دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

 

خیآبان خاطره
بدران

 

سمساری  سر کوچه ی آشنا.
پر شده از آدمها
از اونهای که میخوان
رایی شون رو پس بگیرن.
از اونایی که پشت چراغ قرمز حادثه
رد شدند و در باغ سبز ماندند.
از سلام فروش
از خریدار رویا
از اونی که بوی ودکا میده
اومده سرمایه شو بذاره    
سیره ی صحابه قرض کنه.
از اونی که آخرتش را  فروخته
اومده حسابشو  صاف کنه .
 از زنی که ناموسش را به دندان گرفته
او مده نجابتشو پس بگیره
از نویسنده نامدار
که خاطرات اوین رو
 از روی پیشخون پاک می کنه.
از فیلسوفی که نوار بهداشتی می خره
و خون فروشنده رو جوش میاره
از سلاخی که ریش گرو گذاشته 
ساطورشو پس بگیره.
بره شکار چلچله
از دختری که هولکی 
خواب ارغوانیش رو
از چشم مشتری پس می گیره .
سمساری سر کوچه ی آشنا
 پر می شود از اهل محل
از چکمه، از گوش،از بخیه .
از دکمه، از سینه، از نگاه 
از چشم ، ازچشم بند، از دشنام
از کلاه، از سر، از شکسته .
از بهار ،از باروت از بشکه
از ابر  از بهت از بهتان.
از دست از فرصت
از اشک از حسرت

از بدی از بدران

 

 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست