دروغ و فريب کاري ؛ چپاول و غارت و سرکوبي و استثمار و از اين قبيل  اعمال حفظ حرمت روزهاي مقدس – از جمله عاشورا-  است ؟ عمق فريبکاري ؛ نيرنگ ها و شعبده بازي هاي حاکميت براي غارت و چپاول منابع اقتصادي و حقوق و دسترنج کارگران و کارمندان را نمي توان پاياني متصور شد .

جمع بندي مبارزات  اين دوره :

به شکست کشاندن جنبش پر قدرت و آگاهانه کنوني که در بستر بحران هاي مرگبار اقتصادي رژيم در حال تداوم است بهيچوجه براي حاکميت امکانپذير نخواهد بود و تنها از طريق ايجاد اختلاف و جدايي در بين مردم مي تواند آنرا به انحراف و سپس شکست بکشاند بدين صورت که با دادن برخي امتيازات جزئي و با تغيير برخي چهره ها ميان مردم مبارز شکاف انداخته و آنها را از مطالبات واقعي و تاريخي خود جدا کرده و در نهايت جنبش را با شکست مواجه نمايد و با بازسازي نهادهاو سازمان هاي  سرکوبگرش امتيازات جزئي داده شده را نيز پس بگيرد .

جنبش کنوني هر چند از ظرفيت هاي بسياري بهره مي گيرد اما براي پيروزي نهايي بدون داشتن تشکيلات ؛ اهداف ؛ برنامه در کليه عرصه ها و بخصوص برنامه هاي اقتصادي و اجتماعي به نتيجه نهايي نخواهد رسيد . از هم اکنون می بايست با تشکيل شوراها و تشکل ها در محلات و در محل کار  نسبت به برنامه ها ؛ اهداف ؛ و روش های مبارزه و غيرو هم فکری کرد و بر اساس اهداف و مطالبات ؛ به ايجاد تشکيلات ؛ سازمان و احزاب متناسب اقدام  نماييم .  

جنبش بدون طرح  مستقيم مطالبات اقتصادي از جمله مطالبات و خواسته هاي کارگران و کارمندان ؛ پرستاران و معلمان و گسترش مبارزات سياسي به  مبارزات اقتصادي به پيروزي نهايي دست نخواهد يافت

اگر اعتصابات و اعتراضات به ميان اين اقشار برود و بخش هاي کليدي مثل نفت و گاز و برق و معلمان و .. دست به اعتصاب بزنند و مردم نيز از پرداخت هزينه خدمات دولتي خودداري و نقدينگي خود را از بانک ها خارج کنند ديگر حاکميت قادر به مقابله نخواهد بود و کليد موفقيت نه افزودن صرفا"  مبارزات سياسي و کشيده شدن به درگيري هاي شديد ؛ بلکه سمت گيری مبارزه  بسمت مبارزات اقتصادي می باشد . با مبارزات سياسي انجام شده تا کنون کفه ترازو به نفع جنبش اعتراضي سنگين شده و ترس و نگراني کارگران و کارمندان ريخته است و هيچکس براي اين حاکميت آينده اي متصور نخواهد بود پس بيشتر تمرکز مي بايست به سمت گسترش مبارزات در کليه عرصه هاي اقتصادي ؛ سياسي ؛ فرهنگي – ايدئولوژيک و هر چه و گسترده کردن مبارزات در کليه عرصه ها باشد . 

                                                                                                                                               ح – نداوش

به هر وسيله اي که در دسترس داريد گزارشات تحليلي و خبري تظاهرات را منتشر کنيد

 

بازگشت به صفحه نخست

تماس و ارسال مطالب info@perslit.com تماس با سردبیر perslit@gmail.com درباره ما