هنر و عشاير آذربايجانشرقي :
هنر در عشاير آذربايجانشرقي نقش بسزايي دارد از جمله هنرهاي خاص اين مردم مي توان به كليم و ورني و موسیقی اشاره نمود  

1- موسيقي اصيل آذربايجاني نيز زاييده اين مردم است كه چنين موسيقي اصيلي را كه همراه با تصنيف ها و اشعار و موسيقي خاص خود مي باشد را ((مقام )) گويند و نوازنده و سراينده اين اشعار را (( عاشق)) گويند كه در بخش موسيقي چند نمونه از آن آورده شده ( رجوع به موسيقي )  كه بسيار زيبا در ضمن بي  همتا  مي باشد .
موسیقی عشایر و ایلات از موسیقی آذربایجانی جدا نبوده و قرنها در دل مردم این مرز و بوم در بین آحاد جامعه جا خوش کرده است ولی با این همه عشایر برای خودش در موسیقی وزن و آهنگ و دستگاه و آلات سنتی خاص دارد : که معروفترین موسیقی و آهنگ نی و اقسام آن میباشد.
نی : وسیله موسیقی ساده ای است که اغلب از نی و گاهی اوقات از فلز یا چوب ساخته می شود که اغلب آهنگهای بخصوصی را می نوازد اغلب چوپانها بیشتر برای رام کردن احشام در کوهستان آنرا می نوازند.
تار : وسیله موسیقی کاملی است که آذربایجان وایران و بویژه در شهرهای عشایر نشین و ییلاق و قشلاق خودنمایی می کند و یک نوع ساز زهی کاملی است که بوسیله آن میتوان آهنگهای متنوع و مقامات ردیف دار را نواخت که در حال حاضر درجمهوری آذربایجان بسیار متداول است.
ساز:یکی دیگر از آلات موسیقی  آذربایجان است که در بین عشایر بخصوص عشایر اطراف ارسباران - مشکین شهر- اردبیل و مغان حرف اول را می زند و نوازندگان این وسیله را در دنیا و ایران بویژه آذربایجان (( عاشیق)) می نامند. اغلب این ساز همراه با نوازندگی سرنا و دایره و قاوال و ناغارا می باشد  که بیشتر محلی هستند و در بین عشایر از محبوبیت زیادی برخوردارند.
گارمان : خواستگاه این وسیله جمهوری آذربایجان ((باکو)) می باشد و نوازشگر دلنواز آهنگها فولکوریک آذربایجانی و عشایری می باشد که شکل بین المللی آن همان آکاردئون می باشد که شبیه گارمان بوده ولی هم می تواند برای موسیقی اروپایی و یا آذربایجانی به کار رود.
توتک: یک نوع نی می باشد که در ابتدای محل دمیدن دارای زبانه و سوراخ خروج هوا و نوا تعبیه شده است.
رقص و رقاص : در زمانهای گذشته اغلب در کنار گروه موسیقی یک نفر نوجوان پسر (که دارای قدرت بدنی فراوان و چالاکی و تمرینات ژیمناستیکی ) بود همراه گروه به رقص می پرداخت که فرد مزبور را رقاص می گفتند. ( رقصهای قفقازی- قزاقی - قراباغلار و سایر ایفا جات محلی می باشد)
عاشیق یا (( عاشیقلار)) : در واقع موسیقی و رقص و آواز و داستان و گویای تمام اشعار و بیاتی ها و کلیه شوق و ذوق آذربایجان و ایلات این دیار است موسیقی و شعر ترکی آذربایحانی در حقیقت با عاشیقلار شروع و در شادی عشق و عاشقی ختم می شود بیان عاشیق همیشه با ساز و شعر همراه بوده و داستانهای بسیاری از زبان آنان سینه به سینه گشته و هنوز هم بر سر زبانهاست مانند داستانهای ( اصلی و کرم -کور اوغلی - قوچاق نبی - رامق و عذرا - سارا و ...) از این جمله هستند


 

2- ورنی :
ورنی که توانسته راه طولانی بين چادرهای ايلی عشاير ناحيه شمال غربی ايران تا بازارهای جهانی را علیرغم همه محدوديت ها پشت سر بگذارد و به مدد مختصات و ويژگيهای منحصر به فردش جايي برای خود باز کند ، اگر چه تا کنون توليدش چندان مورد حمايت قرار نگرفته ، اما درباره اش سخن بسيار گفته شده است . گروهی آنرا گليم فرش نما ، جمعی شبه قالی و عده ای گليم عشايری خوانده اند اما هيچکدام اين تعاريف ، علیرغم درست بودنش ، گويا نيست و ورنی را فقط می توان ورنی ناميد و نه هيچ چيز ديگر ! در يک نگرش کلی به انواع زير اندازهايي که در ايران بافته می شود ، می توان سه شيوه بافت را به راحتی تشخيص داد :
1- گره بستن ؛ که طی آن نخ خامه رنگين ( به صورت متقارت يا غير متقارن ) بر روی نخ های تار بسته می شود و حاصل آن قالی و قاليچه است .
2- پود گذاری ؛ که در آن نخ خامه رنگين به گونه ای خاص از لابه لای نخ های تار عبور داده می شود و گليم و زيلو ما حصل آن است .
3-
پود پيچی ؛ که هيچ يک از اشکال پيش گفته را ندارد و بر آيند پيچش نخ خامه به دور نخ های تا راست و باعث توليد محصول ويژه ای می شود که در استا ن کرمان آن را (( شيريکيپيچ)) و در استان آذربايجان آن را ((ورنی )) می خوانند .
ورنی که بدليل عدم استفاده از گره در بافتش جزو انواع گليم و به اعتبار شکل ظاهريش شبيه قالی به نظر می آيد ، زير اندازی است که بدون استفاده از نقشه و به پشتوانه ذهنيات عشاير شاهسون (  ال سون کنونی ) شکل می گيرد .


بر اساس بررسی های انجام شده توسط کارشناسان (( سازمان صنايع دستی ايران ))  اين نتيجه به دست آمده که توليد ورنی ظرف ِکصد سال اخير در آذربايجان مرسوم گرديده و افراد معمر بومی معتقدند که محل اصلی توليد ورنی منطقه قره باغ ( در آذربايجان شوروی فعلی ) بوده و بر اثر روابط و علقه های فرهنگی و عشايری و تردد هايي که در دو کناره رود ارس انجام پذیرفته ، به تدريج ورنی بافی ابتدا در بين ايلات و عشاير منطقه اهر و  سپس در بين مهاجر نشين های دشت مغان رواج يافته است ، در حالِکه (( جنی هاسکو)) مولف کتاب (( قاليچه های عشايری )) اين نظريه را به شدت رد کرده و نوشته : تمام اقوام ساکن در آذربايجان ايران و شوروی اصل و نسب مشترکی دارند و تا قبل از تسلط روسيه بر قفقاز در قرن نوزدهم ( که نتيجه سوء تدبير شاهان قاجار بود ) بين اقامتگاه های آنان مرزی وجود نداشت و به راحتی می توانستند با يکديگر رفت و آمد و مبادلات هنری و فرهنگی داشته باشند و به يک نسبت مساوی بر هنر ها و صنايع يکديگر اثر بگذارند یا تاثير بپذيرند و به همين لحاظ ، صراحتا نمی توان گفت بافندگان قفقازی بر عشاير ايرانی اثر گذاشته اند ، چون احتمال بر عکس بودن اين قضيه نيز وجود دارد و حتی هيچ بعيد نيست که هنر هر دو قوم از يک جا سرچشمه گرفته باشد .(( جنی هاسکو)) که ظاهرا برای تکمیل تحقيقات خود پيرامون بافته های عشايری به ايران نيز سفر کرده ، با ذکر اين توضيح که اجازه تحقيق در قفقاز را برای بردن به اصل و منشا ورنی بافی به دست نياورده ، بر اساس مشخصات توليدات ايرانی و قفقازی به مقايسه آنها با يکديگر پرداخته و متذکر گرديده که بافندگان قفقازی بيشتر علاقمند به ظرافت و بافت خطوط واضح در زمينه ساد ه هستند ، در حاليکه بافندگان ايرانی به جزييات فرعی کار و خصوصا استفاده از نقوش و اشکال انسانی ، گياهی و حيوانی اهميت بيشتری می دهند .نقوشی که مورد استفاده بافندگان ورنی قرار می گيرد ، نشانگر تاثير محيط زيست بر اذهان زنان و دختران ايلياتی و نمودار استعدادهای بالقوه فکری آنان می باشد و عمدتا عبارت است از نقوش گوزن ، آهو ، گرگ ، سگ گله ، مرغ و خروس ، گربه ، مار ، عقرب ، خرچنگ ، گوسفند ، شير ، ببر ، شتر ، شغال ، روباه ، فيل ، طاوس و ... که به شکلی هندسی و در هياتی ظريف بر روی بافته ها مجال بروز و ظهور می يابد .ورنی های توليدی آذربايجان ، معمولا با زمينه ای به رنگهای لاکی ، سرمه ای ، کرم ، سفيد ، پوست پيازی و آبی روشن و نقش حيوانات مختلف در وسط و حاشيه ای به عرض ( حداکثر ) 30 سانتيمتر در طرفين توليد می گردد و اندازه های رايج آن عبارتست از :1- ورنی قالی ؛ که معمولا به ابعاد 20×300 سانتيمتر بافته می شود .2- ورنی کناره بزرگ ؛ که عمدتا دارای ابعاد 150 × 320 سانتيمتر است .3- ورنی کناره ، که از جهت عرض 25 سانتيمتر باريکتر از کناره بزرگ می باشد .4- ورنی ذرع و نيم ( جفت ) ؛ که دارای ابعاد 15 × 160 سانتيمتر است .5- ورنی قاليچه ؛ که 50 سانتيمتر طول و 120 سانتيمتر عرض دارد .6-- ورنی پشتی ؛ که معمولا در دو اندازه 100 × 70 يا 90 × 60سانتيمتر بافته می شود .اما نگفته پيداست که کاربرد ورنی های توليدی عشاير آذربايجان به آنچه گفته شد محدود نمی شود و بافندگان از ورنی برای دوخت خورجین ، جوال و تهيه جل اسب نيز استفاده می کنند و افزون بر اين ورنی در زندگی خانوادگی خودشان دارای مصارف ديگری نيز هست .مواد اوليه ای که جهت بافت ورنی به کار گرفته می شود عبارت است از پود پشمی و تار و پود نازک کم تاب ( مشابه پود قالی ) که غالبا از نخ پنبه ای تهيه می شود . در گذشته با توجه به نوع معيشت ، عشاير مستقر در دشت مغان ، گرما دوز و ارسباران پشم حاصل از دامهايشان را شخصا با دوک های معمولی ريسيده و به روشی ابتدايي با کمک رنگ های بازيک ( جوهر ) يا ساير رنگ های پست شيميايي در خود منطقه رنگرزی می نمودند که اين شکل رنگرزی از لحاظ کيفی لطمه زيادی به ورنی می زد .تا اينکه از سال 1361 سازمان صنايع دستی ايران در قالب طرحهای عمرانی استان آذربايجان شرقی اقدام به تهيه و توزيع مواد اوليه غرب و توزيع آن در بين بافندگان نمود که همين امر توانست تا حدودی باعث افزايش کيفيت محصولات توليدی شود .توليد ورنی ، همانند ساير فعاليت های جنبی عشاير حالتی فصلی دارد و فقط به هنگام قشلاق ايل انجام می شود و علت نيز آن است که در فصل ييلاق اکثر وقت عشاير صرف کار اصليشان ، يعنی دامپروری می شود و مجال کمتری جهت پرداختن به فعاليت های فرعی برايشان باقی می ماند . با اين وجود ، انجام امور حاشيه ای ورنی بافی نظير پشم گوسفندان ، ريسندگی و رنگرزی متوقف نمی گردد و دست اندر کاران عليرغم آنکه ظاهرا فعاليت در امر توليد ندارند اما خود را برای شروع فصل جديد و فعاليت مجدد آماده می کنند به اضافه اينکه عده ای از طوايف که در مناطق نجف تراکمه و خانباغی اسکان يافته اند ، کم و بيش در فصل تابستان نيز به توليد اشتغال دارند و بر مبنای محاسبات انجام شده ، در محصولاتی که توليد می گردد ، ميانگين سهم مواد اوليه در قيمت تمام شده ، از64/13 در صد تجاوز نمی کند و حدود 02/9 درصد نيز اختصاص به ساير هزينه ها ( نظير ابزار کار و غيره دارد ) و تقريبا 34/77 درصد قيمت هر تخته ورنی را دستمزد تشکيل می دهد که با توجه به شرايط کنونی اين رقم کاملا چشمگير بوده و می تواند حکم عامل مکمل اقتصاد جامعه عشايری مورد بحث را داشته باشد .

 

 

ورزش و جشنواره ها

درگذشته هاي نه چندان دور اسب وشتر در زندگي عشاير داراي اهميت ونقش فراواني بوده ومناطق عشايري محل پرورش اسبهاي اصيل به شمار مي رفته است .در سالهاي اخير با گسترش زندگي ماشيني از يك سو واحداث ومرمت راههاي ييلاقي وقشلاقي از سوي ديگر ، وسايل نقليه موتوري جايگزين اسب وشتر گرديده است . به طوريكه امروزه به دليل كاهش قابل توجه تعداد شتر شاهد رويش بيش از اندازه گياهان مهاجم درمراتع عشاير مي باشيم.همه ساله به منظور احياء سنتها و ترويج فعاليتهاي ورزشي يك دوره مراسم فرهنگي ورزشي شامل مسابقات اسب سواري ، شتر سواري ، موسيقي محلي وشعر خواني و... دركانون توسعه قره قيه در شهرستان كليبر وبا حضور مسئولين محترم استاني وشهرستاني برگزار گرديده وبه برندگان مسابقات سواركاري جوايزي به رسم ياد بود اهدا مي شود .خوشبختانه برگزاري اين مراسم با استقبال روزافزون عشاير مواجه گرديده وهمه ساله برتعداد شركت كنندگان درمراسم افزوده مي شود .برگزاري نمايشگاه توليدات عشاير ونيز تزئين  آلاچيق درمحوطه برگزاري مراسم از اقداماتي است كه درحاشيه مراسم انجام مي گيرد.
یکی دیگر از ورزشهای مورد علاقه عشایر کشتی می باشد که همانطور که می دانید ایران زمین مهد کشتی و ورزشهای پهلوانی می باشد در بخش آداب و رسوم نیز به بازیهای عشایر آذربایجانشرقی اشاره شده که در حقیقت می توان آنرا نیز جزو ورزش عشایری محسوب نمود.

 

فرهنگ و آداب و رسوم عشایر استان آذربایجانشرقی:
این مردمان افرادی شاد وسرزنده هستند و تمام مراسم ملی و مذهبی آذربایحان را محترم شمرده  و در میدانها به رقص و شادمانی در جشنها می پردازند

جشن عید فطر و عید قربان و نوروز :
در عید فطر پس از برقراری نماز عید به دید و بازدید یکدیگر می روند . در روز عید قربان در میدان عمومی ایل گرد آمده و گوشت قربان را بین فقرا قسمت می کنند  و این مردم عید نوروز را بزرگ داشته به یکدیگر در نوروز هدیه می دهند .

مراسم خواستگاری و عروسی :
در مراسم خواستگاری چند تن از بزرگان و ریش سفیدان خانواده داماد برای خواستگاری به خانه عرو س می روند و عروسی ها بطور معمول 5 تا 10 روز به طول می انجامد . در جشن عروسی میهمانان سرشناس با ساز و دهل ( زرنا قاوال ) وارد مجلس می شوند و رقاصی دوره میچرخد و مدعوین برای کمک به زندگی داماد مبالغی به داخل سینی میریزند . هدایای خانواده های نزدیک عروس بیشتر شتر و یا گاو و یا گوسفند است .
در ایلات شاهسون چنین است که در مراسم عروسی دو تن ریش سفید از خانواده داماد به چادر عروس می روند و عهد و پیمان میبندند پس از شیرینی خوران هیچ گونه رابطه ای در زمان نامزدی بین عروس وداماد وجود ندارد .و میهمانان به همراه خود هدایائی از قبیل تفنگ شکاری و آینه و شیرینی می آورند  و میهمانان در شب عروسی در منزل داماد خواهند ماند .هنگامیکه عروس را از خانه خودش به خانه داماد می آورند یکی از کودکان خانواده عروس کمربند زیبای طلایی به کمر عروس می بندد و عروس به خانه داماد برده می شود و در جلوی او آینه و در عقب او جهیزیه همراه است. همین که عروس به داماد نزدیک شد داماد سیب سرخ یا دسته گلی به سوی او پرتاب می کند و سواران و کشتی گیران و رقاصان هریک به نوبه خود بکار و تفریح و نمایش می پردازند.

تولد نوزاد : این مردم به نوزاد پسر بیشتر از دختر اهمیت می دهند اگر پسری به دنیا بیاید برای اطلاع همسایگان در پشت بام ویا آلاچیق بوته خاری می گذارند که علامت سرور و شادمانی است . در مجلس جشن تولد نوزاد پسر مهمانان با لباس سرخ رنگ و پو لک دوزی شده بخانه پدر نوزاد می آیند

 

توليدات عشايري

فراورده هاي دامي :از فراورده هاي دامي عشاير تامين گوشت قرمز اعم از گاو ،گوسفند ، بز و شتر مي باشد كه در اقصي نقاط ايران از اين حيث تغذيه مي شوند و بعلت چريدن حيوانات و احشام در نقاط كوهستاني و مناسب از كيفيت و طعم بهتري نسبت به ساير گوشت احشام دارد .
از پوست و پشم حيوانات عشاير در صنايع كفاشي ، ريسندگي و بافندگي و ساير توليدات استفاده مي گردد و همچنين از آن استفاده سر شماري مي گردد .
از ديگر فراورده هاي دامي عشاير ، شير ، كره ، روغن حيواني ( از تبخير كره خالص ) بدست مي آيد و همچنين پنير كه يك نوع مخصوص آن پنير خيكي ميباشد كه پنيرهاي تازه را داخل پوست گوسفند قرار ميدهند و آنرا مي بندند ( بصورت فشرده )و آنرا تا سال آينده مورد استفاده قرار مي دهند كه به آن (( متال پنيري گويند )) و آن خيك مخصوص را در عشاير (( متال )) گويند . جالب است بدانيد از دم اسبها براي ساختن الك و غربال و همچنين از بهترين و بلندترين موي دم اسبها برا ي ساختن آرشه ويلن و كمانچه استفاده مي كنند و بالاخره اينكه كليه محصولات دامي عشاير مصارف صنعتي و خوراكي و پوشاكي دارد .
پرورش زنبور عسل و توليد عسل نيز از توليدات دامي عشاير آذربايجان محسوب مي شود كه بدليل دسترسي به طبيعت بكر و تنوع گونه هاي گياهي و وفور گل و گياه در دامنه هاي سهند و ... عسل مربوط به آن از طعم و عطر بسيار خاصي برخوردار مي باشد.
ساج چوركي ( نان ساجي): ساج عبارت است از يك ورقه مسي يا نوع فلز مرغوب ديگريكه بصورت سيني بزرگ كه داخلش تقريبا بصورت بشقاب گود
بوده  است  و قطر آن حدود 60-80 سانتي متر است كه عشاير آرد گندم را خمير مي كنند تا ور بيايد سپس آنرا بر روي ساج كه قبلا توسط اجاق موجود در وسط آلاچيق داغ شده بود قرار ميدادند و  خمير پهن شده توسط وردنه پخته مي شد و بصورت نان ساجي بسيار لذيذ در مي آيد كه در بعضي از نقاط روستايي و عشاير نشين به آن (( يوخا)) مي گويند .
صنايع دستي : توليدات دستي مانند ورني و كليم و بافتن پارچه رانيز ميتوان جزو توليدات عشايري محسوب نمود كه ورني در اين ميان بسيار زيبا و ظريف بوده و مخصوص عشاير و ايلات آذربايجان ميباشد كه از ابريشم و يا پشم تهيه مي شود شايد بتوان گفت از آنجاييكه عشاير خود توليد كننده پشم  مي باشند اين مطلب بسيار طبيعي و مقرون به صرفه مي باشد ، در ضمن توليد نمد نيز جزو صنايع دستي عشاير محسوب مي گردد كه رفته رفته از گردونه خارج مي شود.
 

از:

 http://www.azadtribun.net/x1339.htm

www.perslit.com