| |
|
|
|
قصیده آبی خاکستری سیاه

حمید مصدق
در شبان غم تنهایی خویش
عابد چشم سخنگوی توام
ادامه
|
آغاز انهدام

نصرت رحمانی
این روزها
اینگونه ام ،ببین:
دستم، چه کند پیش می رود، انگار
ادامه
|
ای کاش

رضا بی شتاب
ای کاش برآید به شبی مهر
بیدار کُنَد خفته ی بستر
ادامه
|
یاغی

دکتر هوشنگ شفا
بر لبانم غنچه لبخند پژمرده است
نغمه ام دلگير و افسرده است
ادامه
|
زنی ز ژرفنای زندگی

رضا بی شتاب
ز ژرفنای زندگی
کنون گُذر کُنَد زنی
ادامه
|
آوازی در جاده های بویر احمد

دکترتورج پارسی
خورشید دخت !
بلندای رویایم ، به هزار نغمه و کرشمه برفتی ،
ادامه
|
ناهید*

رضا مقصدی
رویای باستانی ِ سبزینه
تعبیر ِ نام ِ توست.
ادامه
|
رقص شمع

سارا تبریزی
قرار ما چند عقربه مانده به ساعت بود
نیامدی
ادامه
|

ذهن عین را می آفریند
علی یحیی پور سل تی تی
بر پیکرهء آبی دریا ها و پهنابهای این جنگل و ستاره
ادامه |

خیآبان خاطره
بدران
سمساری سر کوچه ی آشنا.
پر شده از آدمها
ادامه |
"در سقوط هم میتوان زیبا بود"

عبدالله کشاورز
عالمی دارم ، بیا خواهی اگر دریا شدن
غرقه خواهی شد ؟ مترس از مردن و از پا شدن
ادامه
|

بهنگام
طاهره بارئی
این موقع روز
وقتی نور کتابخانه
ادامه |
دو شعر : الهه تروا و کودک غمگین

مارگارت ات وود
برگردان: گیل آوایی
تو غمگینی زیرا که غمگینی
ادامه
|

شکوفه های اندیشه
علی یحیی پور سل تی تی
برسینهء تو بسته است اسب وحشی سرخ
بر تارک نگاه تو خورشید از دور دست نمایان است
ادامه |

دیدم دیدی دید
بدران
زنی دیدم
که نصفهه ی عمرش
نصیه رفته بود.
ادامه |

کمند خاطرات
بهمن پارسا
با خاطرات خویش چو تنها نشسته ام
از لحظه های اینک و اینجا گسسته ام
ادامه |

رضا مقصدی
از خاطره ی قشنگ ِ لاهیجان
تاعاطفه ی ترانه خوان ِ یوش
ادامه |

پیکر خونین آزادی
علی یحیی پور سل تی تی
بر بلندای انسانیت و آزادی
شکوه یاس تو به سقف آسمان آبی رسیده است
ادامه |
باغ های معلق

رضا بی شتاب
میانِ تُندبارِ ناگهان بوران
که سرما دوزخ افروزد ز دهلیزی به دهلیز
ادامه
|
هموطن جان چه شد که پس رفتيم؟

هادی خرسندی
ما که يک خلق پيشرو بوديم
قرن ها از همه جلو بوديم
ادامه
|
عشق وطن

ميرزاده عشقی
خــــاكــــــم به سر ، زغصه به سر خاك اگر كنم
خـــــاك وطن كه رفت ، چه خاكي به سر كنم ؟
ادامه
|
ما مرگ را

اسماعیل خویی
ما،
عشق مان
همانا
ادامه
|
باز هم یار به ما خشمِ گران می گیرد

گیل آوایی
باز هم یار به ما خشمِ گران می گیرد
بهر آتش زدنِ ما سر وُ جان می گیرد
ادامه
|
عقربه ها

سارا تبریزی
نگاهم را تعبیر مکن
ضربان قلب من قبل از هر تپشی
ایست میکند
ادامه
|
انزوا می زایم

سارا تبریزی
عزیزم ...
فرض کن که زمین تنها و تنها تو را نشانم می دهد
ادامه
|
انسان

معینی کرمانشاهی
در بندها بس بنديان ، انسان به انسان ديده ام
از حكمبر تا حكمران ، حيوان به حيوان ديده ام
ادامه
|
عنقا

زیبا کرباسی
گردنی به بلندیی زیبا از باجی نمیترسد
وگرنه راه پر از این گردنههاست
ادامه
|
آسمان ابری خاور میانه

علی یحیی پور سل تی تی
شب بی ستاره ای بود ماه در محاق خود فرو رفته بود
ادامه
|

مادر خورشید
علی یحیی پور سل تی تی
در آسمان آبی که ستاره گان را مثل گهواره بغل کرده است
در نور شمعی که اطاقم را متفکرانه می کند
ادامه |
کریسمس

رضا مقصدی
عقربه های ساعتم
روی زمان ِتازه است.
ادامه
|
چشمه ی عشق

رضا بی شتاب
ای که گذر می کنی از کوی ما
گوشه ی چشمی نکنی سوی ما
ادامه
|
سپاه قطره ها

سوسن احمدگلی
سپاه قطره ها،
میان خشک زارها
ادامه
|
آن عاشقان شرزه

شفیعی کدکنی
آن عاشقان شرزه که با شب نزیستند
رفتند و شهر خفته ندانست کیستند
ادامه
|
نو د و نه د رصدی ها

حسن حسام
جنگل می شوند
میدان هاوخیابان هارامی پوشانند
ادامه
|
« سرودن را...»

سوسن احمدگلی
خاطراتِ سایه های مغربی را،
شب، زدود
ادامه
|
تولدي ديگر

فروغ فرخزاد
همه ي هستي من آيه ي تاريکيست
که ترا در خود تکرار کنان
به سحرگاه شکفتن ها و رستن هاي ابدي خواهد برد
ادامه
|

دو چهاره پاره از ملک الشعرای بهار
کبوترهای دلخواه
بیایید ای کبوترهای دلخواه!
بدن کافورگون، پاها چو شنگرف
ادامه |
آخر شاهنامه

اخوان ثالث
این شکسته چنگ بی قانون
رام چنگ چنگی شوریده رنگ پیر
ادامه
|
چکامه ی شب چله

امید عطایی فرد
شب زاد میتراست، آهرمن ، میراست
روشنی آمد، جشن ما یلداست
ادامه
|
غزل سه

اخوان
ای تکیهگاه و پناهِ
زیباترین لحظههایِ پر عصمت و پر شکوه
ادامه
|

پنج تن بودند
سیمین بهبهانی
بگو چگونه بنویسم یکی نه، پنج تن بودند
نه پنج، بلکه پنجاهان به خاطرات من بودند
ادامه |
سوناتِ مهتاب

رضا بی شتاب
به زنانِ زندانی
سوناتِ مهتاب را
سوت می زند زن
ادامه |
کیسه ای لبخند

سارا تبریزی
از اهالی کدام بارانی
که تمام گلها اینچنین می گریند
ادامه
|
برخاستن

شاملو
از مجموعه ابراهیم در آتش
چرا شبگیر میگرید؟
من این را پرسیدهام
ادامه
|
با بیخوابی

محمد مختاری
چه فرق میکرد زندانی در چشمانداز باشد یا دانشگاهی؟
ادامه
|

ستاره در سیاهی
علی یحیی پور سل تی تی
در بزنگاه حیات به حیات گلها می نگریم
در پس هر حیاتی اندیشه و کلامی خوابیده است
ادامه |
دو رُخ

سارا تبریزی
اگر هر زخمی را زخمه ای بود
تار تار گیسوانم چنگ نمی زد
ادامه
|

شب یلدایی
دکترتورج پارسی
آنچه معنا نشود باز دل تنگ منست
که شبش تیره تر از هر چه شب یلدایی است
پنجم فوریه ۲۰۱۱
ساعت سه نیمه شب |

این نوشته کوتاه را بهاره هدایت، فعال دانشجویی زندانی، در آستانه ۱۶ آذر امسال بر روی دستمال کاغذی نوشته
ادامه |
شهر خاموش من

دکتر شفیعی کدکنی
شهر خاموش من آن روح بهارانت کو؟
شور و شیدایی انبوه هزارانت کو؟
ادامه |
ماهِ آذر

رضا بی شتاب
ساقی بساز ساغر
کآزُرده ماهِ آذر
ادامه |
عجیب است انسان بودن

آواز ارمنی ارتومشیان
برگردان فارسی کارامیان
انسان بودن
ادامه |
همدگرزادگان

سیروس کفایی
چه تکیه گاه به پهلویش رسد
چه اشاره ای سر به سر پیشگویانش
ادامه
|
تو پیغامِ نارنج های شمالی

رضا مقصدی
من آهنگِ نام ترا دوست دارم
طنینِ کلام ترا دوست دارم
ادامه
|
همبند قصه

سارا تبریزی
داستان من و تو
دستبند کلمات است
ادامه
|
جوی شیر

راحله یار
تا نفس دارم به حرفم پافشاری می کنم
آب را در جویبار عشق جاری می کنم
ادامه
|
برآمدم

رضا بی شتاب
پیشکشِ زنان و در ردِ نابرابری و خشونت بر علیه زنان
برآمدم
ز تارکِ افلاک
ادامه
|
خانه ابری بود روزی

سیمین بهبهانی
خانه ابری بود روزي، خانه خونين است اينک
آن چنان بود، اين چنين شد، حال ما اين است اينک
ادامه
|
عشق ورزیدن

علی یحیی پور سل تی تی
بربته ای از خاشاک نفس می کشیم
و طراوت جنگل را در امید تنهائی مهتاب فوران می دهیم
ادامه
|
دیگر چه زنهاری !
قطعه ای در دشتی

دکترتورج پارسی
آب آشفته
خاک غمگین
ادامه
|
خانه ام آتش گرفته است

مهدی اخوان ثالث - م.امید
خانه ام آتش گرفته ست
آتشی جانسوز
ادامه |
آزادی

فرخی یزدی
قسم به عزت و قدر و مقام آزادی
که روحبخش جهان است، نام آزادی
ادامه
|
در محرم

ملک الشعرای بهار
در محرّم، مردمان خود را دگرگون می كنند
از زمين آه و فغان را زيب گردون می كنند
ادامه
|

سعدی
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
ادامه |
آن "سبزى چشم "و دلت با آه من ويران شود

دکتر تورج پارسي
يك شب كه آيي در برم ، در اشك پنهانت كنم
از غم بخوانم قصه ها ، تا چشم گريانت كنم
ادامه
|

پائیز زیبای من و ماشینیسم
علی یحیی پور سل تی تی
پائیز فصل درو و خرمن و کار است
فصلی که رودخانه ها از سیلابهای بهاری دورند
ادامه |
پا به پای شب

سارا تبریزی
> تو زیباتر از آنی که من
پا به پای آسمان شب نشوم
ادامه
|
همچو گُلی ز ناگهان

رضا بی شتاب
خنده به لب رقص کنان
همچو گُلی ز ناگهان
ادامه
|
نامه

گیل آوایی
> کجای تاریخ از تباهی گذشت
کاین فاجعه سر پایانش نیست گویی
ما به سرِ فاجعه رسیده ایم باز! از همانجاییکه آخرش می پنداشتیم!>
ادامه
|
هجران

هوشنگ ابتهاج
حاصلی از هنر عشق ِ تو جز حرمان نیست
آه از این درد که جز مرگ ِ من اش درمان نیست
ادامه
|
وجود حاضر و غایب

شفیعی کدکنی
چشمم به روی بیشه و
دریاچه بود و ابر
و خوشه های خیس اقاقی ها
ادامه
|
خانه ی کودکیم کجاست نادیکا ؟

دکترتورج پارسی
نادیکا ، دختر آپاچی
دختر خورشید ، دختر دشت ، دختر غار
ادامه
|
" آن سیه چشم و سیه مو نگاهی دارد "
آن همه زیبایی

دکترتورج پارسی
آن همه زیبایی
تنها در حوصله ی چشمان اوست
ادامه
|
نمایش رقص برهنه

شهلا آقاپور
آنجا که دستهایمان
در نمایش ِ
ادامه |
گرد باد

سارا تبریزی
پدر ...
خانه ...
ادامه
|

شراره های آتش
علی یحیی پور سل تی تی
چهره به چهره همه چیزرا انسان به چالش می گیرد
ادامه |
ای هرگز و همیشه
( در ستایش حافظ)

شفیعی کدکنی
مستی و هوشیاری و راهی و رهزنی
ابری و آفتابی و تاریک روشنی
ادامه
|
ایرانیان ایرانیان!

رضا بی شتاب
پای برهنه و خواب زده بر لبه ی تیغ؛ تا کِی توان این ره سپُرد!
ایرانیان ایرانیان!
ویران مبادا خانه تان
ادامه
|
دشمنان ظلمت

ابراهیم باران
دشمنان ظلمت
وقتی به روشنایی روز شک کردند
در پناه سایه ی باورهای خود لمیدند.
ادامه
|
کاغذ تسلیم

سارا تبریزی
شب های برزخ
و
کاغذ های تسلیم
ادامه
|
روی جاده ی نمناک
(مرثیه ای برای صادق هدایت)

اخوان ثالث
اگرچه حالیا دیریست کان بی کاروان کولی
ازین دشت غبار آلود کوچیده ست،
ادامه |
به صادق هدایت

مسعود فرزاد
خسته ای زآوارگی، خواهانِ آرام و قراری
از جهان آزرده جان، جویای امنی و کناری
ادامه
|
درچهار سوي گريه و آه .....

دکتر تورج پارسى
تا خانه ات آبنوس ،
تا خانه ات كه در چهار سوي گريه و آه ،
در شرق معبدي از واژه هاي سرد وتلخ قرار دارد ،
ادامه
|
گالیا

هوشنگ ابتهاج
دیر است ، گالیا !
در گوش من فسانهٔ دلدادگی مخوان !
ادامه
|

چند شعر از توماس ترانسترومر
شاعر سوئدی برنده ی نوبل ادبیات سال 2011
به دوستان پشت یک مرز
1
کوتاه و مختصر نوشتم برایتان. اما آن چه نمیشد نوشت
مثل زیپلنی (١) قدیمی باد کرد و بادکرد
و سرانجام لغزید در آسمانِ شب و دور شد
ادامه |
عزیز دور غمگین

سيمين بهبهانی
عزیز دور غمگین! بمان که شب سر آید
شکوفه های سیمین ز تیرگی بر آید
ادامه
|
آخرین غزل

رهی معیری
ندانم كان مه نامهربان ، يا دم كند يا نه ؟
فريب انگيز من ، با وعده اي شادم كند يا نه ؟
ادامه
|
شاهد تکراری

سارا تبریزی
غافل از روزهای خاک خورده
ترانه ترانه ترانه
ادامه
|
صبوری صبر

کتایون آذرلی
همراه با یک قطعه آلمانی
صبر می کنم
ادامه |

سه شعر از توماس ترانسترومر
با برگردان فارسی
گیل آوایی
ادامه |

در پياده رو غير هندسي جهان
دکترتورج پارسی
چه نگاه تلخ و خسته اي دارد
آن دخترك با رخ زيبا و چرك آلودش
ادامه |

دیباچه ی کوچه
رضا بی شتاب
با 16 مهر روزِ کودک
بچه های کوچه ی افسون
ادامه |
تو باز می گردی
برای هیلا صدیقی

هژبر
بدیدم من به رویا یی شبا نه باز می گردی
بدیدم آ واز برلب عا شقا نه با ز می گردی
ادامه
|
پنجره دیدار چهار

شهلا آقاپور
تسخیر جهان
در من نهفته ست
ادامه |
سر ... بسته

سارا تبریزی
هفده سال
دختری هفده سال
ادامه
|
لحظه های جاری در سیمفونی پنجم

دکتر تورج پارسی
یادم هست ، همه یادها و یادمان ها را
و ترا و من را که قهوه ی سرد می نوشیدیم
ادامه
|
رسوای انفرادی

سارا تبریزی
خزان بی رنگی ام
و
حد فاصل چشمانی بی اعتنا از فروریختگی هایم
ادامه
|

رهایم کن
علی یحیی پور سل تی تی
از آفرینش و هستی این خاک که بر بیرقی خونین
نشاء شده است
ادامه |
ای رهایی!

رضا بی شتاب
رگِ خوابِ گلِ این باغ تو می دانی وُ بس
بس بیا خسته گُلان را تو به فریاد برَس
ادامه
|
مرگ می گریَد

رضا بی شتاب
به گِردِ چهره ی ماه
کشیده شِکوه نقشِ هاله ی آه
صدای گام های رفتن آمد باز
ادامه
|
دف

رضا براهني
دف را بزن! بزن! كه دفيدن به زير ماه در اين نيمه شب، شب
دفماهها
ادامه
|
مرغزار
بر دیوار سنگی تبعید از خوشه های آواز

حسن حسام
غرقه در لجه ی خون جوانش
یله بر مخمل خاموش مرغزار,
نگاه خیسش را
ادامه
|
اي دوست وقت خفتن و خاموشي ات نبود
سوگ سرود استاد برای سرو آزاد وطن پرویز مشکاتیان
شفیعی کدکنی
اي دوست وقت خفتن و خاموشي ات نبود
وزايندياردورفراموشياتنبود
ادامه |
"آواز ِ بدُرود" از کتاب مروارید سیاه

شهلا آقاپور
وای
بر من چه می گذرد
که اینگونه به
ادامه |
- از امید چیزی بگو –

هژبر
به کوچه
سکوت و ماتم و زار
ادامه |
قصیدۀ ایوان مدائن و چند غزل

خاقانی
هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان
ایوان مدائن را آیینه ٔ عبرت دان
ادامه
|
به خاطره ی خونین ِ
ناصر اخوان

رضا مقصدی
«شهریور»ی که شهر ِ دلم را خراب کرد
جانِ ِمرا دوباره پُر از التهاب کرد
ادامه |
چهره ی پنهانِ عشق

رضا بی شتاب
رفتی وُ فقط ماند مرا بوسه ی بدرود
یادی که پُر از طعمِ بهارست وُ گُل وُ رود
ادامه |

برگردان دو آواز هلندی به فارسی
گیل آوایی
بگذار برقصد-Laat ze dansen
تو هرگز تنها نمی جنگی - Je vecht nooit alleen
ادامه |
من از سر سادگی ترا باور داشتم

دکتر تورج پارسی
من از سر سادگي ترا باور داشتم ،
زمانه هرگز به« آب »و «هاون» آري نگفت
ادامه
|
برگردان دو شعر از جیمز بلانت به فارسی

No Tears & Good bye my lover
بدرود معشوق من و بی اشک
برگردان: گیل آوایی
ادامه |
سه ضرب

سارا تبریزی
تنها ارتباط من و تو دیوار است
ادامه |
چاووشی

اخوان ثالث
بسان رهنوردانی که در افسانه ها گویند،
گرفته کولبار زاد ره بر دوش،
ادامه
|
مونسِ جان

حافظ
بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش
وین سوخته را محرم اسرار نهان باش
ادامه |
واقعیت رؤیای من است

بیژن نجدی
واقعیت خوابهای من است
خون رؤیای من
ادامه
|
غزل لکی

هژبر
دل ِ زار ِ مه عجب نامهربونی مکه
هر شکایت عه نبود یار گیونی مکه
ادامه
|
پيش از اينکه دوستت داشته باشم

پابلو نرودا
برگردان از انگلیسی: مژگان قوامی
پيش از اينکه دوستت داشته باشم، عشق من، چيزی از خود نداشتم
ادامه |
دلم گرفته ای دوست

سیمین بهبهانی
دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم، کجا من؟
ادامه
|
خانه ام آتش گرفته است

اخوان ثالث
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
ادامه |
دوباره وسوسه مان می کنی چرا ای دوست؟

گیل آوایی
دوباره وسوسه مان می کنی چرا ای دوست؟
به حال مستی ما می کنی چه ها ای دوست؟
ادامه
|
ققنوس در آتش

رضا مقصدی
به قامتِ بلندِ حماسه و عشق :
احمد شاملو
ادامه |
سار ساز

سارا تبریزی
ساز ... ساز ... ساز
آسمان ابر ساز است
ادامه
|
برگهای امید

هژبر
با این چند قطعه سنگی که
افتاده اینور
ادامه
|
من از آشنایی همان اندازه می هراسم که از جدایی !

دکترتورج پارسی
بانو ،
شهبانوی سال های دورتر
ادامه
|
نازنین آمد

هوشنگ ابتهاج
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت
ادامه
|
بوسه

سیمین بهبهانی
گر بوسه می خواهی بیا، یک نه، دوصد بستان برو
اینجا، تن بیجا ن بیا، زینجا، سراپا جان برو
ادامه
|
مقراضِ مرگ

رضا بی شتاب
هنگام
که چارچوبِ پنجره
زندان کُنَد نگاه
ادامه
|
دلتنگی

مژگان قوامی
ديگر خوابی نيست
که رؤيايت را بياورد
ادامه |
رویای رنگین

فروغ فرخزار
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تو ام سنگین شده
ادامه |
گیلاس های وسوسه

رضا بی شتاب
دودی بلند
سبکبالِ وُ کبود
خیال انگیز وُ مغرور
ادامه
|
زندگی می گوید اما... باز باید زیست

اخوان ثالث
زندگی با ماجراهای فراوانش،
ظاهری دارد به سان بیشه ای بغرنج و در هم باف
ادامه |
تردید

محمدرضا شفیعی کدکنی
باز از کنار شهر با نرمی گذر کرد
آن پیک مروارید بار نوبهاران
با پنجه های نرم خود باران شبگیر
ادامه
|
حجاب زن

ایرج میرزا
حجاب زن که نادان شد چنینست
زنمستورهمحجوبهاینست
ادامه
|
دوپاره شعر از

سارا تبریزی
سیم آخر
ادامه |
از خاکم و هم خاک من از جان و تنم نیست

هیلا صدیقی
از خاکم و هم خاک من از جان و تنم نیست
ادامه |
« حکایت ندا »

هژبرمیرتیموری
یکی دخترکه نام او ندا بود
ادامه
|
دو شعر

شفیعی کدکنی
درین آفاق ظلمانی
چنین بیدار و دریاوار
تویی تنها که میخوانی .
ادامه |
تنهایی

تورج پارسی
روزی از روزان ابری سیاه
دل سنگی ترکید
ادامه
|
تلخکامی
مری اولیور

ترجمه: شهناز خسروی
براین باورم
که تو هرگز شادمانه نزیستی
ادامه
|
روز مرگ

مولانا
به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
گمان مبر که مرا درد اين جهان باشد
ادامه
|
نشان یار کجاست

گیل آوایی
دلا چه می کنی زاری، نشان یار کجاست
هوای دلبری ِ یار ِ غمگسار کجاست
ادامه
|
عصیانگر توتم شکن

سارا فرزاد
هنوز
پس از سالها
تارکوفسکی
در من عصیان می کند
ادامه
|
درخت معجزه

تورج پارسی
خدا آنچنان به من دخیل بست
که شتابزده
درخت معجزه را به او بخشیدم
ادامه
|
زندگی می گوید اما... باز باید زیست

اخوان ثالث
زندگی با ماجراهای فراوانش،
ظاهری دارد به سان بیشه ای بغرنج و در هم باف
ادامه
|
پای دار

سارا تبریزی
چکمه را از پشت من بردار !
چند ایستگاه بگو یمت که ما هرگز به مقصد نمی رسیم
ادامه
|
درس تاریخ

سیمین بهبهانی
دخترم تاريخ را تکرار کرد
قصه ي ساسانيان را باز گفت
تا به خاطر بسپرد آن قصه را
چون به پايان آمد، از آغاز گفت
ادامه
|
گل شهر آشنايی *

دکترتورج پارسی
تو به شهر آشنايي گل خوشبوی وفایی
چكنم اگر كه روزی ، بكني زمن جدايی
ادامه
|

خروسِ آسمان
رضا بی شتاب
با یادِ 18 تیر
ز دردِ خود حکایت چون کُنَد مجنون
ز خون جوشد دلِ آواره ی جیحون
ادامه
|
دو غزل : مستی دنباله دار- کفِ افسوس

صائب
جان به لب داريم و همچون صبح خندانيم ما
دست و تيغ عشق را زخم نمايانيم ما
ادامه
|
دو غزل: بخیه خنده - چشمِ غمکده

غالب دهلوی
تا دوخت چاره گر جگر چار پار ه را
از بخیه خنده بر دم تیغ است چاره را
ادامه
|
شیشه های می

بیدل
چو شمع بر سرت اقبال و جاه میگرید
به اوج قدر نخندیکلاه میگرید
ادامه
|
روز مرگ

وحشي بافقي
روز مرگم، هر که شيون کند از دور و برم دور کنيد
همه را مســــت و خراب از مــــي انــــگور کنيـــــد
ادامه
|