|
آرش
نصرت اللهي
شعر
ما، خود را از
مسير سختي به
آنچه شعر
امروز ما
ناميده مي
شود، رسانده
است.
ساختارشکني
هاي ادبي در
جامعه چيزي
نبود که به
آساني به دست
آيد، آن هم در 70
، 80 سال پيش که
آقاي نيماي
عزيز از
پرچمداران
اين
ساختارشکني
به حساب مي
آمد. نيما، که
حالا بخشي از
دوستان من،
نامش را بر
لوحه جايزه
شعري مي
چسبانند،
البته من اين
انتخاب نام
را براي
جايزه شعر
امروز ما به
خصوص در حوزه
چاپ کاغذي و
درج
اينترنتي که
به ترتيب
مظاهر
مدرنيسم و
پست مدرنيسم
هستند،
شايسته مي
دانم و اين را
هم مي دانم که
جامعه
مدرنيزه
نشده ما با
چنگ زدن به
چند شاخص پست
مدرنيستي،
در خود دويده
غريبي شده است،
انقلاب
نهفته در نام
نيما در
حافظه
تاريخي شاعران
اين سرزمين،
شايستگي و
بايستگي اين
انتخاب نام
را تبيين مي
کند با اين
توضيح که اين
انتخاب خود
التزامي است
براي سنجيدگي
انتخاب هايي
که در حوزه
هاي مربوط،
از طرف برگزارکنندگان
آن، صورت مي
گيرد. در نظر
داشته باشيم
که تاريکي
هاي بسياري
در برابر
دوستان
برگزارکننده
هست و به قول
خود نيما؛
... / هست شب، هم
چو ورم کرده
تني گرم
دراستاده
هوا، / هم از
اين روست نمي
بيند اگر
گمشده يي راهش
را /...
لارنس پرين
در کتاب «Sound and Sense»
اينچنين مي
نويسد؛ «هرگز
نبايد قبل از
آنکه شعري را
خوب بفهميم،
به ارزيابي
آن بپردازيم
و تا وقتي که
توان درک
عميق شعري را
نداشته باشيم،
قضاوتي که
درباره آن مي
کنيم ارزشي
نخواهد داشت...
در ارزيابي
شعر، مانند
ارزيابي هر
اثر هنري
ديگر، لازم
است سه پرسش
اساسي مطرح
شود؛
1- هدف اصلي آن
چيست؟ 2- تا چه
حد به اين هدف
دست يافته
است؟ 3- اين هدف
تا چه اندازه
مهم است؟ »
موارد سه
گانه بالا،
يک کلمه
مشترک دارند
و آن «هدف» است.
استنباط من
اين است؛ هدف
نه به معني
رواج روايت
کل در متن
بلکه هدف به
معني طي
پروسه يي در متن
است که متن را
قابل ارائه
کند به قول
خودمان ،
نگراني در
اينجا است؛
هدف که من از
آن به جوهره
ياد مي کنم،
در انبوه شعر
ناديده
گرفته شود. انبوه
شعر که به
خصوص به علت
وجود فضاي
مجازي در اين
جايزه و
همچنين بازه
زماني سه
ساله آن مي
تواند کيفيت
سنجش و گزينش
را مورد هجوم
قرار دهد،
بنابراين
نتيجه زحمات
دوستانم را
که قطعاً سخت
و بسيار
خواهد بود،
علاوه بر
معضلات و
ناملايمات
خارج از متن، شاخص
هاي درون
متني نيز
تهديد مي کند
، يکي از اين
درون متني
ها، داوري
اين جايزه ادبي
است. اجراي
جايزه شعر به
علت عميق
بودن درون
يافتگي در
شعر،
دشوارتر و
نسبي تر از
ساير انواع
ادبي است.
پرسشي که به
ذهن مي رسد
اين است که
چرا اغلب براي
بازي فوتبال
بين استقلال
و پرسپوليس،
داوران
معتبر جهاني
را با صرف
هزينه هاي
هنگفت، به
ورزشگاه
آزادي مي آورند
؟، به نظر مي
رسد اعتبار
نام اين
داوران،
نقطه ثقل
بازي ياد شده
است و به اين
ترتيب ناتعادلي
ذاتي اين
رقابت به
مشکلات بي
شمار برگزاري
آن، اعم از
نبود
امکانات
مناسب، بي
ملاحظگي عده
يي هموطن يا
عدم تناسب
درآمد بازيکنان
با داوران
اين کشور،
افزوده نمي
شود،
فکر مي کنم که
بايد از نام
هاي معتبر در
شعر امروز
ياري گرفت تا
داوري جايزه
هاي شعر تا حد
امکان،
نزديک به
مقبول جمع
باشد. از
راهکارهايي
مثل انتشار
نام داوران و
آمار آراي
داوران در
مرحله نهايي
همراه با
آثار انتخاب شده
براي مرحله
نهايي نيز مي
توان
استفاده کرد.
اين امر باعث
مي شود
داوران در
صورت دارا بودن
اعتبار
کافي، نسبت
به انتخاب
هاي خود حساسيت
بيشتري نشان
داده و با
توجه به
پشتوانه ادبي
خويش، در
معرض انتخاب
درست تري
قرار بگيرند ،
گرچه اين
پيشنهاد،
ظرفيتي
بالاتر از آنچه
هست را نزد
اهالي شعر،
مي خواهد،
اما تمام
آنچه را که در
سطرهاي بالا
کاشته ام،
آفت نبود
منابع مالي،
مي تواند
بخورد ، و چيزي
از کشتزار
عزيز واژه ها
باقي نگذارد.
به خصوص که
جايزه نيما
يک جايزه
غيردولتي
است و گريبانش
در دست
اقتصاد
امروز ما،
شعر و هر چه مثل
شعر، براي
شادماني
انسان
آفريده مي
شود ، پس براي
آنکه اين متن
با خيال بد آن
آفت به پايان
نرسد، فکر مي
کنم به اينکه
جايزه شعر
نيما، داوران
و منتخبان و
نامنتخبان
خود را سر
سفره يي جمع
مي کند و
رهايي
انديشه
انسان را جشن
مي گيرد،
|