پیام

 

علی کریمی

 

جغد پیری با خنده گفت:

تا من هستم؛

چرا به همسایه اخم میکنید.

وقتی که بغضتان گرفت.

نبض آسمان را بگیرید..

تا پای عشقه ها ی تشنه

غش غش خنده ها را بشنوید.

 

با چتری از بوی خوب تنور

از کوچه های تندر سبز

آهسته بگذرید.

وازمن

با سینه سرخ خوابدیده

در کشتزارهای مست تپنده

یاد کنید

 

 

بازگشتwww.perslit.com