آتش آتليه

 

برف برفين می بارد

هيز مها  را روشن می کنم

 شعر ِ بنفشه ی غمگين

 در پيراهن شادابی ام می سرايد

 

می خوانم  نامه ی بيداری

  که با مجسمه ی

چوبين ِ چهر ه ها

 می سوزد

 

خبر درهم بودن  جها ن ست

امروز طمعه  ی خشم

 سرنوشت ِ بی نظير،

 اينديرا گاندی را تکرار می کند

و هی ندانستنها می رويند

می رويند روی ِ خواب ِ

هزار ساله ی ريشه ها

آه

قامت ِ طر ح ِ زنانه ام

شعله می کشد

 در اسرار ِ جعبه ی رنگشعرم

بنگر اين صندوقچه ام را

 هيز مها بلند بلند می سوزند

و گوله گوله می سوزانند

 

 کارگاه  شرر آتشم

 به هسته ی گداز ِ خويش

 لحظه سرخ عريانی ست

و احساسم

خاکستر ی می شود

در عشقگاه ِ معشو قه ها

که هاله ی  خاطراتشان

در طرح اشعار برهنه

شراره می زند

 

ديروز

نقاشی ام پر غرور

 بر شانه  های  باد

می رقصيد

 

آه اين آتش آتليه

چه از رنگقصيده هايم

گُّرُ  گرفته ست

انگاری مرا

 به آرامش ِ افسانه

 سفيدبرفی می خواند

آن روح ِ وارسته ی گرم

که از کنارم با لبخند  ِآفتابی

می گذرد...

 

شهلا آقاپور

2008 يانووار( ژانويه)

www.aghapour.de

 

بی نظير :

 بی نظير بوتو1953/2007

 اولين زن نخست وزير در پاکستان که در 27 دسامبر 2007 کشته شد

 

اينديرا گاندی :

 اينديرا گاندی 1917/   1984

زن نخست وزير هندوستان  بود که 1984 کشته شد

 

سفيد برفی :

 يکی از  افسانه های  قديمی کودکان که برادران گريم (آلمانی)

 در قرن 19  جمع آوری کرده اند .

 

آتليه :

کارگاه هنريم که 12سال در آنجا کار نقاشی و مجسمه سازی  کرده ام