تماس با سردبیر:perslit@gmail.com شهلا آقاپور بایگانی پیوندکده کتابخانه بیانیه ها و برنامه ها صدا و ویدئو ادبیات بومی هنر داستان صفحه نخست
راهنمای استفاده از پرس لیت نشانی برای هرگونه تماس> info@perslit.com  ویژه گیل آوایی / GilAvaei
بخش ویژه شعر

بی تو

سیما مهرآذر

 

از کنار خاطرات بی تو رد شدم
بين بغض و سيل گريه...آه،سد شدم

ادامه

 

اندوهباره

گیل آوایی

2 مارس 2010

 

سیلاب فاجعه بود

این دشت تشنه ی همیشه سر به هوا

کجای کمین ِ این خیل ِ پا به راه

رهگیر بی حساب

تاخت زد

که غبارش هنوز

ادامه

شروه

 

رضا بی شتاب

برای مادرانِ باغِ لاله

 

دوباره سبزه سَر زد نوبهاره

رَوُنِ چشمه ها زی جویباره

ادامه

 

ارتا

 

رضا بی شتاب

 

ارتا! برای ما

همیشه با شکوه وُ پُر شکوفه روزِ توست

اگرچه لحظه ای نبوده، نیست

هماره دلبخواهِ تو

ادامه

سرود ملی اتحادیه ی کشورهای فارسی زبان

عاکف

 

چو بر سرچشمه بگذارم قدم،آهسته می گویم

به اصل شاخه آویزم ثباتِ سعی و سوگندم

سزای میهن پاکم نباشد تکه گردیدن

پس ازاین،بار همت را به یک مقصود می بندم

ادامه

شاید بهار سبز ببارند

 

سیمین بهبهانی

 

خون دل و گلوله و باروت

با آن سه رادمرد چه کردند

آن هر سه ایستاده آزاد

اینک اسیر تربت سردند

ادامه

مرد هوشیار

 

سنایی غزنوی

 

مرد هشیار در این عهد کمست

ور کسی هست بدین متهمست

ادامه

پنج پاره شعر

 

گیل آوایی

 

>آیه ها

جاری

شلاقها

به زبان کدام رسالتی

ختم انبیاء لابه می کنند

ادامه

یاد آن شب

 

باستانی پاریزی

 

یاد آن شب که صبا بر سر ما گل می ریخت
بر سر ما ز در و بام و هوا گل میریخت

ادامه

با کسانی که پس از ما به دنيا می آيند

برتولت برشت
ترجمه علی امينی

 

راستی که در دوره تيره و تاری زندگی می کنم:
ادامه

یاغی

 

هوشنگ شفا

 

من که هرگز سر به تسلیم خدایان هم نخواهم داد

ادامه

اعدام جوانان وطن کار شماست
فردای شما به چوبه‏ی دار شماست
بدکاره چنین، کدام دین، دین شماست؟
خونخواره چنین، کدام علی یار شماست؟
------
گر رهرو و گر رهزن و گر راهبری
هر روز ز روز پیش خونخوار‏تری
خواهی که نفهمند تو چه جانوری
برخیز و دمی تکان بده که بشری!

خبر کوتاه‌ بود


امیر هوشنگ  ابتهاج - ه.ا.سایه

خبر کوتاه‌ بود
اعدام‌ شان‌ کردند !
خروش‌ دخترک‌ برخاست‌
لبش‌ لرزید
دو چشم‌ خسته‌اش‌ از اشک‌ پر شد
گریه‌ را سر داد

ادامه

به مناسبت روز شعردر هلند

دو شعر از گیل آوایی با برگردان آنگلیسی آن

عشق را اندیشه یِ آزار نیست

 

راحله یار

 

>>اعترافِ عاشقی وپای دار

لذتی دارد که درانکار نیست>>>

ادامه

واگشتنش را دوست دارم

 

سيمين بهبهاني

 

واگشتنش را دوست دارم

مردي كه دامان شريفش

پاكيزه تر از آسمان بود

ادامه

به مادران صلح

 

گیل آوایی

 

آفتاب از چشمان تو بر می خیزد،

شبان ِ اینهمه اندوه

شرمآگینه آب می شود.

ادامه

قلمی برای بهار

 

سوسن احمدگلی

 

از خاک تا به خاک میروی

تا خسته و شکسته

سبز شوی

جوانه شوی

بر سپیدای کاغذ جان

واژه واژه های پیام سرخ شوی.

ادامه

معبد تن

 

کتایون آذرلی

 

گریختن از نگاه ناگزیر تو ناممکن است

آن جا که سیمای ماهتاب در آینه ی دشتی غروب اندود می افتد

ادامه

خاطره

علی کریمی

 

از قطار بی حوصلگی

در ایستگاه تنهایی

پیاده می شوم.

واز کوچه های خاطره

مثل برق می گریزم؛

گویی پاسداری

در قفای منست!

 

ردیف آخر کوپه

جای من نبود.

در فضای فرسوده

اشتیاق ماندن نیست.

یعنی مجال نیست.

هیچگاه نبود.

باباطاهر

 

غم عالم همه کردی ببارم

مگر مو لوک مست سر قطارم

مهارم کردی و دادی به ناکس

فزودی هر زمان باری ببارم

***

زحال خویشتن مو بی خبر بیم

ندونم در سفر یا در حضر بیم

فغان از دست تو ای بی مروت

همین ذونم که عمری دربدر بیم

ادامه

چرخ

 

مهين خديوي

 

چرخ

چرخ

چرخ چاه

چرخ زمان

چرخ بمب

ادامه

در چارشنبه بازار سانتامونیکا

 

مجید نفیسی

 

این لهجه را می شناسم

با "نون"های گِردش

که چون تورتیای خشکی

زیر دندان خرد می شوند.

ادامه

خوابِ خرگوش

پیشکشِ «دلبر توکلی» و پایداریِ شگفت انگیزش

رضا بی شتاب

 

ای رفته به خواب وُ خوابِ خرگوش

بر ظلم وُ ستم کشیده سرپوش

ادامه

توبه گرگ!

اردوخانی

 

گرگ پیر

با پوزه و چنگال خونین

ادامه

غفلت

 

رضا بی شتاب

 

از ماه فرود آمد

با چهركِ چون مهر

با حرمت وُ با هيبتِ كامل

انگشتر وُ تسبيح به دستش

ادامه

چراغ

یاور استوار

 

برای بهمنِ سیاهکل و بهمن رستاخیز و بیاد او که آبروی قلم بود و اعتبار فریاد!باید سعید سلطانپور

 

هلا ستاره ی خونبار در سحرگهِ میهن

بیاد ماندنی و داغِ سال های سترون

ادامه

طوفان و دو سروده دیگر

روزبه فاطمی

 

گو به طوفان بلا منزل بیداد ببر

با تو ای باد گران هرچه در افتاد ببر

ادامه

در مسیر آفتاب

 

شبنم آذر

 

با نگاهی بر گرفته از صخره می نگريم

ادامه

عـابـرِ آواره

 

راحله یار

 

خونِ داغِ عشقِ در رگ های من جاریست باز

لــب  فـروبستن، سکـوتِ  تلخِ، اجباریست باز

ادامه

دوباره مي سازمت وطن

 

سيمين بهبهاني

 

دوباره مي سازمت وطن!
اگر چه با خشت جان خويش
ستون به سقف تو مي زنم،
اگر چه با استخوان خويش

ادامه

سوری، گُلِ سوری، های

 

رضا بی شتاب

 

از بغضِ نهان پُرسی

از سوزِ دلِ در بند

ادامه

برگریزان سیاهی ها

 

ی. صفایی

 

ابرهای آسمان  دلم همه گریان

ساحل اش انباشته از سکوتی غم آلود

ادامه

در شما جاريم

براى كوروش، داريوش و اردشير فرزندان فرزندانم :

 

دكتر تورج پارسى

 

من در شما جاريم

همچون مارون ،

همچون سبزينه ى باغ نوروز

ادامه

نامه به

 

رضا بی شتاب

برای آنان که در بندند و به آزادی می اندیشند

 

چه پیش آمد فراموشت شدم یار

نمی پرسی ز حالِ من دگربار

ادامه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آرشیو شعر : > 1 > 2 >3  > 4 > بازگشت به صفحه نخست پرس لیت