مردی به نقاشی دیواری از هاول در پراگ می نگرد
واسلاو هاول، سیاستمدار چک که روز یکشنبه ۱۸ دسامبر درگذشت، نمایشنامهنویسی بزرگ بود که نام او در تئاتر مدرن اروپا باقی خواهد ماند.
هاول، با تیزهوشی و ژرفبینی، و به ویژه با طنزی تند و تیز، یکی از چند درامنویس برجسته اروپا به شمار میرود. گفته میشود که آثار هاول بيش از هر نمایشنامهنویس اروپای شرقی در جهان اجرا شده است.
هاول که بیست سال از عمر خود را وقف مبارزه در راه آزادی کرد، در اصل از تئاتر و تلاش برای اجرای آثار خود بود که به دنیای سیاست کشیده شد.
گامی کوچک از صحنه تئاتر به میدان سیاست
در دوران حاکمیت کمونیستها در چکسلواکی (سابق)، در پراگ علاوه بر سالنهای نمايش بزرگ که زیر نظر دولت اداره میشدند، تئاترهای کوچک و نسبتاً مستقلی وجود داشت که ميعادگاه اصلی هنردوستان بودند. هاول پس از پايان خدمت سربازی در يکی از اين تئاترها کار گرفت. او در تئاتر نخست کارگری ساده بود، بعد نورپرداز و منشی شد و سرانجام به نگارش نمایشنامه پرداخت و کوشید کارهای خود را به روی صحنه ببرد.
واسلاو هاول از اوایل دهه ۱۹۶۰ در شرایط سانسور شدید، به نشر آثار نمایشی پرداخت. اجرای نخستين نمايشنامه او به نام "مهمانی در باغ" در دسامبر ۱۹۶۳، برای نمايشنامهنويس جوان شهرت و اعتبار فراوانی به همراه آورد.
هاول به معنای متعارف آن نویسندهای "سیاسینویس" نبود، او به جای پرداختن به مظاهر یا جریانات سیاسی، به نقد نارساییهای ماهوی "نظام اجتماعی" میپرداخت. او بر نکتهای ژرف و بنیادین انگشت میگذاشت: افشای بنیادهای غیرانسانی و در عین حال سست و پوک نظام حاکم. نشر و اجرای این آثار واکنش خشمآگین مقامات حزبی و دولتی را به دنبال داشت.
پس از سرکوب جنبش موسوم به بهار پراگ، هاول برخلاف بيشتر همکارانش نه کشور را ترک کرد و نه به سازش با رژيم تازه تن داد
مقاومت هاول در برابر سانسور و نظارت دولتی، که به سکوت و اطاعت فرمان میدادند، مقاومتی حیاتی یا "اگزیستانسیل" بود. نگارش برای او نیازی انسانی بود و او نشر اثر، چه به صورت چاپی و چه روی صحنه تئاتر را حق طبیعی خود میدانست و حاضر نبود از آن بگذرد.
هاول که با نشر غیرقانونی چند نمایشنامه هجوآمیز در اندک مدتی به شهرت رسیده بود، به سال ۱۹۶۸ در جریان "بهار پراگ" به یکی از فعالترین سخنگویان جنبش بدل شد. او در دوران الکساندر دوبچک رهبر اصلاحطلب حزب کمونيست، در سمت دبير "کانون نويسندگان مستقل" از حاميان فعال اصلاحات بود.
با سرکوب جنبش، نشر و اجرای آثار هاول در "چکسلواکی و سراسر اردوگاه سوسياليستی" ممنوع اعلام شد، اما او برخلاف بيشتر همکارانش نه کشور را ترک کرد و نه به سازش با رژيم تازه تن داد. او برای تأمین معاش به کارهای گوناگون دست زد. مضمون بسیاری از کارهای او برگرفته از همین تجارب شخصی است.
هاول به خاطر مبارزه برای آزادی نشر و بیان بارها به زندان افتاد، و هربار پس از رهايی، بیدرنگ به مبارزه در راه آزادی عقیده و بیان ادامه داد. او اعلام کرد که نشر افکار و آثار را حق خود میداند و به هیچوجه از اين حق چشم نمیپوشد. آثار هاول نخست در نسخههای معدود در کشور دست به دست میگشت و سپس از راههای گوناگون به غرب میرسيد و در سطح وسیع منتشر میشد.
هاول در شرایطی سخت و ناهموار قلم میزد. بيشتر اوقات مجبور بود به شتاب و با ترس و لرز بنويسد و نوشته را هرچه زودتر به جای امنی برساند، پیش از آن که به دست مأموران بيفتد. اثری که با این زحمت نوشته میشد، هرگز روی صحنه نمیآمد. هاول گفته است همواره احساس میکرده که آثارش ناقص هستند، زیرا اثر نمایشی تنها روی صحنه است که جان میگیرد.
در پایان دهه ۱۹۸۰ و در جريان خيزش مسالمتآميز مردم چک علیه ديکتاتوری، واسلاو هاول که به عنوان برجستهترين چهره اپوزيسيون شناخته شده بود، در ۲۰ نوامبر ۱۹۸۹ تشکيل نهادی به نام "ميعادگاه شهروندان" را اعلام کرد، که جنبش را تا پيروزی نهايی هدايت کرد. هاول در ۲۹ دسامبر ۱۹۸۹ از سوی همميهنانش به رياست جمهوری انتخاب شد.
تئاتر هاول
"ازخودبيگانگی انسانها در نظامی تمامتخواه (توتالیتر) زیر رهبری زمامدارانی متعصب و بیشتر ریاکار، درونمايه اصلی نخستين کارهای هاول است. کل جامعه يک ماشين اداری عظيم است که مطابق مشتی "اصول ایدئولوژیک" و دستورهای قلابی از بالا اداره میشود"
|
واسلاو هاول آثار زيادی ندارد: چند نوشته و رساله سياسی، تعداد بیشماری نامههای زندان، دوازده نمايشنامه کوچک و بزرگ، چند فيلمنامه و نمايشنامه راديويی که اهميت کمتری دارند. خود او فروتنانه گفته است: «نمايشنامهنويسی وقت و انرژی زيادی از من میگرفت. معمولاً دو سه سالی طول میکشيد تا بتوانم نمايشنامه تازهای شروع کنم. از هر نمايشنامه چند ورسيون مینوشتم، هر متن را بارها بازنويسی میکردم و تغيير میدادم... بايد بپذيريم که من از طراز نويسندگان نابغه نيستم.»
ازخودبيگانگی انسانها در نظامی تمامتخواه (توتالیتر) زیر رهبری زمامدارانی متعصب و بیشتر ریاکار، درونمايه اصلی نخستين کارهای هاول است. کل جامعه يک ماشين اداری عظيم است که مطابق مشتی "اصول ایدئولوژیک" و دستورهای قلابی از بالا اداره میشود. در چنين نظامی روابط انسانی نه بر پايه عواطف و احساسات، بلکه طبق نيازهای ثابت و معين "نظام" شکل میگيرد. هاول در دو نمايشنامه "مهمانی در باغ" (۱۹۶۳) و "تفاهم" (۱۹۶۵) بر سرشت مکانيکی و ابزاری مناسبات اجتماعی انگشت میگذارد و به هجو شرايطی میپردازد که برای عقل و عواطف انسانی هيچ جايی باقی نگذاشته است.
نمايشنامه "مهمانی در باغ" هجويهای است درباره بوروکراسی. کارمندان کودن و تنبل مدام از "خدمت به جامعه" دم میزنند، اما تنها باری هستند بر دوش جامعه. نمايش جولانگاه رقابت دو اداره عجیب و غریب است: يکی به نام "اداره افتتاح" و ديگری به نام "اداره انحلال". "وظيفه" اولی عبارتست از تأسيس دواير و مشاغل بيهوده، که چندی بعد توسط اداره دوم منحل میشوند! دو دستگاه عظيم اداری در نزاعی ابلهانه و خندهدار با هم رقابت میکنند. "اداره انحلال" که رشد فراوانی پيدا کرده، همه چيز و دست آخر خود را منحل میکند!
نمايشنامه "تفاهم" به يکی از ابعاد غيرانسانی و هويتزدای مناسبات حاکميت و مردم در نظامی فاسد میپردازد. این نمایش طعنی به رهبران کمونیست است، که مدعی شناخت "علمی" و هدایت عقلانی جامعه هستند. سردمداران "امور فرهنگی" ناگهان کشف میکنند که زبان رايج در جامعه مبنای "علمی" ندارد، پس تصمیم میگیرند آن را حذف کنند و به جای آن یک "زبان علمی" برای جامعه بسازند. این زبان تازه با يک "بخشنامه اداری" به جامعه ابلاغ میشود. بدین ترتیب با زور و اجبار زبانی مصنوعی رواج مییابد که آشکار است تمام ارتباطات انسانی را به هم میريزد.
نماینده "تئاتر پوچ"
طرح استادانه موقعيتهای غيرعقلانی با بهرهگيری از نوترين شگردهای تئاتر مدرن باعث شد که واسلاو هاول را يکی از نمايندگان "تئاتر پوچ" در اروپای شرقی بشناسند. اما باید توجه داشت که در آثار هاول، برخلاف بسیاری از کارهای "تئاتر پوچ" نقد هجوآمیز و هدفمند خمیرمایه اصلی اثر است. هاول در مقالات و نوشتههای نظری خود به روشنی توضیح داده است که به سنت روشنگری و خردگرای فلسفه مدرن پایبند است.
در نمايشنامه "دشواری تمرکز" (۱۹۶۸) طی صحنههای متوالی شاهد بريدههايی از زندگی واقعی هستيم که همه موقعیتهایی عادی هستند، اما در پيوند و همجواری آنها هیچ انسجام منطقی و معقولی دیده نمیشود. خواننده یا تماشاگر به اين درک میرسد که زندگی مدرن شيرازه منطقی خود را از دست داده و از محتوا تهی شده است.
| "نمايشنامه "تفاهم" به يکی از ابعاد غيرانسانی و هويتزدای مناسبات حاکميت و مردم در نظامی فاسد میپردازد. این نمایش طعنی به رهبران کمونیست است، که مدعی شناخت "علمی" و هدایت عقلانی جامعه هستند. سردمداران "امور فرهنگی" ناگهان کشف میکنند که زبان رايج در جامعه مبنای "علمی" ندارد، پس تصمیم میگیرند آن را حذف کنند و به جای آن یک "زبان علمی" برای جامعه بسازند" |
درونمايه نمايشنامه "هتل کوهستانی" (۱۹۷۶) به نمايشنامههای چخوف شبيه است و يادآور "مهمانان ييلاق" نوشته ماکسیم گورکی است. در اين نمايشنامه حرفها و حرکات يکسره پوچ و بیمعنی هستند. هيچ سخن درست و استواری به زبان نمیآيد. شخصيتها با رخوت و ملالی بیانتها جملاتی بیمحتوا را تکرار میکنند، بیآنکه برای بيان مقصود واقعی خود کمترين تلاشی از خود نشان دهند.
واسلاو هاول در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ نمايشنامههايی نوشت که با رنگ تند سياسی از آثار پيشين او متمايز میگردند: "ناجيان" (۱۹۷۱)، "اپرای شيادان" (۱۹۷۲)، تکپردهایهای استادانه و زیبای "وانیک" (۱۹۷۵)، شامل احضار و گشايش و اعتراض، تکپردهای کوچک "اشتباه"(۱۹۸۳)، "لارگو دسولاتو" (۱۹۸۴)، وسوسه (۱۹۸۵) و بهسازی (۱۹۸۸). همه اين نمايشنامهها نخست در اروپای غربی به روی صحنه رفتند.
نمایش "عزیمت" آخرین اثر هاول بود که چند سال پیش به روی صحنه رفت. این اثر سرگذشت زمامداری بلندپایه است که پس از ترک فعالیت سیاسی، برای بازگشت به زندگی عادی و انطباق با شرایط تازه با مشکل روبرو میشود. جدا شدن از مقام و موقعیت "ممتاز" برای "زمامدار پیشین" دشوار است و او را به افسردگی فرو میبرد. در این اثر نیز مانند بیشتر نمایشنامههای هاول، رگههای پررنگی از زندگی و تجارب شخصی او دیده میشود.
هاول انکار کرده بود که نمایشنامه "عزیمت" برداشتی از زندگی اوست. او در عین حال پذیرفته بود که بدون تجربه سیاسی در مقام ریاست جمهوری کشورش نمیتوانسته چنین اثری خلق کند.
میلان کوندرا، نویسنده نامی چک، در شناخت شخصیت واسلاو هاول به نکتهای ظریف اشاره میکند: همه میپندارند که سیاست پایگاهی بود که به هاول در کشف موقعیتهای دراماتیک کمک کرد، اما عکس این موضوع واقعیت دارد. این شعر و ادبیات بود که به او کمک کرد در وادی سیاست هرز نرود و انسان بماند. به گفته نویسنده بزرگ چک: "هاول دارای اين استعداد کمياب است که بتواند به وضعیت خود با طنز و ترديد نگاه کند. شخصيتهای سياسی دوران ما از چنين درايتی بیبهرهاند، زيرا اين درايت در اساس نه سياسی، بلکه شاعرانه است."
واسلاو هاول از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲ رئیس جمهور کشور چکسلواکی، و از ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۳ رئیس جمهور کشور چک بود، او تا این تاریخ یکی از خوشنامترین سیاستمداران جهان باقی مانده است.
از واسلاو هاول در ایران چند مجموعه از نامههای زندان او و چند نمایش تکپردهای به نام "سهگانه وانیک" به فارسی منتشر شده است.