حکومت اسلامی نه مشروع است و نه قانونی.

با کل این حکومت باید برخورد نمود نه با نمایشهای فریبکارانه  اش!

 

گیل آوایی

ژانویه 2008

 

یکی از تعجب انگیزترین و دردآور ترین برخوردها در رابطه با مسایل و ماجراهای سیاسی/فرهنگی / اجتماعی در میهن ما، برخوردهای متضاد، سطحی، فریبکارانه و اشتباه و انحرافی است که با حکومت اسلامی و ساختار این نظام جهنمی می شود که علیرغم تجربه ها  و از سر گذراندنهای کمرشکن، هنوز مقاطع مختلف دگرگونی ها و چند و چون برآیند آنها، در بر یک پاشنه می چرخد و خود خواسته و آگاهانه در بسیاری موارد در گرداب راه انداخته شده از معرکه گردانان اصلی شوربختی ها و بازی دادنهای بویژه سیاسی افتاده و به تنور داغ کسانی پرداخته می شود و می کنیم که گویی نبوده از آغاز علتی در پیدایش آنچه که اینهمه نکبت و تباهی را سبب شده است.

 

ساده ترین نمونه ای که همواره در ایران اسلام زده و غارت شده، می تواند گویای روشنی بر این ادعا باشد، موضوع انتخابات است. تا کنون بارها و فراوان هم به نمایشهای انتخاباتی و مردم فریبی های حکومت نحس اسلامی پرداخته شده است  و چند و چون انتخابات هدایت شده و از پیش طراحی شده و نمایشهای فریبکارانه مهره های رنگ و وارنگ حاکمان جنایتکار اسلامی تحلیل و تفسیر و نمایان گردیده است اما در کمال ناباوری و درد می بینیم هستند جریانها و کسانی که باز هم بخشی از بازار گرمی های معرکه گردانانی می شوند که پشیزی به رای و انتخابات و نماینده و مجلس و پارلمان و مردم و نیازها و ضرورتها و مشکلات کمرشکن بها نمی دهند و نتیجه همه این کنشها بر سر کار ماندن همینانیست که سیه روزی ملت و مملکتی را رقم زده و می زنند.

 

در ایران سیه روز اسلام زده، گذشته از جنبه های ناگزیری و بی پناهی و درماندگی مردم و گرایشهای خرافه ای و باورهای جاهلانه خداپسندانه شان، چند برآیند هر از گاهی به میدان می ایند. به میدان آمدنی که در به راه انداختن نمایش انتخاباتی به اوج می رسد.

 

بخشی عظیمی از این ماجرا به بخشهای درون حاکمیت با برنامه ریزی از پیش مربوط می شود که از خاتمی و کروبی و رفسنجانی گرفته تا سرداران جهل و جنایت که یکی شمشیر از رو بسته و حریف می ترساند و دیگری همان شمشیر را در لابلای فریبکاری دلقک واری می پوشاند و چهره ی متفاوتی از خود می نمایاند تا جدلی را مفهوم عینی ببخشد.

 

بخشی دیگر با نام و ادعای آزادی خواهی و لیبرال بودن و  ملی – مذهبی و گاه آب و رنگ دمکراتیک و برابری طلبی، به نمایش ها و جدلهای مربوط به همین بازی دادنهای جنایتکاران حاکم می پردازند که پیکره اصلی عناصر سیاسی لازم در اجرای نمایش انتخاباتی حکومت اسلامی را شکل می دهند تا تنش و کشش و فریبکاری را در بطن جامعه ایجاد کنند.

 

و در گیر و دار این نمایش است که درد به استخوان آدمی می رسد که ریشه اصلی و هدف اصلی در این ماجرا فراموش می شود و با روند فاجعه باری به حاشیه کشانده می شود و آن چیزی نیست مگر موجودیت جنایتکاران اسلامی حاکم بر سرزمین ما.

حکومتی که اشکارا وبا دهن کجی بسیار وقیحانه به هر معیار انسانی،  دست به اعدام جنایتبارانه ی حتی اسیر خود می زند. کمی به این عکس هولناک بنگرید ( مخصوصا شمایانی که هنوز اسلام باورید و خدا و محمد و بهشت و جهنم و حسین و زهرا و چه و چه سینه می درانید و توهمی به عمامه بسر های خون آشام دارید! بنگرید که این نیز حکمیست که با قرائت آیه های قرآن و حاکم شرع مسلمان به اجرا درآمده است! چشمتان را باز کنید و ببینید!):

جانیانی که اینچنین به زندگی و ارزش انسانی می نگرند و چنین بدتر از هر خون آشامی با انسان برخورد می کند، چه انتظار از انتخابات و پارلمان و رای مردم است!؟

 

نمونه هایی از این دست در حاکمیت سیاه اسلامی بسیار است. ( تاب دیدن چنین فاجعه ای را نداشته ام اما برای فروکردن در مغز آنانی که هنوز به جدلهای فریبکارانه حاکمان جنایتکار اسلامی می پردازند و توهم دگرگونی دارند در اینجا آورده ام.)

 

چرا به این واقعیت پرداخته نمی شود که کل حاکمیت سیاه اسلامی نابجا، نامشروع و غیر قانونیست. حاکمیتی که مشروعیت ندارد. حاکمیتی که از اساس غیر قانونیست. حاکمانی که باید به جرایم بی شمار خود محاکمه شوند، معرکه گردانان نمایشهایی می شوند که نتیجه آن هر چه که باشد، پشیزی نمی ارزد و اصولا تاثیر در روند کلی حاکمیت اسلامی ندارد.

 

چند بار باید نامشروع و غیرقانونی بودن حاکمیت اسلامی اثبات شود. جنایتکاری که خود می برد و خود می دوزد و خود رای صادر می کند به چه مدرک یا سند یا توجیهی لازم است که خود او سند و مدرک جنایت است.

حکومت اسلامی بزور قتل و جنایت و سرکوب بر سر کار است و هیچ مشروعیت قانونی ندارد. قانونی که خود وضع می کند و کسانی از دزدان و قاتلان و جیرخواران خود او در راس همه امور اداری و مدیریتی کشور قرار گرفته و داده می شوند، به هیچ وجه مشروعیت رسیدگی و پرداختن به حق و ناحق اجتماعی و مملکتی را ندارند.

انتظار اینکه از میان چنین فریبکاریها و معرکه گردانیها، چنان شود که بر شاخه نشسته ای بن ببرد! یک توهم و خیالپردازی ابلهانه است. چنین برخوردها نه تنها خود فریبی است که مردمی را به فریب و انحراف می کشاند.

ذره ای اگر، ذره ای شرافت و صداقت انسانی در کسانی که بازارگرمی جنایتکاران اسلامی را می کنند،  وجود داشته باشد، در کمترین حد، شر خویش از سیاست و فرهنگ و جامعه سرزمین ما  کم می کنند. و گرنه تا کجا و چه وقت زمان نمایشهای تمامی از پیش طراحی شده، به میدان می آیندو بازار گرمی می کنند.

 

خواست مشخص مردم ما رها شدن از حکومت اسلامی است. رای مردم ما  " نه " خشم آگین و بتنگ آمده به حاکمیت جهل و جنون اسلامی است. نمایندگان واقعی مردم ما در هیچ یک از معرکه گیریهای انتخاباتی حاکمیت نکتبار اسلامی نبوده اند. همه کسانی که نام نامزد انتخاباتی و نماینده و وزیر و وکیل و رهبر و رییس را در حکومت جنایتکار اسلامی یدک می کشند و بر خود نهاده اند، هیچکدامشان مشروعیت از سوی مردم ما که ندارند، هیچ!بلکه بخاطر منافع خود در حاکمیت جنایتبار اسلامی، کنش یا واکنشی از خود بروز می دهند. اینان خود بنوعی در دوره ای از حاکمیت 29 ساله این حکومت حونبار، دستی آلوده دارند. همه آنانی که در راس یا میانه هرم مدیریتی حکومت نحس اسلامی هستند از آن دسته از شنکجه گران، بازجویان، جوخه های مرگ و بانیان پایه های این حاکمیت سیاهند. چنین کسانی را چه توهم و انتظار است آنانی که به نامزدی یا صلاحیت یا چند و چون برگزاری انتخاباتی باشد!؟

 

پرداختن به نمایشهای انتخاباتی و جنگ زر گری این جانیان چه جای بحث و تبلیغ و تفسیر و تحلیل دارد. تا کی باید به بازی های ابلهانه حاکمان اسلامی تن داد. برای چه اینهمه در رسانه های وابسته و غیروابسته همان موضوعاتی پراکنده می شوند که خود حاکمیت اسلامی در بازاری گرمی فریبکارانه خویش  می افریند و تمامی در جهت شکل دادن پوششی در کسب مشروعیت سیاسی است .

 

همه این نمادها معلول است. علت در این ماجرا نادیده شده و ناگویا گذاشته می شود. علت نامشروع و غیرقانونی بودن همه ارکان حکومت اسلامی است. از رهبرش گرفته تا پایین ترین رده مدیریتی حکومت اسلامی، غیر قانونی و نا مشروع است. همه اینان جنایتکارند از کشتار وحشیانه تابستان شصت و هفت گرفته تا آدم رباییها و سرکوبها وقتلهای زنجیره ای و ترورها و غارتها و دزدیها و زیرپا  گذاشتن همه تعهدات بین المللی بویژه در زمینه حقوق انسانی و آزادی های اساسی که به آن متعهد است، و از تامین مردمی که هر روز و هر لحظه غارت و سرکوب می شوند، همه و همه سند و مدرک آشکاریست که بر محکومیت این جنایتکاران که به روشنی آفتاب غیر قابل انکار است.

 

زندانهای آشکار و نهان همین جانیان فعالترین نهاد این حکومت نحس است که به جنایت های هولناک مشغولند. پرداختن به اینکه نامزدها پذیرفته یا رد شده اند یا اینکه این عمامه بسر رسوا چه می گوید و آن بی عمامه دزد چه می نالد، چه معنا دارد!؟ غیر از این است که به بازی انتخاباتی همین جانیان تن داده می شود!؟ غیر از این است که مردم و مملکت را به قهقرای فقر و خون و سرکوب و فاجعه بارتر بودن، سوق دادن است!؟

 

چند بار باید بازی فریبکارانه این جانیان را شاهد بود به بحث تحریم یا اگر چنین و اگر چنان کنند، پرداخت!؟ هیچ انتخابات این حاکمیت مردمی و مشروع و انسانی نبوده است.

هیچ کاندیدای این حاکمیت مشروعیت و قانونیت خویش را از مردم نگرفته است.

همه این جانیان اسلام و محمد و خدا را اساس مشروعیت خویش می دانندو با همان مشروعیت نیر غارت و قتل و جنایت و سرکوب می کنند. همه اینان با همه نماد و باور و دین و خدایشان باید در میهن ما محاکمه شوند چه به خاطر قتل آن بی پناهی که سنگسار شد و چه بخاطر فرزندان به خون کشیده شده ای که در خاورانهای سرزمین  ما هنوز جنایت رفته بر آنان و ما بی دادخواهی مانده است.

انتخابات در حکومت اسلامی هر چه که باشد با هر نام و شکل و محتوایی که باشد نا مشروع و غیر قانونی است. خواست ما نه فقط تحریم بازی انتخابات حکومت اسلامی که تحریم کلیت حکومت جنایتکار اسلامی است.

 

تحریم حکومت اسلامی را نباید و حق نداریم به تحریم نمایش انتخاباتی این جانیان تقلیل دهیم. همه ی آنانی که علت را به حاشیه رانده و با معلولها به بازار گرمی سیاسی خویش می پردازند به فریب کاری و انحراف دچارند. از ایران تحت حاکمیت اسلامی هیچ حق و حقوقی برای مردم و میهنمان بدست نمی آید.  علت همه شوربختیهای سرزمین مان همه ی حکومت اسلامی است.

به تحریم تمامی  این جانیان بپردازیم و ستیزمان بر همین محور باید استوار باشد. همه مهره های جور واجور حکومت اسلامی سر و ته یک کرباسند و باید به محاکمه کشیده شوند نه اینکه طرف بحث و چند و چون اجرای برنامه ای از جمله همین نمایشهای جنگ زرگرانه باشد

غرب با همه دب دبه و کبکبکه اش، منافع خویش می جوید. همه دنیای غرب تضادشان با حکومت اسلامی متفاوت از مشکل و تضاد ما با حکومت اسلامی است. سالهای حمایت غرب از حکومت اسلامی را فراوان شاهد بوده ایم. همه تلاش و برخورد این کشورها در جهت منافع خود آنان است. حتی اگر میلیونها ایرانی به خاک و خون هر روزه کشیده شوند. فقر و نداری و قحطی و قتل و بی حقوقی مردم، تا زمانیکه منافع این کشورها تامین شود، هیچ محلی از اعراب ندارد. ما ایرانیان اگر که می خواهیم از زندگی شرافتمندانه و انسانی برخوردار شویم

اگر می خواهیم از بختک حاکمان جنایتکار اسلامی رهایی یابیم

باید فقط و فقط بر خود ونیروهای راستین خود تکیه کنیم و بر کلیت حکومت اسلامی یورش بریم. تحریم این نمایش یا آن نماد حکومت اسلامی هیچ تغییری در این نظام خونبار ایجاد نمی کند. هرگونه بها دادن و پرداختن به معلولهای این حاکمیت از نمایشهای انتخاباتی اش گرفته تا کاندیداها و گفتارها و مهره های فیبکار بدتر از همه شان، بنوعی مشروعیت بخشیدن به حاکمیت و جنایاتشان است و غیر مستقیم سهیم شدن در جنایتهای خونبار حکومت اسلامی.

همه حکومت اسلامی باید تحریم شود نه این انتخابات یا آن انتخابات و این کاندیدا یا آن کاندیدای دلقک اش!

 

 

با مهر

گیل آوایی

ژانویه 2008

 

 

بازگشت

www.perslit.com