فوتبال، نژادپرستی و مذهب؟!

 

        بهرام رحمانی

bamdadpress@ownit.nu

 

در هفته های اخیر به مناسبت مسابقات جام ملت های اروپا (یورو 2008)، تب فوتبال در تمام جوامع بشری به اوج خود رسید. تيم ملی فوتبال اسپانيا، با پيروزی يک بر صفر بر تيم ملی آلمان در بازی فینال، به مقام قهرمانی جام قهرمانی ۲۰۰۸ اروپا دست يافت.

در این روزها، ناسیونالیست ها، نژادپرستان و خرافه پرستان مذهبی به بهانه دفاع از تیم ملی خود، اهداف و سیاست های غیرانسانی شان را به نمایش گذاشتند. بدین ترتیب، ورزش به ویژه فوتبال از جنبه تفریحی و سرگرمی آن خارج شده و به رقابت در کلیه عرصه های اقتصادی، سیاسی تا باندهای مافیایی دولتی و غیردولتی تبدیل شده است.

در انگستان، کردهای ناسیونالیست و پان ترکیست درگیر شدند؛ نخست وزیر ها و روسای جمهوری کشورها در صفحه تلویزیون ها ظاهر شدند و از برتری تیم خودشان سخن راندند. در میدان های فوتبال و صفحات تلویزیون ها سرودهای احساسات ملی باد زده شد. گروه های سازمان دهی شده هواداران تیم های مختلف «هولوگان» ها، فش های رکیک و سرودهای نژادپرستانه سر دادند.

برای مثال، در سال 2006 بعد از این که بازیکن سیاهپوست انگلیسی در یک بازی دوستانه در مقابل اسپانیا در مادرید مورد تحقیر نژادپرستان قرار گرفت، سازمان های بین المللی فدراسیون فوتبال اسپانیا را فقط 65000 یورو (100 هزار دلار) جریمه کرد.

مساله نژادپرستی در هواداری از بازی فوتبال، به یک مساله جدی و خطرناکی تبدیل شده است. بر این اساس، هم ‌اکنون در یورو 2008، یک اتحادیه مبارزه با نژادپرستان تاسیس شده است که تبلیغات آن در تمام بیلبوردهای استادیوم‌ ها دیده می شود.

میشل پلاتینی، رئیس یوفا در این مورد گفته است: «ما یک مبارزه بزرگ و طولانی برای این اقدامات در راستای گسترش عزت نفس و حفظ احترام افراد انجام داده ‌ایم. اما تفاوتی بین مردم و ما که این اقدامات را انجام می دهیم وجود دارد. ما همیشه مسئولیت را در خود احساس می کردیم، که در برابر مردم و باشگاه هایی که نژادپرستی مورد علاقه‌ شان هست پرطاقت و مقاوم باشیم.»

پلاتینی، در ادامه می ‌افزاید: «به نظر من این یک مساله و مشکل برای فوتبال نیست، این یک مشکل اجتماعی است. اما با این وجود این مساله اجتماعی تلقی می شود و در فوتبال نیز باید با همراهی مربیان، بازیکنان و هواداران نژادپرستی را به حاشیه راند.»

البته تعدادی از هواداران فوتبال، به این عرصه نه به عنوان ورزش، بلکه به عنوان یک بازی قمار و پول ساز می نگرند و شرط بندی های زیادی با تبلیغات وسیع در رسانه های بورژوایی صورت می گیرد، به همین دلیل بر سر برد و باخت تیم های فوتبال و حتی فوتبالیست ها میلیون ها دلار سرمایه گذاری می شود و سرمایه داران در این عرصه نیز به رقابت یم پردازند. آن ها، گروه های نژادپرست را از این کشور به آن کشور می فرستند تا به اصطلاح تیم خودی را تشویق کنند و در صورت لزوم پایان مسابقات را به زد و خوردهای خنین تبدیل کنند تا زهر چشم از تیم رقیب بگیرند. اکنون سرمایه گذاری و قمار بر سر مسابقات فوتبال به یک پدیده جهانی محسوب می شود.

هم چنان که اورهان پاموک، دارنده جایزه نوبل ادبی، در گفتگو با اشپیگل، در جواب این سئوال که «شش سال پیش تیم ترکیه در جایگاه سوم جام جهانی قرار گرفت.»، چنین جواب می دهد: «بله. اما بعدا بازیکنان تیم ملی ما پس از ناکامی در شرکت در جام جهانی ۲۰۰۶ در آلمان، بازیکنان تیم سوئیس را مورد حمله قرار دادند. این عمل غیر اخلاقی و نابخشودنی بود، به ویژه روشی که بعدا روزنامه‌ های ترکیه در باره ‌اش نوشتند. آن ها گناه ناکامی تیم ترکیه را به گردن داوران بازی انداختند و به انواع نظریه های توطئه متوسل شدند. واقعا وحشتناک است. این روزها فوتبال ترکیه در خدمت اهداف ناسیونالیسم قرار دارد، اما نه در خدمت مردم.»

 

در ایران نیز تحریک احساسات مذهبی عاملی تعیین کننده در عرصه فوتبال است. در ایران تحت حاکمیت حکومت اسلامی، این بازی به عرصه ای در راستای تبلیغ خرافات اسلامی و کشمکش و رقابت جناح های حکومتی تبدیل شده است. اساسا تبلیغ خرافات مذهبی به سران حکومت و آخوندهای ریز و درشت محدود نمی شود، بلکه کسانی هم چون علی دایی، سر مربی  تیم ملی ایران، برای حفظ موقعیت خود، به خرافات مذهبی، جادو و طلسم و شکستن آن با دعا و غیره متوسل شده است.

بنا به گزارش سایت حکومتی نواندیش، «سرمربی تیم ملی و تیم سایپا در گفتگویی شایعات مندرج در رسانه ها مبنی بر باطل شدن طلسم شدن تیم سایپا و آغاز بردهای این تیم را در سال 1386 تایید کرد.

 به گزارش «نواندیش»، علی دایی در گفتگو با ویژه نامه نوروزی «روزنامه ایران» در پاسخ به سئوالی در خصوص جادو شدن تیم سایپا توسط یک جادوگر گفته است: اين عين واقعيت بود. يك روز تلفن همراهم را روشن كردم و ديدم از يك خط اعتبارى تاليا برايم پيام كوتاهى فرستاده شده. بيش تر اوقات اين جور پيام هاى ناشناس را پاك مى كنم وسوسه شدم كه اين يكى را بخوانم. ديدم نوشته پسر يك رمال و دعانويس است كه به حج و زيارت خانه خدا مى رود، نوشته بود كه حلاليت بگيرد. گفته بود پدرش دعانويس است كه از طرف يك نفر مامور شده تا تيم ما را طلسم كند. حلاليت خواست چون مى گفت نان اين پدر را خورده! ما خيلى دنبال فرستنده گشتيم. تمام آن نوشته ها عين واقعيت بود.

علی دایی، در پاسخ به این سئوال که «چه كسى سفارش اين جادو را مى داد؟» افزوده است:  مى دانم، ولى نپرسيد! اين يكى را نمى گويم. به هر حال تيم ما به آسيا رفته بود. مربيان زيادى براى مربيگرى سايپا دندان تيز مى كردند. ما به خيلى چيزها اعتقاد داريم ولى قرآن براى همه ما سند است. در همين قرآن آمده كه از سحر و جادو بترسيد. همان كسى كه پيامك فرستاد گفت در بازى بعد چه اتفاقى مى افتد. جلوى پگاه همه چيز مو به مو اجرا شد. ما باختيم. چون بايد شكست مى خورديم!

سرمربی تیم سایپا در پاسخ به این سئوال که «چطور باطلش كرديد؟» گفت:  با دعا، با توسل و سپس در پاسخ به سئوال دیگری مبنی بر «و البته در محضر و با كمك دعاى خير آيت الله العظمى بهجت.» ادامه داد: ايشان اصلا مرا نمى شناخت. يك بار رفتم دفتر ايشان و حاضرم زندگى ام را فدايش كنم. من فقط ۳۰ ثانيه روبروى آيت الله العظمى بهجت نشستم. سرشان را بلند كردند، چند توصيه كوتاه كردند و در آخر هم گفتند تو آدمى هستى كه زياد در چشم مردم قرار مى گيرى. بعد پشت سر ايشان نماز خواندم. هر زمان به ياد آن نماز آيت الله العظمى بهجت مى افتم مو به تنم راست مى شود.

سرمربی تیم ملی، هم چنین در این گفتگوی نوروزی (سال 1387)، در جواب خبرنگار ایران که پرسیده بود «روى نيمكت هم ذكر مى گوييد.» اذعان کرده است: صلوات مى فرستم.

همشهری جوان نیز در گفتگویی با علی دایی، نوشته هاست: سرمربی تیم سایپا درباره اخباری مبنی بر این که وی معتقد است تیمش طلسم یا جادو شده است گفت: در مدت ضعف تيم، متاسفانه خيلی از مسائل را مطرح كردند در روزنامه ها؛ از جادوگر، طلسم، سحر و فلان ... مهم نحوه پرداختن به موضوع است. و الا خود من به جادو اعتقاد دارم چون در قرآن هم آمده كه‌ «هذا سحر مبين» و متاسفانه بعضی ‌ها به اين كارها دست می ‌زنند و اين قبيل كارهای آن ها شيطانی است. در اين مدت من اعتقادم به خدا را قوی ‌تر كردم. خدا را شكر،‌ توانستم از اين مسائل كه تيم جادو شده است بيرون بيايم. قبل از آن مدام در فكر می ‌رفتم كه خدايا مگر می شود تو نخواهی و كسی جادو بكند؟! اما نزديك شدن به خدا خيلی به من كمك كرد و من را به خودم آورد. همين نزديك تر شدن به نظرم كارمان را درست كرده و تيم‌ مان از اين رو به آن رو شد.

وی، درباره علت تسبیح به دست گرفتنش در بازی های اخیر گفت: من به خاطر اين كه آرامش پيدا كنم تسبيح در دست گرفته بودم و صلوات می ‌فرستادم و به نظر من آدم بايد خودش را با اعتقادات قبلی و دينی ‌اش تقويت كند نه اين كه برود دنبال كارهای شيطانی. اين جا به من ثابت شد اگر خيلی ‌ها هم كارهای شيطانی بكنند، آدم می ‌تواند با قوی كردن اعتقادات‌ خودش بر خيلی چيزها فائق بشود. آدم با اعتقادات ‌اش می ‌تواند هزار تا جادو را هم خنثی بكند و اگر راه مستقيم را برود به خيلی چيزها می رسد. سحر و جادو شايد مقطعی جواب بدهد اما هميشگی نيست.

علی دایی، درباره صحت و سقم اخبار مربوط به دیدارش با آیت الله العظمی بهجت گفت: يك روز رفتم پيش آيت الله بهجت و اصلا صحبت‌ هايی كه ايشان با من كرد، يك اعتماد به نفس و يك قوت قلب بزرگی به من داد كه وقتی دوباره به تمرينات آمدم، می ‌دانستم اين بار موفق می ‌شوم چون بعضی صحبت ‌هايی كه كردند سبب شد اعتقادم بيش تر شود. فكر می كنم زمانی كه آدم به اصل رو بياورد می ‌تواند در همه چيز موفق بشود. اين مسائل، من را به خودم آورد. شايد يك خرده از خودم دور شده بودم و اين جريان من را برگرداند به همانی كه می ‌بايست باشم و خدا را شكر می ‌كنم.

در نخستين گام به حضور ۲ روحانى بزرگوار رسيدند و با دعوت از آن ها براى حضور در تمرينات اين تيم گوسفندى را قربانى كردند و ذكر گفتند تا شايد اين اقدام اثر آن كارها را از بين ببرد اما ظاهرا اين راهكار، «نارنجى پوشان» را راضى نكرد. به اين ترتيب، آن ها اين بار به محضر يك روحانى «عالى قدر» رفتند تا بتوانند با استفاده از توان معنوى دعاى اين «بزرگوار» راه به جايى ببرند. آن ها خدمت حضرت آيت الله العظمى بهجت رسيدند تا مشكلات سايپا را با ايشان در ميان بگذارند و از ايشان طلب يارى كنند. در اين خبر كه روى خروجى سرويس خبرى قم (قمنا) قرار گرفت، آمده بود:

«على دايى به همراه تعدادى از مسئولان باشگاه سايپاى تهران شنبه در دفتر آيت الله العظمى بهجت حضور يافتند و از نزديك با آيت الله العظمى بهجت ديدار كردند.»

دايى‌ که‌ «براى‌ زيارت‌ از بارگاه‌ حضرت‌ معصومه(س) و مسجد جمکران‌ راهى‌ قم‌ شده‌ بود، به‌ ملاقات‌ مرجع‌ تقليدش‌ رفت. پس‌ از آن که‌ دايى‌ نماز ظهر و عصر را در صف‌ اول‌ جماعت‌ به‌ امامت‌ آيت‌ا... العظمى‌ بهجت‌ خواند، از مرجع‌ تقليد خود خواست‌ تا براى‌ موفقيت‌ در زندگى‌ و مربيگرى ‌اش‌ دعا کند.»

در اين ديدار «على دايى، به پاره اى از مشكلات خود و باشگاه سايپا اشاره كرد و آيت الله العظمى بهجت نيز دستورات و توصيه هايى را به وى و همراهان فرمودند و براى ايشان دعاى خير كردند.»
لازم به ذكر است دايى، قبل از ديدار با آيت الله العظمى بهجت، به يكى از اعضاى دفتر معظم له گفتند كه مدتى قبل شخصى با دادن نشانه هايى گفت: «باشگاه فوتبال سايپا بدخواه دارد و آن ها ادعا كردند كه اين تيم را طلسم كردند و سعى در مشكل تراشى براى اين باشگاه دارند. نشانه هايى كه شخص موردنظر گفت درست بود و همگى به وقوع پيوست. بدين منظور خدمت آيت الله بهجت رسيده ايم تا دعاى خير معظم له مشكل گشا شود.»

آيت الله بهجت، یکی از مهره های اصلی و پرنفوذ حکومت اسلامی است که هر کسی را بپذیرد گره او را برای رسیدن به پستی و مقامی می گشاید، به همین دلیل بیش تر سرداران غیبی امام زمان، سپاه، بسیج، استاندار، فرماندار، وزیر و نماینده مجلس و غیره که با ایشان دیدار می کنند و خواهان سهم بیش تری از حاکمیت هستند اگر مورد تایید وی قرار گیرند بعید است که کسی از سران حکومت اسلامی دست رد به سینه وی بزند. از این رو، مشکل علی دایی را نیز ایشان حل کردند، طلسم وی ر اشکستند تا این که او، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران گردید؟!

البته اگر از انشاء الله و ماشاء الله علی دایی بگذریم به نوشته روزنامه ها، وی، غیر از حمایت برخی از آیت الله ها، از حمایت رییس جمهوری نیز برخوردار است و دستمزدی بالغ بر یک میلیارد و صد هزار یورو، حدود یک میلیارد و ششصد و هفتصد میلیون، دریافت می کند؛ در کشوری که دستمزد ناچیز کارگران ماه ها پرداخت نمی شود و گرانی کمرشکن است امر علی دایی ها نیست؟!

على دايى، پولدارترين فوتباليست ايران است. گفتگوی رشیدپور، مجری برنامه مثلث شيشه ‌ای شبکه پنج سيما، با علی دایی این سخنان رد و بدل شد: «اصلا اين طور نيست و خدا را شكر، نمى گويم ندارم اما آنچه دارم متعلق به يك مجموعه است و من با خانواده ام زندگى مى كنم و هيچ موقع همه چيز را براى خودم نخواسته ام و البته هنوز اجاره نشين هستم نه اين كه نداشته باشم اما با سرمايه ام كار مى كنم. حتى همسرم گهگاهى ناراحت مى شود كه چرا با اين دارايى و سرمايه اجاره نشين هستيم. مجرى برنامه در جواب اين حرف دايى مى گويد كه باور نمى كنيم اما دايى مى گويد: نگفتم ندارم اما با سرمايه ام كار مى كنم و خدا را شكر بيش تر از آنچه حقم بوده هم دارم. على دايى هيات عزادارى دارد؟ نذرى مى دهد؟ على دايى چقدر از ائمه اطهار (ع)كمك مى گيرد؟ دايى كمى مكث مى كند و بعد مى گويد: مطمئن هستم در قهرمان شدن سايپا حضرت زهرا (س) نظرى داشته اند. امشب شب شهادت خانم فاطمه زهرا (س) است و مطمئن هستم خانم نظر ويژه اى به ما داشته. هرگز فراموش نمى كنم كه براى يك بازى پيشانى بند با نام ائمه به بچه هاى تيم ملى دادند. كاملا اتفاقى نام خانم فاطمه زهرا (س) به من رسيد. از بچگى عاشق خانم فاطمه زهرا (س) بودم و ارادت ويژه اى به ايشان دارم...»

علی دایی، هم چنین در یکی از برنامه های نود صدا و سیمای حکومت اسلامی، در پاسخ به این پرسش که «شما قبلا گفته بودید کسی سرمربی تیم ملی ایران می شود که در فدراسیون فوتبال لابی قوی تری داشته باشد و حالا خودتان سرمربی شده اید.» گفت که بقیه با بنده های خدا لابی کردند و من با خود خدا...

پس از یک دوره طولانی کشمکش بین سران حکومت اسلامی و فیقا، سرانجام علی دایی، کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال ایران و سرمربی فعلی باشگاه سایپا، به سر مربیگری تیم ملی فوتبال ایران منصوب شد.

محمود احمدی نژاد، از محمد علی آبادی خواست از رقابت در انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال کناره گیری کند. احمدی نژاد یک شنبه 25 آذر 1386 (16 دسامبر 2007)، در گفتگو با تلویزیون دولتی ایران گفت این درخواست به خاطر «مصلحت فوتبال» مطرح شده است.

این خبر در شرایطی منتشر شده است که فیفا، فدراسیون جهانی فوتبال در روز 14 آذر (5 دسامبر) اعلام کرد که به مسئولان ایرانی هشدار داده است اگر نامزدی محمد علی آبادی، رئیس کنونی سازمان تربیت بدنی در انتخابات فدراسیون فوتبال تایید شود، این انتخابات را به رسمیت نخواهد شناخت.

با این حال محمود احمدی نژاد، گفت: «به او گفتم ... کنار برود تا مشکلات حل شود و من بعدا درباره مشکلات پیش آمده بررسی و آن را حل خواهم کرد.»

فیفا، در روز پنج شنبه 23 نوامبر 2006 طی بيانيه ای اعلام کرد که فدراسيون فوتبال ايران در روند تصميم گيری ها، انتخاب اعضای فدراسيون و تعيين رئيس فدراسيون، استقلال خود را از دولت حفظ نکرده و بدين ترتيب ناقض بند هفده اساسنامه فيفا شناخته شده است.

به همین دلیل فیفا تمام تیم های ملی و باشگاهی ایران را از حضور در میادین بین المللی محروم کرد.

اما با رایزنی های انجام شده یک کمیته انتقالی شش نفره مرکب از سه نماینده فیفا (صفایی فراهانی، خبیری و غفاری) و سه نفر از نمایندگان سازمان تربیت بدنی ایران، مامور اداره امور فوتبال ایران و تدوین اساسنامه فدراسیون شد.

اساسنامه تهیه شده در این کمیته چند بار به فیفا ارسال شد که فیفا هر بار ایرادهایی حقوقی و جزئی به این اساسنامه گرفت، تا این که روز سه شنبه سه شنبه 3 ژوئيه 2007 - 12 تیر 1386 اعلام شد این اساسنامه به تایید نهایی فیفا رسیده و قابل اجرا است.

در پی برکناری محمد دادکان، رئیس وقت فدراسیون فوتبال ایران، فیفا به اتهام دخالت حکومت اسلامی در امور فدراسیون فوتبال، بازیکنان، داوران و تیم های ملی و باشگاهی ایران را از شرکت در مسابقات بین المللی معلق کرد و تا پذیرش تدوین اساسنامه ای جدید برای اداره فدراسیون فوتبال ایران (بدون دخالت دولت)، تعلیق ایران ادامه داشت.

فیفا، خود و فدراسیون های فوتبال عضو را نهاد غیردولتی (NGO) می داند و بر اصل جدایی دولت ها از اداره امور فوتبال در کشورهای عضو به شدت تاکید دارد.

علی دایی، متولد 1 فروردین 1348، بازیکن سابق تیم ملی ایران و سرمربی کنونی این تیم و سرمربی سابق تیم سایپا است. او، در تاریخ 12 اسفند 1386، طی حکمی از سوی علی کفاشیان، رییس فدارسیون فوتبال ایران با قراردادی سه ساله به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران منصوب گردید.

بدین گونه، تیم ملی ایران که از حدود هفت ماه پیش و بعد از برکناری امیر قلعه نویی در پایان مسابقات جام ملت های آسیا بدون سرمربی بود، علی دایی به این سمت گمارده شد.

علی دایی، از سال 1372 تا سال 1385 (از 1993 تا 2006) در تیم ملی ایران بازی می کرد و در این مدت 149 بار با پیراهن تیم ملی ایران به میدان رفت و بیش از 100 بار گل زد.

علی دایی، متولد اردبیل است و فوتبال را در سن 19 سالگی در تیم استقلال این شهرستان آغاز کرد. او، در سال 1372 و در حالی که بازیکن تیم بانک تجارت بود، به تیم ملی ایران دعوت شد.

دایی در سال 1996، به تیم آلمانی «آرمینیا بیله فلد» پیوست و سپس مورد توجه باشگاه بایرن مونیخ قرار گرفت و بعد از یک فصل حضور در بیله فلد به بایرن مونیخ، و سرانجام به تیم آلمانی هرتا برلین پیوست.

علی دایی، بعد از بازی در هرتا برلین، بازی در اروپا را ترک کرد و به فوتبال خود در آسیا ادامه داد. او، یک فصل در الشباب امارات و یک فصل در السد قطر بازی کرد و بعد دوباره به تیم سابقش، پرسپولیس، برگشت. دایی بعد از یک فصل حضور در پرسپولیس به صباباتری رفت.

سپس به باشگاه سایپا رفت و بعد از چند ماه به عنوان سرمربی و بازیکن هم زمان این تیم معرفی شد. او، در طول این سال ها 149 بار برای تیم ملی ایران بازی کرده است. او، در حال حاضر عضو کمیته فوتبال فدراسیون بین المللی فوتبال، فیفا نیز هست.

 

 

لازم به یادآوری است که نئونازی ها در اینترنت سایتی را برای تظاهرات روز 21 ژوئن 2006 اختصاص داده اند. در این روز تیم ایران با تیم آنگولا مسابقه می دهد. آن ها در این سایت همبستگی خود را با حکومت اسلامی و احمدی نژاد به نمایش می گذارند.

پیش از این روز پنج شنبه 20 آوریل 2006 ئودو فویگت Udo Voigt رییس حزب نئونازی آلمان که در این کشور نه تنها ممنوع نیست، بلکه حق شرکت در انتخابات را هم دارد، ولی از سوی نهادهای امنیتی آلمان به شدت تحت کنترل قرار داشته و به عنوان حزب راست های افراطی معروف است (ان پ د NPD مخفف حزب ناسیونال دمکراتیک آلمان است- برای یادآوری: حزب هیتلر، ناسیونال سوسیالیست نام داشت که اعضا و هوادارانش به اختصار به «نازی» معروف شدند) در یک گفتگو با برنامه «پانوراما» که از شبکه یک تلویزیون دولتی آلمان پخش شد با پشتیبانی از احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران، اعلام کرد که این حزب به دلیل نزدیکی به مواضع سیاسی حکومت ایران، قصد دارد استقبال شایانی از تیم فوتبال ایران به عمل آورد و از حالا برای این استقبال تدارک می بیند.

خبر استقبال و پشتیبانی نئونازی ها از تیم ایران در همه خبرگزاری ها و کانال های تلویزیونی و رادیویی آلمان جزو نخستین خبرها پخش گردید.

روزنامه بريتانيايی گاردين روز چهارشنبه 12 آوريل 2006 نیز در گزارشی به خبر حمايت يک گروه نئونازی آلمان از تيم فوتبال ايران در جام جهانی پرداخت.

بنابه اين گزارش، حزب راستگرای افراطی ان پی دی (NPD) به دنبال تبليغ مواضع خود با بهره برداری از پوشش رسانه ای جام جهانی فوتبال است، و مقام های اين گروه قصد دارند روز 21 ژوئن در شهر لايپزيگ، محل برگزاری ديدار ايران و آنگولا، راهپيمايی کنند.

در بيانيه کوتاهی که در وب سايت اين حزب آلمانی منتشر شده، با اشاره به تهديدهای موجود عليه ايران و اعلام همدلی با مردم اين کشور، آمده است: «ما می خواهيم ورود تيم ملی فوتبال ايران را به شهر لايپزيگ خوشامد بگوييم.»

نويسندگان گاردين، هم چنين از فعاليت مشابه يک گروه راستگرای پرتغالی در دوران جام جهانی خبر داده اند و نوشته اند که حزب ان پی دی آلمان تصميم دارد علاوه بر ايران، بازی های تيم فوتبال لهستان را نيز هدف برنامه های تبليغاتی خود قرار دهد.

جام جهانی فوتبال 2006، در روز 9 ژوئن در شهرهای مختلف کشور آلمان برگزار گردید. به نوشته روزنامه گاردين، اعضای اين حزب افراطی آلمانی محمود احمدی نژاد، رييس جمهور ايران، را به خاطر «افسانه» خواندن واقعه کشتار يهوديان و... تحسين می کنند.

روزنامه گاردين نوشته است افزايش نگرانی ها موجب شده گروه «فوتبال بر ضد نژادپرستی در اروپا» رسما در اين مورد به مسئولان برگزاری جام جهانی هشدار بدهد. قرار شد ناظرانی از اين گروه ديدارهای جام جهانی را بررسی کنند و در مورد شعارها و پلاکاردهای تماشاگران به مقام های مسئول گزارش بدهند.

بدین ترتیب، علاوه بر استقبال فاشیست های آلمان از احمد نژاد و فوتبال ایران، ورزش در این کشور در دست باندهای مافیایی دولتی و غیردولتی اسیر است و فوتبالیست های معروفی هم چون علی دایی که نان به نرخ روز می خورد و مبلغ خرافات مذهبی می شود الگوی بسیار بدی به ویژه در میان جوانان طرفدار فوتبال و هواداران خود است. علی دایی، به جای این که طرفدار آزادیف برابری و مدنیت باشند؛ از حقوق برابری زن و مرد و حضور زنان در مسابقات ورزشی دفاع کند؛ به سرکوب های فردی و اجتماعی، زندان، شکنجه، اعدام و سنگسار مخالفت نماید به خرافات مذهبی و آخوندها و عوام فریبی متوسل می شود تا موقعیت خود را حفظ کند. بنابراین، فوتبال ایران، بیش از هر کشور دیگری اسیر خرافات مذهبی و مافیای قدرت است. عملکرد و تفکر علی دایی در رابطه با مذهب و حاکمیت نه تنها الگوی خوبی به ویژه برای جوانان طرفدار فوتبال نیست، بلکه خطرناک هم هست. زیرا خرافات مذهبی را در جامعه اشاعه می دهد و به شستشوی مغزی جوانان با خرافات مذهبی یاری می رساند نه به آزادی و برابری و حرمت انسان ها!

علی دایی، چهره های متفاوت دارد. او، هم زرنگ است و هم به طلسم، فال، دعا، روضه و نوحه اعتقاد دارد و هم عاشق رهبر است. و هم چنین می داند چگونه با مافیای دولتی و غیردولتی در فوتبال کنار بیاید و هم فوتبالیست خوبی است.

در کشوری که رییس جمهوری آن در جلسات دولت یک صندلی خالی قرار می دهد که گویا صندلی امام زمان است که به صورت غیبی در جلسات دولت شرکت می کند، انتظاری بیش از این نیست که سرمربی تیم ملی فوتبال آن نیز با دعا و طلسم و... در مسابقات حضور یابد. اگر احمدی نژاد نماینده امام زمان در پست ریاست جمهوری ایران است علی دایی نیز نماینده امام زمان در تیم ملی فوتبال این حکومت است؟!

 

 

فوتبالی که امروزه شاهد آن هستیم تاریخی چند هزار ساله دارد. فوتبال تخست در کشورهای چین، یونان، مصر و روم باستان زادگاه شد. تحقیقات نشان می دهد که ملل مختلف هزاران سال قبل از میلاد بازی های  شبیه فوتبال داشته اند.

تاریخ شروع فوتبال در ایران نیز به حدود یک قرن پیش باز می گردد. یعنی زمانی که یک گروه انگلیسی برای اکتشاف نفت در جنوب ایران عازم کشورمان شد. پس از حفر اولین چاه نفت در «مسجد سلیمان» به سال  1908، فوتبال به شکل جدی در این شهر دنبال گردید.

با پایان یافتن جام جهانی ۲۰۰۶ در آلمان، نقشه جدید فوتبال در جهان ترسیم شد. بر اساس این نقشه و آمار و ارقام رسمی فیفا، در دنیا ۲۴۰ میلیون نفر در ۳۰۰ هزار باشگاه و در قالب یک میلیون و ۴۰۰ هزار تیم به عنوان بازیکن فوتبال به رسمیت شناخته شده اند. خانواده بزرگ فوتبال جهان که در نهایت ۷۰۴ بازیکن منتخب، آنان را در جام جهانی و در قالب ۳۲ تیم ۲۲ نفری نمایندگی می کنند. نخستین ویژگی مهم، آمیزش تمام عیار فوتبال با سرمایه داری جهانی و بازرگانی و تجاری آن است. جام جهانی و اعتبار فوتبال، در همکاری کامل با شرکای تجاری و حامیان مالی قرار گرفته است. آن ها سرمایه گذاران اصلی رونق کنونی فوتبال هستند. حق استفاده انحصاری از نام و لوگوی فیفا و درگیر شدن در تمام عرصه های برگزاری جام جهانی از مراکز خبری و اطلاع رسانی گرفته تا اماکن سرگرم کننده، سطح بهره برداری سرمایه گذاران و شرکای فیفا را تعریف می کند. بر این اساس طبیعی است که اگر فقط خانواده رسمی جهانی فوتبال در معرض تبلیغات حامیان مالی قرار گرفته باشند، بازار بزرگی به وسعت تمام جهان در مقابل خود دارند.

در کنار فیفا و شرکای تجاری، معمولا میزبان به عنوان ضلع سوم منافع کوچک و بزرگی را شمارش می کند که به طور مثال درآمد کل حاصل از توريسم جام جهانی بین دو و نیم تا سه ميليارد دلار تخمین زده می شود.

هر جام جهانی محصول همکاری یک تیم بزرگ ۵۰ هزار نفری است که بدنه اصلی آن را مدیران و نیروهای داوطلب میزبان شکل می دهند. یکی از سرمای گذاری ها در عرصه ستاره ها، مد و آرایش ظاهری بازیکنان است.

در جام جهانی ۲۰۰۶ شرکت آدیداس ابتکار جدیدی را به عرصه نمایش گذارد و یک ورزشگاه کوچک با ظرفیت ۹ هزار نفر و با تمام امکانات واقعی، آن هم در مدتی کم تر از یک ماه و در بهترین و مهم ترین نقطه شهر برلین ساخت. تماشاگران با خرید بلیط هایی به بهای ۳ یورو در این ورزشگاه از طریق تلویزیون های بزرگ به تماشای بازی ها می نشستند و در حاشیه آن نیز از تمام امکانات رفاهی مانند رستوران، زمین های بازی، صحنه رقص و موسیقی بهره مند می شدند. این در حالی است که ارزان ترین بلیط تماشای یک بازی واقعی کم تر از ۶۰ یورو نیست. آدیداس در این مدت درآمدی بالغ بر یک میلیون و ۸۰۰ هزار یورو از محل بلیط فروشی در این ورزشگاه موقت کسب کرد.

این رقم در مقابل آمار فروش محصولات این شرکت در فروشگاه اختصاصی جنب همین ورزشگاه مانند قطره در مقابل دریاست. چرا که تمامی توپ های فوتبالی که رسما برای این بازی ها از آن استفاده می شد، به فروش رفت و تعداد یک میلیون و ۷۵۰ هزار عدد پیراهن های مختلف تیم های ملی کشورها به خصوص آلمان نیز، فروخته شد.

آدیداس اولین شرکتی بود که قرارداد شراکت تجاری با فیفا برای سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴ را به امضا رساند. طبق این قرارداد ۳۵۱ ملیون دلاری، آدیداس ۲۱۵ میلیون دلار نقد و ۱۳۶ میلیون دلار در قالب تجهیزات ورزشی در اختیار فیفا قرار خواهد داد. برای این دوره هشت ساله فیفا در پی شش شریک تجاری، ۶ تا ۸ بانی مالی و ۴ تا ۶ حامی مالی (و ملی)  دیگر است.

فیفا، از محل فروش حق پخش تصاوير تلویزيونی نیز درآمدی حداقل بالغ بر يک ميليارد و دويست ميليون يورو دارد. آمارهای جام جهانی ۲۰۰۲ نشان داده بود که ۲۸ میلیارد و ۸۰۰ میلیون نفر در ۲۱۳ کشور جهان بازیهای جام جهانی را به تماشا نشسته بودند. با توجه به افزایش ۲۰ درصدی تماشاگران فوتبال در ورزشگاه های آلمان در جریان جام ۲۰۰۶، می توان نتیجه گرفت که نمودارها در این خصوص نیز سیر صعودی داشته اند. هر بسته تبلیغات سی ثانیه ای که در شرایط عادی، اما اوقات مهم تلویزیون های انگلستان، تا ۶۰ هزار پوند به فروش می رسد، در ایام جام جهانی با رقمی معادل نیم میلیون پوند معامله می شود. صفحات پایگاه اینترنتی رسمی فیفا بیش از دو میلیارد بیننده داشته است.

جام جهانی ۲۰۰۲ بیش از ۵۰۰۰ کارمند ایستگاه های رادیو تلویزیونی، ۳ هزار و ۷۰۱ روزنامه نگار و ۸۴۹ عکاس را پذیرفت. این آمارها برای جام های بعدی قطعا افزایش داشته اند.

اهمیت یافتن موضوع امنیت بازیکنان، میهمانان و طرفداران است. جام جهانی 2006 آلمان، در یک سالگی انفجارهای لندن، انفجارهای اسپانیا و التهاب جنگ و تنش در خاورمیانه و تهدیدات تروریستی، با آرامش به پایان رسید. در این عرصه نیز میلیون ها دلار سرمایه گذاری از دوربین های مدار بسته تا مامورین ویژه و غیره شده بود.

شایان ذکر است که در بازی های اخیر یورو 2008، تنها ۷۰۰ میلیون یورو سود خالص نصیب اتحادیه فوتبال اروپا (یوفا) شده است.

در مسابقات جام جهانی فوتبال، هم چنین سه پديده زشت با حمایت سرمایه داری جهانی، به نحوی پيچيده در اعماق جوامع سازمان دهی و به مرکز صحنه رانده می شوند: اولی نژادپرستی، دومی انواع و اقسام مواد مخدر و سومی تن فروشی. باندهای مافیایی سرمایه داری برای تحت پوشش قرار دادن جامعه در این عرصه های مخرب و غیرانسانی از ماه ها قبل تدارک ویژه ای می بینند و حتی قربانیان خود (توزیع کنندگان مواد مخدر، تن فروشان و...) را از کشورهای فقیر انتخاب می کنند که برده وار کار کنند.

 

ديويد زيرين، تحليل گر ورزشی آمريکا که در زمينه ورزش و نژادپرستی کار کرده است، در کتابی تحت عنوان «اسم من چيست؟ احمق» را در همين رابطه منتشر کرده است. نام کتاب جمله ای است از محمد کلی قهرمان بکس قبلی جهان در جريان يک مسابقه. ديويد زيرين در اين کتاب از جمله صداقت، شهامت و استواری کلی جوان را در مبارزه با راسيسم و جنگ و تجاوز در اين کتاب ستوده است که خود داستانی است شنيدنی و بايد جداگانه به آن پرداخت.

زيرين، در مورد راسيسم و فوتبال می گويد در جريان بازی های مقدماتی در سراسر اروپا صحبت در مورد نژادپرستی در سطح بالا جريان داشت و اين ماجرا با مسايلی مثل مهاجران، پناهندگان و احساسات ضد مسلمان ها گره خورده بود و در اين جريان حوادث بسيار زشتی اتفاق افتاد. از جمله اين که بازيکنان بزرگ آفريقايی که در تيم های اروپايی بازی می کردند، هربار که پای آن ها به توپ می خورد، صدای ميمون از درون صفوف هواداران بلند می شد. هواداران از لژ پوست موز يا نارگيل روی بازيکنان سياه پوست پرت می کردند. کار به جايی کشيد که يک بار يک ستاره نامدار کامرونی که با تيم بارسلونا بازی می کند، آن قدر ناراحت شد که جدا راه خروج از زمين بازی را در پيش گرفت و گفت: «من ديگر بازی نخواهم کرد.» بازيگران هر دو تيم در تلاش با يکديگر توانستند اين نوع هواداران را بيرون کنند تا بازی ادامه پيدا کند. بار ديگر يک بازيکن افريقايی به نام مارک زورو که با کلوپ های سطح بالای ايتاليا بازی می کند توپ را از زمين برداشت و در حالی که آن را زير بغل گرفته بود، می خواست از زمين خارج شود. او اجازه نمی داد کسی دست به توپ بزند. به شدت برآشفته بود. يکی از بازيگران سياه پوست گفت: «در اروپا با ما بدتر از سگ رفتار می کنند.» 

هوليگانيسم نیز يكی دیگر از پدیده های زشت بازی فوتبال است و هواداران تیم های فوتبال تمام خشم و عصبانيت شان را در طی مسابقات سر مخالفین خود خالی می کنند و هر آنچه که دست شان می رسد تخریب می کنند.

اکنون ورزش و در راس آن فوتبال، به شکلی از سرمايه و تجارت در دست کمپانی های بزرگ و صاحبان قدرت تبديل شده است. سرمایه داری جهانی به خصوص از طریق شرکت های چند مليتی، که مبلغ و سازمانده اصلی اين بازی و سرگرمی جهانی هستند، همواره از این طریق سیاست های ناسیونالیستی، فاشیستی و باورهای خرافی مذهبی را باز تولید می کنند. تنها با تبلیغ و گسترش سیاست های انترناسیونالیستی که بر آزادی و برابری انسان ها بدون توجه به ملیت، جنیست و باروهای شان تاکید می ورزد قادر است جامعه جهانی را از این تبلیغات مسموم کننده و خطرناک رهایی بخشد و موقعیت بازی فوتبال و ورزش های دیگر را به همبستگی، ساعات خوش و تفریح واقعی انسانی تبدیل کند.

یازدهم تیر 1387 - یکم ژوئیه 2008

 

 

 

بازگشت