|

آن
سوفی موتر
زندگى با
بتهوون
ج ۲۴ خرداد ۱۳۸۷
يادداشتى
بر اجراى آن
سوفى موتر
به نظر شما
آيا راهى
براى تقسيم
بندى
آهنگسازان
وجود
دارد؟در يک
دسته بندى کلى
شايد بتوان
آنها را به دو
گروه
آهنگسازان «قبل
از بتهوون» و
آهنگسازان
«بعد از
بتهوون» تقسيم
کرد. در حقيقت
بتهوون در
تاريخ
موسيقى يک نقطه
عطف به شمار
مى آيد. زيرا
آهنگسازان
قبل از او همه
براى
درباريان و
اشراف
زادگان آهنگ
مى ساختند و
در واقع مى
توان گفت
آنها همان
قطعه اى را مى
نوشتند که از
ايشان درخواست
مى شد. قطعاتى
که با ارکستر
دربار
نواخته مى
شدند. اما
بتهوون
ديدگاه تازه
اى به وجود آورد
و اگر بگويم
که هيچ
آهنگسازى تا
آن زمان، به
اين اندازه
خود را وقف
آهنگسازى
نکرده است، دور
از حقيقت
نيست.
بتهوون از
نظر موقعيت
اجتماعى
شرايط
نامناسبى
داشت و شکست
هاى عاطفى
زيادى هم
خورد و در ۳۰
سالگى،
زمانى که
فهميد
کاملاً
ناشنوا شده،
زندگى اش
بيشتر شبيه
به جدال با
مرگ شد. از آن
پس بتهوون
بيشتر به
موسيقى اش
اجازه داد که
از هيجاناتش،
خشم ها و
سرخوردگى
هايش صحبت
کند. در آن
زمان هم که
بتهوون داشت
با مرگ دست و
پنجه نرم مى
کرد در آثارش
هنوز صحنه
هاى گذرايى
از آرامش، شادى
و زيبايى
موجود بود.از
محبوبترين
آثار او مى
توان به ۴
سونات
پيانو،
کوارتت زهى،
سونات ويولن
ويتزر و
سونات ويولن
بهار و
سمفونى ۹
اشاره کرد.
بتهوون ۱۰
سونات ويولن
نوشته که وقت
بسيار
فراوانى را
براى آنها
صرف کرده است.
او اين قطعات
را براى
سازهايى که
بهتر از همه
مى دانسته،
نوشته است. در
سونات هاى
اوليه بيشتر
ملودى را
پيانو مى
نوازد و نقش
ويولن تنها
همراهى
کننده آن است.
اين آثار
شبيه ميراثى
است که براى
او از موتسارت
و هايدن باقى
مانده. در
کارهاى بعدى
نقش ويولن
رفته رفته
بيشتر مى شود
تا آنجا که در
سونات ويولن اپوس
۴۷
که آن را به
عنوان
کرويتزر مى
شناسيم
ويولن ملودى
اصلى را
نواخته و
پيانو تنها
با آن همراهى
مى کند. سونات
فرمى از
موسيقى است
که معمولاً
براى يک يا دو
نوازنده
نوشته شده
است و شايد
بتوان آن را
جزء موسيقى
مجلسى به
شمار
آورد.اين فرم
موسيقى از
قرن هفدهم در
ايتاليا به
وجود آمد که
ساختارى پلى
فونيک (چند
صدايى) داشت و
بيشتر به
عنوان مقدمه
و درآمدى بر
يک اثر آوازى
و اپرا بود.
سونات
معمولاً از ۳ يا ۴
موومان
تشکيل شده
است که سرعت
آنها به
تناوب آهسته
و تند است. به
وجود آورنده
اين فرم
موسيقى کارل
فيليپ
امانوئل باخ
است. در قرن
هجدهم سونات
و سوئيت فرق
چندانى از
لحاظ
ساختمان با
هم نداشتند.
بتهوون
مفاهيم
جسورانه اى
را وارد اين
فرم از
موسيقى کرد و حتى
مى توان گفت
فرم جديدى از
سونات را به
وجود آورد.
• سونات بهار
بتهوون
علاقه خاصى
به طبيعت
داشت و از
حضور در جنگل
يا زير آسمان
پرستاره
بسيار لذت مى
برد.
او بر خلاف
شهرتش،
بسيار انسان
احساساتى و
مهربانى بود.
لئونارد
برنشتاين
درباره
بتهوون مى
گويد: «بتهوون
توانايى
خارق العاده
اى در تشخيص
جاى مناسب نت
ها دارد و
کاملاً مى
داند که با نت
بعدى چه بايد بکند.»سونات
بهار را او در
سال ۱۸۰۱-
۱۸۰۰ نوشت. اين
سونات در
واقع شماره ۲
سونات ويولن
اپوس ۲۳ است که
در اثر يک
اشتباه
اکنون ما آن
را به عنوان
سونات اپوس ۲۴ مى
شناسيم.اين
اثر حتى بعد
از يک بار
شنيده شدن،
هم به خوبى در
ذهن مى
ماند.موسيقى
آن پر است از
احساس نشاط و
تازگى و
اميدوارى،
چيزى که باعث
شد اين سونات
را بهار
بنامد. خود
بتهوون روى
اين قطعه هيچ
نامى
نگذاشته
بود، اما
احتمالاً به
خاطر ملودى
آن اين نام را
برايش
انتخاب کردند.اين
پنجمين
سونات ويولن
بتهوون است و
احتمالاً
يکى از معروف
ترين و
پرطرفدارترين
آنها.
در اين قطعه
اولين دفعه
است که ويولن
ملودى اصلى
را مى نوازد و
پيانو با آن
همراهى مى
کند.زيبايى
اين سونات،
سونات ويولن
اپوس ۲۳ را تحت
الشعاع خود
درآورد اثرى
که به همان اندازه
زيبا است و
موومان هاى
اعجاب آور
دارد.بيشتر
ملودى هاى
اين اثر
ساده، سريع و
روان است. اما
موومان هاى
خارق العاده
اى هم وجود
دارند که به
شنونده
يادآورى مى
کند، خالق
اين اثر بتهوون
است.•سونات
کرويترزاين
سونات از نظر
محبوبيت پس
از سونات
بهار قرار
دارد. در اين
قطعه ديگر
ويولن
بيشترين نقش
را دارد و پيانو
به يک همراهى
کننده تبديل
شده است. اين سونات
قطعاً يکى از
ويرتوزيته
ترين قطعاتى
است که براى
ويولن وجود
دارد. بتهوون
در اصل آن را
براى يک
ويولونيست
آفريقايى-
لهستانى به
نام
بريجتاور
نوشته است و
اولين اجراى
آن هم با همان
ويولنيست
است.بتهوون
براى اولين اجراى
اين اثر تنها
قسمت ويولن
را کامل نوشت
و خودش قسمت
پيانو را با
طرح هايى که
در ذهنش بود
اجرا کرد.
حال شايد
بپرسيد چرا
به سونات
«بريجتاور»
نمى گويند؟زيرا
خيلى زود بعد
از اولين
اجرا بتهوون
با بريجتاور
دعوايش شد و
احتمالاً بر
سر يک زن و اسم
او را از صفحه
اول اين قصه
حذف کرد و سپس
تصميم گرفت
آن را به رودلف
کرويترز
ويولونيست
معروف
فرانسوى آن
دوره، تقديم
کند.
بنابراين
نام او را روى
اثرش گذاشت.کرويتزر
هم اعلام کرد
اين سونات «به
طرز
نامعقولى
غير قابل فهم
است.» و هيچ گاه
آن را اجرا
نکرد.آن سوفى
موتر به
همراه
لامبرت ارکيس
تمام
اجراهاى سال ۱۹۶۸ خود
را وقف ۱۰
سونات ويولن
بتهوون
کردند. آنها
توانستند به منابع
اصلى اين
آثار دسترسى
پيدا کنند و
اجراى دقيقى
از آنها
کردند.در آن
سال آنها تور
رسيتال در
سراسر جهان
برپا کردند و
به اجراى اين
آثار
پرداختند،
سپس به همراه
يک فيلم مستند
با نام «زندگى
با بتهوون» را
ضبط و روانه بازار
کردند.اجراى
اين دو از اين
سونات ها
دقيقاً
مانند
اجراهاى
پيشين از اين
آثار نيست و
اگر قبلاً
اجراهاى
ديگرى از اين
سونات ها
شنيده
باشيد، شايد
از طرز جمله
بندى، تمپوى
آزاد و
ويبراسيون
هاى موتر،
تعجب کنيد.
|