الا ای آیت الله گشته رهبر.......

 

گون اوغلی

الا ای آیت الله گشته رهبر
بسر عمامه داری چون سر خر
( الا ای آیت الله گشته ای شیر   
بسر عمامه داری چون سر ِ ......)

آلا ای مظهره جهل و خرافات
الا ای ..... به ریش و پشم تو باد
الا ای مظهرِ رنگ و ریایی
که در چاپیدن مردم خدایی
الا ای روی تو برده زرو سنگ
زقزوین سنگِ پا همچون خرِ لنگ
الا ای مفت خور در حوزه هایت
دهی درس خرافات از خدایت
همه دانند تو چه بی چشم و رویی
ز بی رحمی چقدر درّنده خویی
الا ای آیت الله با توام من
که تا فرق سرت را ......ه ام من
چه باشد خوبیت غیر از تباهی
که در دل باشدت رنگ سیاهی
الا ای ریش و پشمت پر شپش باد
میان ما همیشه پر تنش باد
مرا جنگ است با تو آیت الله
که ...... بر تو و آن قول هووالله
نمودی تو! چقدر باشم عزادار
چقدر باید ببینم بر سر دار
تو آخر از چه قوم از چه تباری
ترا باید ببندم من به گاری
که خیری باشد از تو آدمی را
که بارم می بری هم گاریم را
برایت نقشه دارم ایت الله
که باید تو بخوانی اشهدانالله
طنابی سازم از عمامه هایت
که یادت آورم کردی جنایت
ترا حیف است کشتن پای دیوار
ویا راحت شوی بالا سره دار
ترا فکری دگر دارم نه کشتار
ترا باید گذارم بر سر کار
که تا چون خر شوی فرمان بردار
بدانی مفت خوردن که نشد کار
میان حوزه ها بیکار بئ عار
زمین را شخم زن تا که نشی هار
نخور از ماله مردم با خرافات
نترسان مردمان را از مکافات
ترا ترساندن مردم چه کار است
نه دیگرآیت الله خر تمام  است
دگر رسوا شدی عمامه بردار
بشو مانند آدم نه که سربار
ترا باید که ازچکش بدانی
بسان کارگر کاری بدانی
ترا باید بگویم کار کن کار
زمفت خوردن اخی جان دست بردار
زمفت اندیشی و مشتی خرافات
و یا سهم امام ِ بی کرامات
شوی مانند دیو یا خنگ بیکار
زمال ِ این و آن گردی سگ ِ هار
دگر ایران ترا جایی نباشد
برای آیت الله خر نباشد
دگر کارت تمام است آیت الله
دکانت تخته شد بئ قول هووالله

توضیح پرس لیت:
برای پرهیز از انتشار واژه های نامناسب اسثنائا با پوزش از سراینده، جای آنها نقطه چین (......)  گذاشته شده است.

 

 

بازگشتwww.perslit.com