
این وطن مهد اهوراست اگر دریابند
مصطفی بادکوبه ای
این وطن مهد اهوراست اگر دریابند
خطه ایزد یکتاست اگر دریابند
... دشت عشق است کز آن بوی محبت خیزد
مهر در مهریه ماست اگر دریابند
دشت ما غمزده خون سیاووشان است
شاهدش لاله صحراست اگر دریابند
قصه پاکی عشق از لب شیرین بشنو
عفتش رشت ذولیخاست اگر در یابند
در دل ما سخن از کینه و خونریزی نیست
خانه عشق همینجاست اگر دریابند
هر که از عشق وطن گفت شود عین وطن
قطره اینجا خود دریاست اگر دریابند
مام میهن نگران تب و تاب من و توست
فصل مجنونی لیلاست اگر دریابند
شعر آزادی انسان به لب کوروش بود
غزل مهر فریباست اگر دریابند
مرزبان وطنم جان هزاران آتش
که کماندار کمانهاست اگر در یابند
سیلی بابک ما خورده به گوش تازی
سرخی چهره چه زیباست اگر دریابند
هفت خواندیدن و چون رستم از آن بگذشتن
پنجه در پنجه دنیاست اگر دریابند
عارفان عاشق این مرز سراسر گوهرند
شیخ در معرکه تنهاست اگر دریابند
مایه وحدت ما عشق وطن باشد و بس
شور این عشق هویداست گر دریابند
آنکه بر تازی و شمشیر کجش می تازد
شعر فردوسی والاست اگر دریابند
گل امید که روئیده در این وادی سبز
شعر آزادی فرداست اگر دریابند