سیمین بهبهانی خطاب به زنان فعال و آگاه ایران
بازی چرخ
چه شد که خورشید تیره شد
زتیرگی های آه تان
ستاره را چشم خیره شد – چه بوده آیا گناه تان ؟
چه دست بردارتان کشید
شکسته گردن چه گونه اید
چرا تبرا نمی کنید زحکم بیدادگاه تان ؟
چنین که این حلقه ی تناب
فکندتان درچم عذاب
برون شد از کاسه چشم تان
کبود شد روی ماه تان
قلم زدستم برون کنید-
زبس که نقش ستم کشید
سیاه شد کاغذ سپید چو روزگارسیاه تان!
به خاک خفتید گم تبار
نشان تان نیست برمزار
کسی ندانست سمت وسو
چه بوده در رای و راه تان.
II
کنون خطابی دگر کنم
نفوس را با خبرکنم
ازین حکایت که دست جور فکنده درقعر چاه تان
چو موج، مشتاق و توسنید
که چنگ برساحل افکنید
حذر! که خرسنگ ساحلی کند به زخمی تباه تان
زمانه بس بیضه بشکند
میان دستارکیدتان
دگرچه باید زمانه را
اگرنباید کلاه تان ؟
12 مرداد 1387
|