سلسله مطالبی در باره انرژی هسته ای با عنوان " حرف حساب سیزها " توسط انور میرستاری به فارسی برگردانده شده که تا کنون هفت بخش از آن را منتشر کرده ایم که پاره هشتم آن بشرح زیر تقدیم می شود:
حرف حساب سبزها

مترجم: انور میرستاری
پاره ۸
بخش ۷
جایگزین هایی برای اورانیوم ـ ۲۳۵ ؟
در تئوری دو نوع جایگزین برای اورانیوم ـ ۲۳۵ وجود دارد.
الف ـ حلقه توریوم (Thorium ) که شامل تهیه اورانیوم ـ ۲۳۳ از اورانیوم ـ ۲۳۲ در یک راکتور اتمی است. بنابراین اورانیوم ـ ۲۳۳ هم می تواند برای ساخته شدن بمب اتم، مانند دیگر ایزوتوپ های به کار گرفته شده در حلقه پولوتونیوم، مورد بهره برداری قرار گیرد. آشکارا می توان دید که از لحاظ سلاح های هسته ای و کشتار جمعی، استفاده از چنین موادی برای سوخت اولیه مسئله ساز است. به ویژه در زمانی که قرار باشد در بسیاری کشورها برای تهیه انرژی، نیروی هسته ای به عنوان ماده اساسی و پایه ای در نظر گرفته شود.
ب ـ به دلیل بسته نبودن حلقه توریوم، به طور کلی لازم است که از اورانیوم ـ ۲۳۵ و یا پلوتونیوم استفاده شود.
همچنین پیش از این مبالغ هنگفتی برای توسعه ژنراتورهایی به نام «مافوق ژنراتورSurgénérateur » که راکتورهای با نوترون های سریع هستند، سرمایه گذاری شده تا برای سوخت مورد نیاز، بتوانند اورانیوم ـ ۲۳۸ را به پلوتونیوم ـ ۲۳۹ تبدیل کنند. تاکنون سورژنراتورها در بریتانیا و Super Phenix ها در فرانسه ناموفق بوده و به دلایل ایمنی، درهایشان بسته شد. همانطور که راکتور Monju در ژاپن منفجر شد. در حال حاضر، دیگر راکتور نوترونی سریع تجارتی و پول ساز وجود ندارد و احتمال این که در آینده تغییراتی در آن پیش بیاید، بسیار کم است. حتی اگر چه سورژنراتورها جایگزینی برای راکتورهای هسته ای «کلاسیک» بشمار می آمدند و زمان پیش بینی شده تمام شدن اورانیوم را در جهان به عقب می انداختند، اما چنین راکتورهایی با این تاخیر در ته کشیدن اورانیوم و با افزودن گازCO2 ، مقدار زیادی پلوتونیوم را استفاده و باز تولید می کنند. بدین ترتیب خطر امکان تولید سلاح های مرگبار دسته جمعی هسته ای را نیز افزایش
می دهند.
و فناوری های نوین ؟
راکتورهای معروف به « جنراسیون ۳ » می خواهند نشان دهند که می توانند آن دسته از راکتورهای موجود باشند که خود را با زمان تطبیق داده اند. برای مثال، به سادگی می توان گفت که EPR ( راکتور N4 فرانسوی و راکتور Konvoiwith آلمانی ) نوعی از طرح های اخیر راکتورهای موجود می باشند.
بهبودی های چندی در کار این راکتورها دیده می شود، اما از لحاظ مسائل ایمنی، به همان نسبت بدتر شده اند ( ۱۶ ).
تنها راکتورهای جنراسیون ۳ که در حال حاضر مشغول به کارند، راکتورهای با آب جوشان ABWR
(Advanced Boling Water Reactors ) می باشند که در ژاپن توسعه یافته اند.
فعلا راکتورهای ادعایی «نسل چهارم» فقط در حد تئوری است و اگر همه چیز به خوبی به پیش روند، پس از سال ۲۰۴۵ به بازار خواهند آمد.
بنابراین به دلیل فوری بودن مسئله مبارزه با تغییرات آب و هوایی، این راکتورها نمی توانند به موقع نقش مهمی را ایفا کنند. هیچکدام از پروژه های کنونی نخواهند توانست سه مشکل اساسی انرژی هسته ای یعنی امنیت، سلاح های کشتار دسته جمعی و زباله ها را حل کند.
بعضی از پروژه ها برای یکی از این سه مشکل پاسخی دارند، اما در کل مشکل گشا نیستند. تا به امروز، هنوز روشن نیست که چه نوع راکتوری و با چه اندازه ای ساخته خواهد شد و اگر حلقه مواد اولیه سوختی بسته و یا باز باشد، تاریخ عرضه شدنش به بازار، کی خواهد بود و چگونه خواهد توانست به سه مسئله مشخص مذکور، پاسخ دهد.
کادر VII
ادغام
در سال ۲۰۰۵ ، پس از مذاکرات و چانه زنی های طولانی بین اتحادیه اروپا و ژاپن، مابین آنها توافق نامه ای برای ساخت راکتور «ITER » به شکل تجربی در Cadaranche فرانسه، به امضا رسید.
ITER ، نصب یک دستگاه پژوهشی است، حتی آنانی که از این پروژه با افراط و تفریط دفاع می کنند، واقفند که در بهترین شرایط به بازار آمدن و به کار افتادن این نوع راکتورها، پیش از سال ۲۰۵۰ نخواهد بود.
در نتیجه، بنا بر فوری بودن مبارزه با تغییرات جوی، این ترکیب نخواهد توانست نقش مهمی را بازی کند.
هزینه های مربوط بهITER در ابتدا برای ساخت آن، ۴،۶ میلیارد یورو و برای کارکرد ده تا بیست ساله آن، ۴،۸ میلیارد یورو برآورد شده بود.
هزینه به منصه ظهور رساندن آن که برای دهه ۲۰۵۰ در نظر گرفته شده است، ۳۰ میلیارد یورو پیش بینی شده، مبلغی که باید به آن ۸ میلیارد یورو، هزینه ادغام پروژه های کشورهای همکاری و توسعه اقتصادی OCDE را که فقط در طی دهه ۱۹۹۰ هزینه شده است، افزود.
سر مقاله یک مجله علمی و طبیعت در ۱۲ ژوئن ۲۰۰۸ نوشت که ساخت پروژه ITER فعلا با سه سال تاخیر روبروست و هزینه های آن حداقل ۲۵ تا ۳۰ در صد افزایش یافته است.
اگر چه این نوع پژوهش ها به طور بدیهی جالب هستند، اما خطر سرمایه گذاری برای ابزارهای بسیاری که از نتایج و راندمان کاری آنها در درازمدت مطلع نیستیم، را به همراه دارد. در عین حال از دست آوردهای آن در کوتاه مدت و دراز مدت، آگاهی نداریم.
Masatoshi Koshiba برنده ژاپنی جایزه نوبل فیزیک، طرحITER را از اساس زیر سئوال برد. به نظر او این روش پاسخگوی شرایطی از جمله مسائل ایمنی و هزینه های اقتصادی نیست.
بخش ۸
انرژی هسته ای توان چاره جویی برای مشکلات آب و هوایی را ندارد.
انرژی هسته ای هم، گاز گلخانه ای تولید می کند
هواداران پر و پا قرص و گروه های فشار انرژی هسته ای با سوء استفاده از بحث و گفتگوهای کنونی پشتیبانی از آب و هوا و راه های چاره یابی، تلاش می کنند با معرفی انرژی هسته ای به عنوان یک منبع انرژی که CO2 تولید نمی کند، جام زرین افتخار خود را به رخ مردم بکشند.
پذیرش این که راکتور های اتمی گاز CO2 پخش نمی کنند، می تواند معقول و منطقی به نظر بیاید، زیرا خود دستگاه های هسته ای دی اکسید کربن پخش نمی کنند. اما بسنده کردن به این مرحله، خیانت به حقیقت خواهد بود.
در واقع انرژی اتمی به هیچ وجه نمی تواند هزینه های مهم انرژی زایی خود و تصاعد گاز کربنیک در مجموعه زنجیره تولیدی خویش را از ابتدا تا انتهای تولید، از دیدگان همگان بپوشاند. نادیده گرفتن عوامل موثر بر مراحل گوناگون تولید تا مصرف امکانپذیر نیست.
این هزینه های انرژی زایی استخراج، پالایش و غنی سازی مواد اولیه سوخت ( اورانیوم ـ ۲۳۵ )، گردآوری مواد اولیه برای سوخت، ساختمان سازی، کارکرد و ویران سازی نیروگاه ها، بسته بندی زباله ها بر طبق شرایط ویژه و انبار کردن آن ها را در برمی گیرند.
برای به دست آوردن انرژی هسته ای، از انرژی های فسیلی به مقدار بسیار زیادی استفاده می شود.
بنا به گفته انستیتوی( ۱۷ ) Öko نیروگاه های هسته ای آلمان ۳۴ گرم گازCO2 برای تولید یک کیلووات در ساعت، برق پخش می کند. این محاسبه، هزینه های خراب کردن نیروگاه ها و هزینه های بسته بندی و انبار سازی زباله ها را در بر نمی گیرد. نتایج بررسی ها و پژوهش های علمی دیگر، از ارقام بسیار بالایی، از ۳۰ تا ۶۰ گرم CO2 در هر کیلو وات ساعت سخن می گوید.
بنابر یک بررسی علمی هلندی ( ۱۸ )، اگر پخش گاز کربنیک را در مجموعه زنجیره ای تولید انرژی هسته ای، از جمله در مراحل خراب کردن نیروگاه ها و بسته بندی و انبار سازی زباله ها در نظر بگیریم، یک نیروگاه اتمی که با اورانیوم ـ ۲۳۵ کار می کند، تقریبا به اندازه یک سوم یک نیروگاه گازی مدرن ( ۱۹ ) TGV گاز تولید می کند. ولی این درصد نسبتا خوب، فقط درباره معادن اورانیوم غنی صادق است. در حقیقت، بیشترین بخش پخش گاز CO2 در هنگام استخراج و بهره برداری اورانیوم از معادن صورت می گیرد و بنا به نسبت غنی بودن اورانیوم در منابع گوناگون، میزان این گاز هم تغییر می کند. از طرفی، تعداد کان های اورانیوم غنی شده طبیعی که امروزه برای چرخش نیروگاه های هسته ای مورد استخراج قرار می گیرند، کم است. با ته کشیدن تدریجی آن ها، استفاده از معادن اورانیوم فقیر ( غنی نشده )، مقدار انرژی لازم برای صرف استخراج و تصفیه اورانیوم را افزایش خواهد داد. این عمل به طور تصاعدی و به مقدار بسیار زیادی گاز کربنیک در کیلو وات ساعت پخش خواهد کرد.
نباید از نظر دور داشت که در حین تولید انرژی هسته ای، در حدود دو سوم انرژی ( گرمایی) اولیه به شکل گرما به هدر می رود.
بنابراین، قضاوت در مقایسه گاز های متصاعده یک نیروگاه هسته ای با یک نیروگاه گازی Cogénération که گرمای حاصله آن قابل استفاده است، درست است.
بنا به نظر انستیتوی Öko اگر در نیروگاه های کوچک Cogénération فقط انتشار گاز CO2 بدون مصرف را در نظر بگیریم ( از پخش گاز CO2 این نیروگاه ها برای انرژی گرمایی در جاهای دیگر استفاده شده و از مقدار این گاز که در طبیعت پخش می گردد، به اندازه زیادی کاسته می شود.) در آن صورت در می یابیم که حجم آن کمتر از انتشار گازCO2 به هنگام تولید برق در نیروگاه های هسته ای است.
به یاد آوریم که ۱۸۴ کشور امضاء کننده پیمان سازمان ملل درباره تغییرات آب و هوایی، به طور دسته جمعی بر این باورند که پناه بردن به انرژی هسته ای برای مبارزه با تغییرات جوی، راه حل درستی نیست. به همین دلیل است که ماده ۲ پروتکل کیوتو، انرژی هسته ای را در لیست «سیاست ها و قواعد» برای مبارزه علیه تغییرات آب و هوایی نمی گنجاند و همچنین انرژی هسته ای از «مکانیزم های انعطاف پذیر» همان پروتکل منع شده و در آن جای ندارد.
ضربه و شوک وارده بر پیکره گازهای CO2 ،
در اثر بسته شدن نیروگاه های اتمی در بلژیک
پخش گاز CO2 حاصل از تولید برق در بلژیک، در سال ۱۹۹۰ که سال مرجع ( ۲۰ ) کیوتو است، شامل ۱۵ ٪ کل CO2 منتشره در کشور است. انرژی هسته ای، تقریبا ۵۵ ٪الکتریسیته مصرفی در بلژیک را تشکیل می دهد. علیرغم مقدار چشمگیر انرژی هسته ای، بلژیک نسبت به تعداد جمعیت خود، همچنان جزء کشورهای مهم تولید کننده گازهای گلخانه ای در جهان است.
اولین تعهدات کشورها نسبت به پروتکل کیوتو برای سال های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ پیش بینی شده است. بسته شدن اولین راکتورها که باید در سال ۲۰۱۵ صورت بگیرد، بیرون از این دوره و محاسبات قرار دارد. بنابراین از سال ۱۰۱۲ به بعد در چارچوب مبارزه برای کاهش گازهای گلخانه ای قدم برداشته خواهد شد و باید بسته شدن نیروگاه های هسته ای جزء برنامه باشد.
یک مطالعه که به تازگی از سوی «اداره برنامه ریزی فدرال» ( ۲۱ ) صورت گرفته است، چندین سناریو گوناگون را تا سال ۲۰۳۰ ارائه داده است. در میان آن ها دو سناریوی «هسته ای» تجربه شده اند.
نخستین راه، تمدید ۲۰ سال دیگر عمر کارکرد بخشی از نیروگاه های هسته ای بلژیک را با وجود خطراتی که می تواند داشته باشد، پیشنهاد می کند.
بنابر یکی از سناریوهای مرجع، کاهش پخش گاز CO2 در بخش برق، درست برابر با همان اندازه ای خواهد بود که در صورت توسعه انرژی بازیافتی و استفاده از Cogénération بنابر اهداف تعریف شده در «برنامه ریزی دولت های ایالتی» ( ۲۲ )، در سال ۲۰۲۰ به آن خواهیم رسید. در مجموع، پخش کلی گاز CO2 متصاعده از انواع انرژی در سال ۲۰۳۰ ، مقدار ۸ ٪ نسبت به سال ۱۹۹۰ افزایش خواهد داشت.
برای کاهش بیشتر میزان گاز CO2 ، بررسی یک سناریوی دیگر با ساختن نیروگاه های جدید ( باضافه تمدید عمر نیروگاه های موجود) گسترش یافته است.
همواره در این سناریوی مرجع، کاهش پخش گاز CO2 در بخش برق پر معنا و قابل تعمق است ( ۲۳ ). اما نسبت به اهداف کیوتو، کاملا ناکافی است.
این تغییرات موجب خواهد شد که میزان کلی پخش CO2 در سال ۲۰۳۰ کمی بیشتر از ( ۲ ٪+ ) سال ۱۹۹۰ شود.
بنابراین سناریو، ما در سال ۲۰۳۰ به ده راکتور نیاز خواهیم داشت. با توجه به اینکه در هر صورت، سه یا چهار واحد از راکتورها ی فعلی، باید بسته شوند، ما باید شش تا هفت راکتور جدید در بلژیک بسازیم.
باید یادآوری کنیم که ساختن راکتورهای دیگری با مشکلاتی روبرو خواهد بود که مهمترین آن ها، مسئله آب های خنک کننده است ( آب های رودخانه های بلژیک بیش از این ظرفیت گرم شدن را ندارند و ساختن یک راکتور جدید در هر نقطه بلژیک، مخالفت شدیدی را از سوی اهالی مخالف سرسخت آن ناحیه به دنبال خواهد داشت.
سناریوهای بسیاری به خوبی نشان می دهند که امکان خروج از انرژی هسته ای، کاملا ممکن است و
می توان بدون آن به تعهدات خود در برابر پیمان کیوتو جامه عمل پوشانید.
انرژی هسته ای در راه یابی فوری برای مسئله آب و هوایی، نسبت به زمان عقب است.
مسلم است که حتی اگر از پخش گاز CO2 در انواع شاخه هایی که به انرژی اتمی ختم می شوند و یا از آن سرچشمه می گیرند، چشم پوشی کنیم، این شیوه تولید انرژی نخواهد توانست (در بهترین حالت خود) به غیر از نقشی جزئی و بی اهمیت، تاثیر دیگری در روند جهانی حفظ و نگهداری آب و هوا داشته باشد.
۴۴۰ دستگاه راکتور هسته ای تجاری موجود کنونی در جهان، ۱۵ ٪ مصرف برق را که عبارت از ۲ ٪ کل انرژی مصرفی در دنیا را تولید می کنند که برابر یک سوم مجموع انرژی بازیافتی و انرژی بدست آمده از Cogénération است.
حتی با دو برابر شدن ظرفیت نیروگاه های اتمی فعلی، امری که لازمه آن ساخت و بهره برداری از یک راکتور بسیار قوی در هر دو هفته یک بار تا سال ۲۰۳۰ است، ۵ ٪ از میزان پخش گازهای گلخانه ای در جهان کاسته می شد.
در هر صورت بر آورده شدن این امید، به دلیل مدت زمان محدود برای ساخت راکتورها خیالی بیش نیست.
اگر در دهه ۱۹۷۰ ، مدت زمان ساخت راکتورهای هسته ای ۵ سال بود، در سال های بین ۱۹۹۵ و ۲۰۰۰ مدت آن به ۱۰ سال افزایش یافت. دلیل افزایش مدت ساخت نیروگاه های اتمی، چاره جویی برای پاره ای از مشکلات شناخته شده، از جمله طراحی نوین راکتورهایی با ترکیبات پیچیده تر برای این منظور بود. در سطح جهانی، ساخت بیش از ۲۰۰ نیروگاه هسته ای در آینده نزدیک اعلام شده است، ولی اگر با خوش بینی به همه این سناریوها نگاهی بیاندازیم، به خوبی درخواهیم یافت که تنها تعدادی از آن ها خواهند توانست پیش از ۲۰۲۰ راه اندازی شده و برق تولید کنند. به علاوه، انرژی هسته ای فقط برای تولید برق به کار می آید. بنابراین آن بخش از نیازهایی که به وسیله انرژی هسته ای برآورده می شود، شامل حال بخش های دیگری مانند استفاده مواد نفتی در ترابری و صنعت و غیره و کارهایی چون از بین بردن جنگل ها که بیشترین تولیدکننده گاز CO2 هستند، نمی شود.
علاوه بر CO2 باید گازهای گلخانه ای دیگری همچون N2O ،CH4 و گاز فلوره را نیز افزود. این گازها در بخش هایی مانند کشاورزی، تولیدات برقی ( تلویزیون های کتابی، کامپیوترها و ماکروویوها و زنجیره سرمایی و سردخانه ها و ...) کوچکترین نقشی ندارد. در مجموع برای ۷۵ ٪ از گازهای گلخانه ای که در جهان تولید می شود، انرژی هسته ای در بیرون گود قرار دارد.
در هر حال، برای مبارزه با پخش گازهای گلخانه ای در روی کره زمین، باید تا سال ۲۰۵۰ مقدار آن را به نصف کاهش دهیم.
کادر VIII
زایش دگر باره یا روز پایان و مرگ
تعداد راکتورهای در دست ساخت کنونی، بسیار کمتر از آن هایی است که در حال کارند و اما به دلیل کهولت و رسیدن به پایان زندگی خود، باید بسته و یا جایگزین شوند.
در طی دهه آینده، باید ۸۰ راکتور تازه و در ۲۰ سال آینده باید بیش از ۲۸۰ واحد جدید راکتور برای جایگزینی و نگهداشتن همان تعداد راکتورهای کنونی، راه اندازی شوند.
(منبع این گفتارها: گزارش The World Nuclear Industry Status Report 2004, Mycle Schneider & Antony
که بنا به سفارش سبزهای پارلمان اروپا در سال ۲۰۰۴ انجام گرفته است.)
در حقیقت در حال حاضر، ۲۲ راکتور به طور جدی در مرحله ساخت هستند. بیشترین آن ها در آسیا و برطبق الگوهای چینی، هندی و یا روسی است که دارای قابلیت و مرغوبیت خوبی برای صدور در روزهای آینده به کشورهای OCDE نیستند. برای ۵ واحد از این راکتورها، بیش از ۲۰ سال از شروع عملیات ساختمانی آن ها می گذرد. ۱۴ راکتور دیگر که اغلب آن ها در کشورهای اروپای شرقی و مرکزی قرار دارند، پس از دیدن روز شروع ساختمان خود، به زودی «جوانمرگ» شده و از عملیات ساخت آن ها باز ایستادند.
تنها یک راکتور با توان ۱۶۰۰ مگاوات در یکی از کشورهای اروپای غربی (فنلاند)، در حال ساخته شدن است که اولین راکتوری است که از سال ۱۹۹۲ به بعد ساخته می شود. ساخت راکتور هسته ای دوم در فرانسه است که در سال ۲۰۰۷ شروع شد.
در واقع راکتورهای هسته ای که در سال های آینده ساخته خواهند شد، برای جایگزینی راکتورهایی که به پایان زندگی خود رسیده اند و قرار است در دهه های آتی از دور خارج شوند، کافی نخواهند بود.
در فیلم هایی که از آژانس بین المللی انرژی نشان داده می شود که سهم نیروگاه های هسته ای در سی سال آینده از ۱۵/۶ ٪ به ۱۰ ٪ تولید جهانی افول خواهد کرد.
بنابراین، حتی اگر با این سناریو به پیش رویم که تا سال ۲۰۳۰ بیشترین راکتورها ساخته شوند، سرمایه گذاری های مالی آن، سر به فلک خواهد کشید. به طور میانگین، ۳۲/۵ میلیارد یورو در سال برای این کار لازم است و باید دولت ها در چارچوب برنامه های توسعه ، تا یک سوم آن را از کیسه مردم به عنوان کمک بپردازند.
اگر چه یک مگا وات انرژی حاصله از نیروگاه های بادی نمی تواند به اندازه یک مگا وات انرژی مشابه به دست آمده از نیروگاه های هسته ای، برق تولید کند، ولی با این وجود اگر مقایسه ای درکار باشد، باید گفت که ۱۹،۲۸۸ مگا وات در سال ۲۰۰۷ از راه نیروگاه های بادی به دست آمد که در سال ۲۰۰۶ مقدار آن ۱۴،۹۲۳ مگاوات بود. سهم اروپا از این ارقام به ترتیب ۸،۳۳۲ مگا وات در ۲۰۰۷ و ۷،۴۶۱ مگاوات در ۲۰۰۶ بوده است.
زیر نویس ۱۶ : در این باره به تارنمای زیر نگاه شود.
http://www.greenpeace.org/international/press/reports/nuclearreactorhazards
زیر نویس ۱۷ :
Fritsche U.R., Comparing greenhouse-gas emissions and abatement costs of nuclear and alternative energy options from a life-cycle perspective, Öko-Institut, novembre 1997.
زیر نویس ۱۸ :
Storm van Leeuwen J.W. et Smith P., Can nuclear power provide energy for the future; would it solve the
CO2-emission problem?, 15 juillet 2004. Mise à jour (octobre 2007)
disponible sur :http://www.stormsmith.nl.
زیر نویس ۱۹ : کمیسیون «آمپر» می گوید که نیروگاه های TGV در هر کیلووات ساعت ۳۵۰ گرم CO2 و نیروگاه های هسته ای ۱۰ گرم در هر کیلووات ساعت گاز کربنیک پخش می کنند.
زیر نویس ۲۰ : در بین سال های ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۰ ، بخش الکتریسیته، با توجه به افزایش ۲۰ ٪ مقدار تولید، ۸ ٪ از میزان گاز کربنیک کاسته است.
زیر نویس ۲۱ : دفتر برنامه ریزی ۹۵ ـ به سایت http://www.plan.be نگاه شود.
زیر نویس ۲۲ : تمدید طول عمر نیروگاه های اتمی به ۶۰ سال به جای ۴۰ سال، خواهد توانست مقدار گاز CO2 را ۳ ٪ در سال ۲۰۲۰ و ۱۵ ٪ در سال ۲۰۳۰ نسبت به سناریوی مرجع که عمر نیروگاه را ۴۰ سال در نظر می گیرد، کم کند. در این سناریو افزایش پخش گازCO2 در بین سال های ۱۹۹۰ و ۲۰۳۰ برای بخش های حمل و نقل و الکتریسیته، یکی خواهد بود.
زیر نویس ۲۳ :اثر سناریوی « ۶۰ سال + سرمایه گذاری» بر پخش کلی گاز CO2 پر معنا است : در سال ۲۰۳۰ انتشار گاز نسبت به سناریوی مرجع تا یک چهارم کمتر خواهد شد.
پاره های پیشین از این نوشتار :
1 > 2 > 3 > 4 > 5 > 6 >7 |