-  الوووو؟  -

هژبر میرتیموری

- الو،الووو؟
- بفرمایین؟
- منزل آقای احمدی؟
- با کی کارداری؟
- سلام کوچولو؟ بابات خونه س؟
- شما کی هستی؟
- من دوست باباتم.
- کدوم دوستش؟
- تو منو نمی شناسی.
- پس چرا به ما زنگ زدی. لطفن مزاحم نشید آقا.
قطع کرد وروجک.

 

021 8854 38 02
- الووو.
چرا قطع کردی خانم؟.
- باز که شمائین آقای مزاحم؟
من مزاحم نیستم خانم کوچولو.
- اولن که من خانم کوچولو نیستم و پرنسس ام. دومن، وقتی که من تورو نمی شناسم پس مزاحمی دیگه.
-  نه بخدا، من مزاحم نیستم.
- چرادیگه شما مزاحمی.
- ببین خانم پرنسس، بخدا کار واجبی با آقا جونت دارم.
- کدوم آقا جون؟ ما اینجا فقط یه آقاجون داریم که اونم هانی یه.
- خیلی خوب با هانی کاردارم. میری صداش کنی؟
- خوب زودتر بگو که باهانی کار داری.
- خوب حالامی شه لطفن گوشی رو به اش بدی؟
- اما شما هانی روازکجا می شناسی. تو که گفتی ماشما رونمی شناسیم. خوب پس هانی روکجا دیدی؟
- من دیدم. من هردوتونودیدم.
- اگه مارودیدی، پس چطورما تورو ندیدیم.
- شما خواب بودید که من اومدم خونه تون.
- مگه تودزدی که وقتی مردما خوابن میای خونه شون.
- نه خانم کوچولو، من دوست آقاجونتم. اومده بودم پیش آقاجونت.
- بازگفتی آقا جون ها!
- ببخشید. هانی.
- خیلی خوب صبرکنید. ازش بپرسم ببینم راست می گی.
- آفرین خانم کوچولو، ببخشید پرنسس.
-  هانی می گه من تورو نمی شناسم.
- چی چی رونمی شناسه. گوشی رو بده به خودش.
- خودش که نمی تونه حرف بزنه خره. توکه گفتی اونومی شناسی. دیدی دروغ گفتی. توآقا دزده هستی.
- چی می گی دختر! آقا دزده کیه؟ گوشی روبده به بابات. یالا کاردارم .
- قطع کرد تخم جن.

021 8854 38 02
- الووو
- چرا قطع می کنی دختر؟ بروگوشی رو بده به بابات من عجله دارم. کار مهمی باهاش دارم. می فهمی یا نه؟
- شما ازحرف زدنت معلومه که آقا دزده هستی.
- نه دختربخدا، به پیغمبر، من دوست باباتم. یه کارمهمی باهاش دارم که باید همین الان تا دیرنشده به اش بگم.
- خوب اگه آقا دزده نیستی پس بگو ببینم که کلاغا خونه شون کجاست؟
- بابا من عجله دارم دختر، ای داد و بیداد.
- اگه نگی من قطع می کنم ها.
- نه قطع نکن. باشه، باشه می گم. رو درختا. حالا خوبه؟
- خیلی خوب این یکی روخوب گفتی.
- خیلی خوب حالا برو باباتو صدا کن. آفرین دخترخوب.
- حالا مونده. باید چندتا سئوال دیگه جواب بدی.
- نه توروخدا بچه، من هزارکار و بدبختی دارم. برو باباتو صدا کن.
- نمی شه آقا من اول باید ببینم که آقا دزده نیستی.
- ببین خانم اگه بری بابا جونو صدا کنی ها، یه بستنی گنده برات می خرم.
- اینجا فقط هانی آقاجونه و من مامان. بابا احمدی هم پسرمونه و مامان فرشته هم دخترمون.
- آهاااا! من اشتباه کردم من با بابا احمدی کاردارم. من دوست اونم. بروصداش کن. ببینم اصلن خونه س؟
- نه، نه، نمی شه، ما بردیم اونا رو خوابوندیم. کسی هم اجازه نداره که بیدارشون کنه.
- پس خونه س. برو صداش کن.آفرین دختر خوب.
- گفتم که نمی شه. بچه ها باید استراحت کنن.
- امامن کارمهمی باهاش دارم. برو فقط بابا احمدی رو بیدارکن. براش یه کادو خریدم.
- چه کادویی خریدی؟
- یه بُز.
- چی چی؟
- یه ُبزغاله.
- اون که ُبزغاله دوست نداره.
- چرا؟
- بُزغاله کارهای بد می کنه.
- می دونی چیه اصلن یه کادودیگه خریدم.
- تو که گفتی بُزغاله خریدی.
- نه غلط کردم اصلن هرچی تو بگی براش می خریم. اصلن من می دم خودت براش بخری. می دونی آخه تولد شه.
- دروغ نگو بابااحمدی هیچ وقت تولدش نمی شه. باباها فقط وقتی کوچیکن تولدشون می شه.
- یعنی نمی خوای برا بابا کادو بخریم؟
- باشه. پس یه باربی و یه اسب که موهاش خیلی بلنده. و چشماشم آبی یه با یه ماشین صورتی و یه..
- خیلی خوب. اصلن منم میام و باهم می ریم براش می خریم. خوبه؟
- نه، نمی شه که.
- چرا نمی شه؟
- برا اینکه ماتورو نمی شناسیم.
- خوب بعدن می شناسیم.
- هانی می گه که کسی اجازه نداره برابچه های ما کادو بخره. مگه ما خودمون پول نداریم؟ وایسا برم پولها مو بیارم نشونت بدم؟
- نه، نه، لازم نیست بیاری. می دونم پول داری.
- نری ها؟ الان میارم.
- نه وایسا، قطع نکن. ای وروجک! بازم قطش کرد

 

021 8854 38 02
- الو؟ الو؟ یالا گوشی رو بده به بابای احمق ات ببینم.
- توکجا رفتی آقا؟ ببین چقدر پول دارم. دایی محسن بهم داده. تازه یه، یه خرس پشمالو هم برام آورده. هانی نیس ها! یکی دیگه س. می خوای ببینی ش.
- نه مرده شورخودتو و اون خرس بوگندوتو ببره. برو بابا تو صدا کن و اله میام اونجا و گوشتو می کنم ها.
- قطع کرد. تخم جن.

021 8854 38 02
- الوو؟الو؟ آقای احمدی ی ی ی ؟
- ماباتو دیگه حرف نمی زنیم، قهریم. توحرفای بی تربیتی می زنی.
- ببین خانم کوچولو دیگه قطع نکن. من باتو نبودم که. با این آقایونی که توصف وایسادن بودم. آخه می دونی من ازباجه ی تلفن عمومی دارم زنگ می زنم.
- دیدی که توآقا دزده هستی. چراازخونه ات زنگ نمی زنی؟ مگه تو خونه نداری؟
- من خونه دارم. یعنی داشتم، چه جوری بگم! بیرون ازخونه ام . توخیابونم.
- خوب بروخونه تون زنگ بزن. پس چرااومدی توخیابون. مگه توخونه تون تلفون ندارین؟
- نه تلفن ندارم. براهمین اومدم توخیابون.
- خوب بخر.
- آخه می دونی،  پول ندارم.
- پس چه جوری می خواستی کادو بخری؟
- پولهامو گذاشته بودم کادو بخرم.
- دلم برات سوخت آقا دزده. می خوای من یه تلفن دارم برات بیارم.
- نه نمی خوام.
- وایسا بیارم اش.
- گفتم نمی خوام لعنتی.
- اماشماره هاش گم شدن. همش تقصیراین سجاد بود.
- بسه دیگه وروجک. برو اون بابای پدرسوخته تو بیدارش کن و اله میام اونجا خودم بیدارش می کنم.

 

- اینها آوردمش. دیدی چقدرخوشگله؟
- من تلفن نمی خوام. من مسترام هم تلفن داره برو باباتو بیدارش کن.
- چراحرفای بی تربیتی می زنی. آدمای بزرگ حرف زشت نمی زنن که.
- تومنو دیونه کردی. من جای بدی گیرکردم، تو شهرستانم. باید با بابات صحبت کنم. می فهمی دختر؟ ازراه دورم؟
- راه دور دیگه کجاست ؟
- ای داد و بیداد! ببین دختر.
- چند دفه بگم من دختر نیستم. من پرنسسم.
- خیلی خوب خانم پرنسس. می شه لطفن برید اعلاحضرت پدرعالی مقام تونو بیدارش کنی.
- اینی که شما گفتین بابای من نیست که.
- خیلی خوب اسم بابای توچیه؟
- توکه گفتی دوست بابامی؟ پس چطوری اسمشو نمی دونی؟
- ببینم مگه احمدی بابای تونیست؟
- بابا احمدیو می گی؟
- آ بارک ا... آره بابا احمدی.
- اما گفتم که او الان پسرماست.
- میشه آقا پسرتونو یه لحظه بیدارش کنی؟
- آقا مگه نگفتم که منوهانی بردیم تو اتاقشون خوابوندیم شون. ما اجازه نمی دیم که کسی بیدارشون کنه. شما وقتی بچه هاتون خوابن اجازه می دین که...
- ببین دختر، پس اگه بیدارشد ها به اش بگو. لعنت براون پدرت با این جونوری که انداختی.

 

 

هژبرمیرتیموری

روتردام - 05

hojabr21@wanadoo.nl

 

بازگشتwww.perslit.com