بحران
اقتصادی ما را
فرا می خواند
تا محدودیت های
کره خودمان را
بهتر درک کنیم.
زنگ خطر
بزودی،
جهان با یک
بحران بزرگ
زیستگاهی (۱)
روبرو خواهد شد!

سخنرانی
جفری دو شوتر
مدیر WWF بلژیک
برگردان:
انور
میرستاری
۸
نوامبر ۲۰۰۸
فشار
هایی که
بشر با شیوه
های : تولید،
مصرف، مدیریت
و زباله های
خود، به کره زمین وارد می
سازد،
بیش از یک سوم
توان و گنجایش
زمین است. اگر
تقاضای ما با
همین آهنگ پیش
رود، برای پاسخگویی
به ادامه
زندگی کنونی
تا سال ۲۰۳۰،
نیازمند دو
کره به اندازه
کره زمین،
خواهیم بود.
در
برابر بحران
زیستگاهی که
در انتظار
ماست، بحران
مالی امروزی، هیچ
است. اما هنوز
هم دیر نشده
است. اگر به
طور جدی به
این مسئله
بیاندیشیم،
از پس ان بر
خواهیم امد و
همین کره
خاکی، برای ما
بسنده خواهد
کرد.
این
مفهومی است که
از نوشته
سازمان
پشتیبان زیستگاهی
بنام « گزارش
سیاره زنده » که
در ۲۹
اکتبر ۲۰۰۸
پخش شد، به
دست می آید. خطرات
ناشی از بحران
های
زیستگاهی،
خیلی فراتر از
آن است که می
توان پنداشت.
«جفری
دو شوتر»،
مدیر برنامه
های WWF
در
بلژیک، می
گوید: ما می
خواهیم همان
برخوردی با
زیستگاه شود
که با موسسات
امور مالی، در
زمینه
اقتصادی شده
است. ما هم
خواهان چاره
جویی فوری در
این مورد هستیم
و به هیچوجه
به حل این
مشکل در آینده
دور، باور
نداریم.
با این
حال، یک فرق
اساسی وجود
دارد: عواقب
بحران
زیستگاهی،
خیلی فراتر از
پیامدهای
بحران
اقتصادی
کنونی
می باشد. در
حقیقت، در
بحران
زیستگاهی، این
کل هستی است
که به آن بها
داده نمی شود. اما می
دانیم که اساس
زیست و
زیستگاه به هم
گره خورده اند.
امروزه
منطق افزایش
مصرف گرایی
نامحدود، در روی
زمینی که
دارای
محدودیت است،
به آخرین لبه
های حدود خودش
رسیده است. تغییر
شرایط آب و
هوایی و بحران
جهانی مواد غذایی،
تنها دو وجه
از معلول هایی
هستند که باید
با آن ها دست و
پنجه نرم کرد. روز
بروز، میزان
آلودگی زمین
به دست آدمی
بیشتر و در پی
آن، تعداد «انواع
موجودات زنده»
کمتر می شود.
«گزارش
سیاره زنده» که
یک بار در هر
دوسال منتشر
می شود،
بیلانی از وضع
ناگوار
سلامتی زمین
را با
پارامترهای
گوناگون نشان
می دهد.
ارقام
«سیاره زنده»،
تعداد ۵۰۰۰
موجود زنده از
۱۶۸۶ « انواع
» از حیوانات
را مورد
مطالعه قرار
داده و نشان می
دهد که به طور
میانگین، ۳۰٪
آن ها از ۱۹۷۰
ببعد از بین
رفته اند. از
طرف دیگر،
میزان آسیب
رسانی بشری به
زیستگاه، یعنی
آن مقدار
مساحتی از
زمین که برای
تولید منابع
طبیعی تمام
مصارف و برای
جذب شدن زباله
های ما لازم
است، پیوسته و
به طور ثابت
در حال افزایش
است. در سطح
جهانی
میانگین این
مقدار زمین
برای سرانه ۲/۷
هکتار می
باشد، در
صورتی که تنها
امکان ۲/۱
هکتار وجود
دارد.
از
طرف دیگر، ما
به اندازه
بسیار زیاد،
آب مصرف می
کنیم. حجم کلی
آب شیرین در
جهان، بیش از
پیش در زیر فشار
تقاضاهای رو
به رشد
تولیداتی
مانند گوشت،
مواد
لبنیاتی، شکر
و کتان قرار
دارد که نیازمند
آب زیادی
هستند.
به
عنوان مثال : باید
برای تهیه یک
تی ـ شرت
کتانی، تقریبا
۳۰۰۰
لیتر آب
استفاده کرد.
در
همین امروز،
بیش از ۵۰
کشور با کمبود
آب روبرو
هستند. در اثر
تغییرات آب و
هوایی تعداد
کسانی که در طول
سال و یا در
بخش هایی از
سال، آب به
اندازه کافی
ندارند، جبرا
بیشتر خواهد
شد.
و بلژیک ؟
بلژیک
همچون بسیاری
دیگر از
کشورهای
غربی، یک «شاگرد
بد» به حساب می
آید. میزان
تخریب سرانه
زیستگاهی، از
سال ۱۹۶۱
تقریبا دو
برابر شده است
(۸۷٪ +)، و
امروز در اثر
افزایش
انتشار گاز CO2 به
۵/۱
هکتار رسیده
است.
میزان
تخریب سرانه
زیستگاهی ما
در بلژیک،
تقریبا ۵
برابر مساحت
زمین
حاصلخیزی است
که به هر یک
نفر بلژیکی می
رسد(۱/۱
هکتار).
اغلب
مواقع، بالا
رفتن میزان
تخریب سرانه
زیستگاهی، به
غلط چنین توجیه
می شود که رشد
اقتصادی،
بدون افزایش
نسبی و رشد
میزان تخریب
سرانه
زیستگاهی،
امکان پذیر
نیست. در
صورتیکه، می
تواند غیر از
این باشد.
آلمان
توانست میزان
تخریب سرانه
زیستگاهی خود
را در سال های
دهه ۸۰،
با حفظ کامل
رشد اقتصادیش (
افزایش تولید
ناخالص داخلی)
کاهش دهد.
با
اینکه میزان
تخریب سرانه
زیستگاهی
آلمان خیلی
بالاست، اما
یک سیاست
زیستگاهی
بسیار جدی تری
را پیشتر از
بلژیک شروع
نموده است. کاری
که به وی
اجازه می دهد
تا در یک جنبش
کاهش میزان
تخریب سرانه
زیستگاهی
قرار گیرد.
وابستگی
خطرناک
کشورهای
با تراکم
جمعیت زیاد
اروپای غربی،
از جمله
بلژیک، به
دلیل بالا
بودن میزان
تخریب سرانه
زیستگاهی
خود، در یک
وضعیت غیر
قابل کنترلی
هستند.
در
واقع ما برای
پاسخ به
نیازهایمان،
از ثروت
دیگران مایه
می گذاریم.
«
ما شیره
زیستگاهی بخش
دیگر جهان را
برای آسایش و
راحتی زندگی
کنونی خود و
برای رشد و
نمو اقتصادیمان
می کشیم. برخلاف
سرشاری منابع
طبیعی در آن
کشورها، مردم
کمتر امکان
دسترسی به این
منابع دارند و
میزان تخریب
سرانه
زیستگاهی
آنان خیلی
پائین است. ما
در صورتی می
توانیم این
وضعیت را حفظ
کنیم که قدرت
اقتصادی و
سیاسی خود را
همچنان به آنان
تحمیل کنیم. این
وضعیت
وابستگی، نه
تنها عادلانه
نیست، بلکه
برای خود ما
هم خطرناک است
».
راه چاره
وجود دارد:
خوشبختانه
راه حلی برای
بحران
زیستگاهی وجود
دارد. اگر هر
چه زودتر در
این راه
تصمیماتی
گرفته شود،
پیشرفت زیادی
حاصل خواهد شد.
مثلا،
برای تغییرات
آب و هوایی،
ما می توانیم از
مجموعه
تکنولوژی
انرژی سبز و
انرژی بازیافتی
برای
پاسخگویی به
تقاضای رو به
افزایش انرژی
تا سال ۲۰۵۰
استفاده کنیم
و در عین حال،
میزان آلودگی
و انتشار
گازهای
گلخانه ای خود
را بین ۶۰٪
تا ۸۰٪
به آسانی کاهش
دهیم.
«
اگر بشریت
واقعا آن را
بخواهد، ما می
توانیم به
خوبی در
محدوده فقط یک
کره زندگی
کنیم و در عین
حال با کار
کرد و چرخه
طبیعی
زیستگاهی که به
آن وابسته
ایم، آسایش
خود را تضمین
کنیم ».
میزان
تخریب سرانه
زیستگاهی در
کنار تولید ناخالص
داخلی:
بحران
کنونی اجازه
داد تا دگم
های افزایش «تولیدات
ناخالص داخلی»
به هر قیمت،
شکسته شود. بر
پایه همین دگم
ها، ایمان
داشتن به
افزایش و رشد
اقتصادی، به
عنوان تنها
راه حل «توسعه» و
«پیشرفت»، کار
را به آنجا
کشید که
امروزه، ما
خیلی بیشتر از
آنچه که زمین
می تواند در
اختیار ما
بگذارد، مصرف
می کنیم.
باری،
یک افزایش
مصرف
نامحدود، در
یک دنیای محدود،
غیر ممکن است. برای
برون رفت از
این دگم، ما
به یک افشاگر
تازه ای همچون
«اندازه گیری
میزان آلودگی
زیستگاهی
سرانه» نیاز
داریم.
در
زبان چینی،
واژه بحران با
دو نشانه
نوشته می شود
که یکی به
معنای «خطر» و
دیگری «فرصت
طلبی» است.
این
دیگر بر ماست
تا خویشتن را
برای همیشه از
«خطر» برهانیم
و شانس و فرصت
آن را داشته
باشیم تا یک
جهان پایدار
بسازیم.
۱ ـ واژه زیستگاه به جای محیط زیست به کار برده می شود.