تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید پنجشنبه، 21 تیر ماه 1397/12-07-2018

مام مَلَكْ خوى من
منوچهر برومند م ب سها


مادرم رفت و غمم لرزه بر اندام گرفت
او كه تا بود مرا در بغل آرام گرفت !

مادرى بود مَلَكْ خوى و محارم پرور
رفت و از رحمت حق راحت مادام گرفت !

عصمتى بود، مبّرا ز معاصى همه عمر
عابدى بود، و به ديدار رب أحرام گرفت !

روى خوش در همهء عمر ز آغاز نديد
كام كِىْ مرغ مصيبت زده در دام گرفت !

تخم ِ غم كاشت از آغاز به خاكش تقدير
كاين چنين بهره از آن كِشته سر انجام گرفت !

سود و سرمايه ز كف داد به بازارِ اميد
آنچه اندر پى سودا ز فلك وام گرفت !

بختِ نفرين شده آموخت از او تاب ِ دوام
خالقِ رنج از آن دلشده الهام گرفت !

به قضا روشنى ديده به اصرار سپرد
ز ِ قَدَرْ تيرگىِ بخت به ابرام گرفت !

كار مزدى كه به پاداش محبت در يافت
زهر غم بود كه از ساغرِ ايام گرفت !

بود اِنْعامِ فلك در عوضِ خدمت ِ او
چشم زخمى كه ز بد خواهىِ اَنعامْ گرفت !

شاخ ِ شمشادِ عزيزى كه به جان مى پرورد
زخمهء تيغ ِ هرس را نه به هنگام گرفت !

تند بادِ فلكش شاخه به يك حمله شكست
روح ِ قَهّارِ قضا زين شكن آرام گرفت !

باز خورشيد درخشيد ولى مادرِ زار
خانه در صحن دلش ابرِ سيه فام گرفت !

روزى آخر شود اين شاخ ِ تَناور ترميم
آخرين جرعه كه اين مام چو هشّام گرفت !

چون سها هر كه از آغاز به خوشخواهى زيست
اين چنين بهرهء جانكاه به فرجام گرفت !

پاريس منوچهر برومند م ب سها

.
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست