MIME-Version: 1.0 Content-Type: multipart/related; boundary="----=_NextPart_01C8C810.3E85FEE0" This document is a Single File Web Page, also known as a Web Archive file. If you are seeing this message, your browser or editor doesn't support Web Archive files. Please download a browser that supports Web Archive, such as Microsoft Internet Explorer. ------=_NextPart_01C8C810.3E85FEE0 Content-Location: file:///C:/3B59408E/NK.fasliazroman.htm Content-Transfer-Encoding: quoted-printable Content-Type: text/html; charset="us-ascii" فصلی از رما= 606; 'بادنماها و شلاق ها'‏

 = 1;صلی از رمان 'بادنماها و شلاق ها'

 

نسيم خاکسار

 

 

3D"نسي=

 

دوستی‌ دارم‌ که‌ گاه ‌به ‌گاه&= #8204; او را می ‌بين= م‌. او هم‌ در اينجا زندگی&#= 8204; می ‌کند؛ با اين ‌تفاوت‌ که‌ او نويسنده‌ و نوازنده‌ است‌ و من‌ در= قالی ‌فروشی‌ای‌ که‌ با کرامت&= #8204;، بعد از جدايی&= #8204;اش‌ از مريم‌ و آمدنش‌ به‌ هلند، علم‌ ک&= #1585;ده‌ايم‌ قاليچه‌ و گليم‌های‌ کهنه‌ را رفو می ‌کنم‌. البته‌ يکی‌ دو ماهی‌ است&= #8204; که‌ به ‌طور موقت‌ سر کار نمی‌روم‌. کرامت‌ هم‌ مرا به‌ حال‌ خودم‌ گذاشته‌ است&#= 8204; و تنهايی‌ مغازه‌ را می گرداند. کرامت چون‌ معتقد است‌ اين‌ تنها شغلی‌ است‌ که‌ به‌ من‌ می‌خورد، زياد نگران ‌&= #1606;يست‌. می ‌داند بعد از يافتن‌ کمی‌ تعادل‌ دوباره‌ به ‌&= #1705;ارم‌ برخواهم‌ گشت‌ و رفوکردن‌ جاهای‌ شندره‌ قاليچه‌ و گليم‌ها را به‌ عهده‌ خواهم‌ گرفت&#= 8204;.

"اي= وان‌" سال‌ها پيش‌ از چکسلواکی&#= 8204; به‌ هلند مهاجرت‌ کرده‌ بود و در حال ‌حاضر يک‌ نويسنده&#= 8204; هلندی‌ است‌ که‌ ريشه‌ها&#= 1740;‌ بسيار دوری‌ در وطن‌ دارد.= خودش‌ می ‌گويد داشته‌ است‌. با اين‌ حال‌ تفاوت‌ ديگری‌ هم‌ بين‌ من‌ و اوهست‌: ريشه&= #8204;داشتن‌ بسيار دور. با اينکه‌ قريب&#= 8204; به‌ ده‌ سال‌ است‌ ميهنم‌ را ترک ‌کرده&= #8204;ام‌ و دوست‌ نويسنده‌ام= 204; حدود بيست‌ سال‌ است‌، هنوز نمی‌تو&#= 1575;نم‌ ـ مثل‌ايوان&#= 8204;عزيز ـ به‌ راحتی‌ بگويم‌:"وطن= 204;؟ آه‌ مدت‌هاس&#= 1578;‌ که‌ از آن‌ جدا افتاده‌&#= 1575;م‌."
ـ زبان‌ مادر&= #1740;‌ات‌؟ به‌ آن‌ زبان&= #8204; حرف‌ نمی ‌زن&= #1740;‌؟
ـ چرا. گاهی‌ وقت‌ها که‌ با هموطن‌ها&#= 1610;م‌ هستم‌.
ـ با زن‌ و بچه= ;‌ات‌؟
می‌خندد: هلندين‌ که‌!<= o:p>

ايو= ;ان‌ در روياهايش&#= 8204; هم‌ به‌ زبان&= #8204; هلندی‌ حرف‌ می ‌زند. در رو= ;ياهای‌ من ‌هميشه‌ قطاری‌ با آخرين‌ سرعت&#= 8204; رو به‌ ايران&= #8204; در حرکت‌ است&= #8204;. دام‌ دام‌ دام‌.... چه‌صد= 5;يی‌! از خواب‌ بيدار می ‌شو&= #1605;‌. می‌ بينم‌ دو دستی‌ به‌ پن&= #1580;ره‌ نزديک‌ به‌ تختم‌ چسبيده‌ام‌. زنم‌ می‌ گويد اين‌ ماليخوليای= 204; تبعيد است‌.
زنم‌ سعی‌ می&= #8204;کند اسيرش‌ نشود. تلويزيون‌ تماشا می‌کن&#= 1583; و در روزهای‌&= #1578;عطيل‌ دست‌ پسرم‌ را می‌ گيرد و به‌ مغازه‌ های‌ مرکز شهر سر می ‌زن= د. بلدند چه ‌طو&= #1585; سر خودشان‌ را گرم‌ کنند. پنج‌ سال‌ بعد از من‌ به= ‌ هلند آمدند. يعنی ‌چون‌ فاصله زمانی&#= 8204; آنها هنوز ده&= #8204; سال‌ نشده‌ از نوع‌ دلواپسی‌ها= 740;‌ مرا ندارند؟ سوال‌ بی ‌جا&= #1610;ی‌ است‌. چيزی‌ بايد در درون&= #8204; آدمی‌ عوض‌ شود، و يا چيزی‌ بايد در درون‌ آدمی‌ همواره‌ بجوشد. به‌ دوست‌ نويسن&#= 1583;ه‌ام‌ می‌گويم‌:
ـ فکر می ‌کنم= ‌ دارد اتفاقات‌ عجيبی‌ برايم‌ رخ‌ می ‌دهد.
ـ چه‌ اتفاقاتی‌؟

&#= 1605;شکل‌ است‌ از آن‌ حرف‌ بزنم‌. آيا اين‌ فکر = به ‌کنار گذاشتن‌ موقت‌ کارم ‌&= #1576;رمی‌ گردد؟ ايوان&#= 8204; می‌ داند که‌ مدتی‌ است‌ به‌ مغازه‌ نمی ‌روم‌. پسرم‌ هم ‌دل&= #1605;شغولی‌ تازه‌ای‌ پيدا کرده‌ است‌. گاه‌ و بی‌گاه‌ او را می‌ بينم‌ که‌ فرهنگ‌ شش‌ جلدی‌ معين‌ را ورق&= #8204; می‌زند. چه‌ چيز عجيبی‌ جز واژه‌ می ‌= تواند درکتاب‌ های&#= 8204; لغت‌ باشد که&= #8204; علاقه‌ يک‌ بچه سيزده‌ ساله‌ را به‌ = خود جلب‌ کند؟ درسن‌ او هيچ = ‌وقت‌ دوست‌ نداشتم‌ که‌ کتاب‌های‌ لغت‌ را ورق‌ بزنم‌. راستش&= #8204; وقتی‌ بچه‌ بودم‌ اصلا با کتاب‌ ميانه خوبی‌ نداشتم‌. فکر می‌کنم‌ اگر &= #1583;استان‌های ‌پليسی‌ و تاريخی‌ وجود نداشت‌&#= 1548; هيچ‌ گاه‌ کتابخوان‌ نمی ‌شدم‌. اولين‌ شغلم &= #8204;معلمی‌ بود. اما بعد از چند سال‌ از دستش‌ دادم‌. در کشورهايی‌ مثل‌ کشور ما = ازدست ‌دادن‌ شغل‌ مثل‌ آب‌ خوردن‌ است‌. کافی‌ است‌ سر و گوشت‌ بجنبد تا شغلت‌ را از دست‌ بدهی‌... زندگی‌ در هلند برای‌ آدمی‌ که‌ در چهل‌ سالگی‌ واردش‌ شده‌ است‌ هم‌ شگفتی‌هايی= 204; دارد و هم‌ سرشار از لحظاتی‌ است&#= 8204; خسته ‌و کسل‌&= #1705;ننده‌. آدم‌ نمی ‌دا&= #1606;د با کدام ‌يک‌ بسازد.

اگر در اوايل‌ ورودم‌ به‌ هلند نمی ‌تو&= #1575;نستم‌ از کتابخانه&#= 8204;ها دل‌ بکنم‌ و برای ‌ساعت‌&#= 1607;ا‌ در گوشه يکی‌ از آنها می‌ نشستم‌ نبايد برای‌ کسی‌ زياد عجيب‌ باشد. اين‌ يک‌ اعتراف‌ ساده‌ است‌، اگر بگويم‌ در آن‌ موقع‌ اصلا حال‌ و ح= وصله کتاب‌ خواندن‌ نداشتم‌ و آنچه‌ وادارم‌ می‌ کرد برای‌ دو سالی‌ هر روز صبح‌ با دوچرخةه فکسنی‌ام‌ که‌ آن‌ را از جايی‌ خريده&#= 8204; بودم‌ که‌ هر چهارشنبه ‌د&#= 1608;چرخه‌های‌ دزدی‌ را می‌ فروختند، چند کيلومتر پا بزنم‌ و به= ‌ کتابخانه دانشگاه‌ بر&#= 1608;م‌، نشستن‌ در آ‌&= #1606;جا بود و سرگرم‌ شدن‌ با کتاب&= #8204;هايی‌ که‌ فقط ‌دوس&= #1578;‌ داشتم‌ آنها را ورق‌ بزنم&= #8204;. جايی‌ که‌ دست‌ آخر مرا بومی‌ خود کرد. بخش‌ کوچکی‌ از کت&= #1575;بخانه‌ دانشکده‌ زبان‌های‌ شرقی‌ بود، اتاقی‌ نسبتا بزرگ‌ با چند رديف‌ قفسه کتاب‌ه&#= 1575;ی‌ فارسی‌ و عربی‌ با فاصله‌ از هم&= #8204;، و انبارکی‌ درپشت‌ برای&#= 8204; مجلات‌ و روز&= #1606;امه‌های‌ قديمی‌، بيرون‌ در، توی‌ راهرو و پشت‌ به ‌ديو&= #1575;ر هم‌، مجسمه‌&#= 1575;ی‌ قديمی‌ بود از بودا. چهار زانو نشسته‌&#= 1548; با کف‌ پاها رو به‌بالا، و شمشير به‌ دست‌ و ديوار مانندی‌ از مرمر در پشت‌ سر، که‌ گاه‌ نگاهم‌ را به&= #8204;خود می‌کشيد. ايوان‌ می‌گ&#= 1608;يد:
ـ همين‌هاست&#= 8204;. تو تنها به‌ اينجا نيامدی‌. تو در واقع‌ با مغازه‌ کوچک&#= 1578;‌ به‌ اينجا کوچ‌ کرده‌ا&#= 1740;‌.
ـ مغازه‌ کوچک‌!

در ذهنم‌ حرف‌ ايوان‌ به‌ استعاره‌ای= 204; هنری‌ تبديل&#= 8204; می ‌شود. ای‌ کاش‌ مثل ‌اي&= #1608;ان‌ نويسنده‌ بودم‌. اگر بودم‌ می ‌تو&= #1575;نستم‌ اين‌ استعاره‌ را &= #1711;سترش‌ بدهم‌ و از آن= ‌ واقعيتی‌ بسازم‌ که‌ معمای‌ موقعيتم‌ را در آن‌ ببينم&= #8204;. ايوان‌ معتقد است‌ استعاره‌ها بيرونی‌اند. نيازی‌ به‌ نويسنده‌ بودن‌ تو يا من‌ ندارند. کافی‌ است‌ نگاهت‌ راعوض‌ کنی‌. در ذهن‌ من‌ همه‌ اينها کلماتی‌ هستند با معن&= #1575;های‌ متفاوت‌. بيرونی‌ بودن‌ آنها ظاهر امر است&= #8204;، پوششی‌ است‌ بر اندام‌ معانی‌ اصلی&#= 8204;. مثل‌ نقش‌ها&#= 1740; ‌قالی‌ که‌ به‌ نظر شاخه&= #8204; درختی‌ است‌ يا برگی‌، پنجه‌ای‌. بعد که‌ خيره&= #8204; می ‌شوی‌ در می ‌يابی‌. به= ‌ ايوان‌ می ‌گ&= #1608;يم‌. پاکت‌ توتون&#= 8204; "دروم‌" را ا= 586; جيب‌ درمی ‌آ&= #1608;رد. دروم‌ توتون&#= 8204; مورد علاقه‌ اوست‌. من‌ هر کاری‌ کردم‌ نتوانستم‌ ب&#= 1575; توتون‌های ‌&#= 1575;ينجا کنار بيايم‌. همه آنها را زمانی‌ که‌ به‌ سيگار علاقه‌ داشتم‌ يک‌ دور امتحان ‌&= #1705;ردم‌. يکی‌ تند بود. يکی‌ زياد سبک‌ بود، يکی‌ مزه‌ آب&= #8204; صابون‌ می ‌د&= #1575;د. درست‌ مثل‌ مزه "راکی"، وقتی‌ برای‌ اولين ‌بار در استانبول&#= 8204; من‌ و کرامت‌ خواستيم‌ با آن ‌مست‌ کنيم‌، و نکرديم‌، و د&= #1585; عوض‌ حالمان&#= 8204; را به‌ هم‌ زد= .

فکر نمی‌کنم‌ ايوان‌ را عصبانی‌ کرده‌ باشم‌. سيگار کشيدن&#= 8204; نمی‌تواند هميشه ‌به‌ عصبانيت‌ ربط‌ داشته‌ باشد. حتما خاطره‌ای‌ را در او بيدار کرده‌&#= 1575;م‌. از ذهنم‌ می ‌= گذرد بالاخره‌ دروغش‌ را در می ‌آوردم‌. او هم‌ مثل‌ من‌ در اعماق&= #8204; روحش‌ چيزی‌ پنهان‌ دارد. چه‌ طور می‌ شود ناشناخته‌ا= 740;‌ را شناخته‌ کرد؟ ساکت‌ و با سرپايين‌ سيگارش‌ را می‌ پيچد. با حوصله‌. نديدم‌ توتونی‌ از لای‌ کاغذش‌ بريزد. با دو انگشت‌ سيگار تازه‌ پيچيده‌اش‌ را صاف‌ می‌ کند، می ‌گير&= #1575;ند.
می ‌گويم‌: حرف‌ بدی‌ که&= #8204; نزدم‌؟
ـ نه‌. تو فکرم= ;‌ استعاره‌ها را چه‌ طور برايت‌ توضيح‌ بدهم&#= 8204;.

از داستان‌هاي= 588;‌ استفاده‌ می &= #8204;کند. يکی‌ از داستان‌های= 204; او را بسيار دوست‌ دارم‌. اين‌ داستان&#= 8204; درباره مرد چهل‌ ساله‌ا&#= 1740;‌ است‌ که‌ در گذشته‌ با يک&= #1740;‌ ازگروه ‌های&#= 8204; سياسی‌ کار می ‌کرد. گروهشان‌ چه&#= 8204; شد و بقيه‌ چه= ‌ شدند؛ ايوان&#= 8204; از آنها حرفی&= #8204; نمی ‌زد. فقط‌ به‌ ما می ‌گو= يد او حالا در تبعيد است‌. آن‌ هم‌ زمان&= #1740;‌ که‌ نيروهايی‌ که‌ به‌ آنها متکی‌ بود در همه‌ جبهه‌ه&#= 1575; در حال‌ عقب ‌= نشينی‌ بودند، يا اين ‌طور ديد&= #1607;‌ می‌شد. اهل‌ کجاست‌؟ ايوان‌ اين‌ را هم‌ نمی‌گ&= #1608;يد.
ـ مهم‌ نيست‌.=
ـ چرا؟
ـ مهم‌ اين‌ است‌ که‌ او حالا اينجاست‌.
ـ فرهنگ‌؟ تف&= #1575;وت‌های‌ فرهنگی‌؟
مکث‌ می‌کند.<= br> ـ فقط‌ آدم‌ه&= #1575;يی‌ که‌ از يک‌ کره‌ ديگر به&= #8204; کره‌ ما می ‌ا= فتند تفاوت‌های ‌&#= 1601;رهنگی‌شان‌ با ديگران‌ عميق‌ است‌. راديو، تلويزيون‌ و کتاب‌ تفاوت&#= 8204;های‌ فرهنگی‌ را از بين‌ برده&= #8204; است‌.
ـ بايد به‌ آن= ‌ فکر کنم‌.

3D.

طرح روی جلد ترجمه هلندی رمان بادنماها و شلاق ها=

آدم= ;‌ داستان‌ او خانه‌ای‌ دارد در يکی‌ از محله‌های&#= 8204; فقير نشين‌ ا&= #1608;ترخت‌. تنهاست‌. يکی&= #8204; از توانايی‌&#= 1607;ای‌ مشخص‌ او بی ‌= اعتنايی‌ به‌ تيرهايی&#= 8204; است‌ که‌ او راهدف‌ گرفته‌اند؛ تيرهای‌ روحی‌ و تيرهايی‌ که&#= 8204; در شرايط‌ سخت‌ غربت‌ آدمی‌ را آماج‌ خود قرار می ‌دهن&= #1583;. موسيقی‌ گوش&#= 8204; می ‌کند و سعی= ‌ می‌ کند کم‌ و بيش‌ در ارتب&= #1575;ط‌ با مردم‌ باشد. گاهگاهی‌ هم&#= 8204; نقاشی‌ می ‌ک&= #1588;د. دختری‌ را دوست‌ دارد. دختر چشمان‌ درشتی‌ دارد و دماغی‌ کوچک‌ و دهانی‌ کوچک&#= 8204; و صورتی‌ گرد وموهايی‌ حلقه ‌حلقه‌ و پيچ ‌در پيچ= ‌ که‌ در طراوت&= #8204; آنها روح‌ زندگی‌ مجسم&#= 8204; می ‌شود. مرد با کشيدن‌ تصويری‌ دختر را از جهان‌ واقعيت‌ به‌ جهان‌ تخيل‌ وهنر می‌ کشاند. البته&= #8204; او هنوز همان&= #8204; دختر است‌؛ با دماغی‌ کوچک‌، چشما&#= 1606;ی ‌درشت‌ و دهانی‌ کوچک&#= 8204; و موهايی‌ حل&= #1602;ه‌ حلقه‌ که‌ روح‌ زندگی‌ را مجسم‌ می ‌= کند. اما ديگر نمی = ‌تواند با او توی‌ جن= گل‌ بدود، سينما برود، در کافه‌ بنشيند و با او بخوابد. فقط‌ گاهی‌ دختر از دل‌ پ= رده‌ پا می ‌گذارد بيرون‌ و گام&= #8204; به‌ گام‌ دنيای‌غربت= 204; را نشانش‌ می&= #8204; دهد. يک‌ روز ا= ;و را به‌ درياچه‌ای‌ می ‌برد که‌ مکان‌ پرندگان ‌در&#= 1610;ايی‌ است‌. بعد از پياده ‌شدن‌ &= #1575;ز قطار برای‌ رفتن‌ به‌ ساحل‌ درياچه‌ دو تا دوچرخه‌ کرايه‌ می‌ کنند و در جاده ‌ای‌ که&= #8204; در دل‌ جنگل‌ پيش‌ می ‌رود به‌ سمت‌ درياچه‌ رکاب‌ می ‌زن&= #1606;د؛ دختر در جلو.

پيش= ;‌ نمی‌روم‌. اين‌ تصوير با تصوير زنی&= #8204; که‌ لباس‌ نازک‌ آبی‌ ر&= #1606;گ‌ به‌ تن ‌دارد در دور دست‌ خاطره‌ام‌ يکی‌ می ‌شود. اما من‌ کيستم‌؟ بندبازی‌ که&#= 8204; قصد کرده‌ است‌ خطرناک&#= 8204; ترين‌ عمليات‌ بندبازی‌اش= 204; را انجام‌ دهد. کاکُل‌ ا= فشانده‌ درباد و همه‌ دل‌شده‌ به‌ بوی‌ وحشی‌ گياهانی‌ که&#= 8204; او را به‌ رفتن‌ می‌ خو&= #1575;نند. تمامش‌ کن‌ مرد وگرنه‌ می‌ پوسی‌ / کوتاه‌ و پر جلال‌ بزی‌ / چون‌ صاعقه‌.<= br> به‌ ايوان‌ می‌گويم‌ من&#= 8204; آدم‌ داستان&#= 8204; او را می ‌شنا= سم‌. اسمش‌ زاهد ا&= #1587;ت‌ و يکی‌ از دوستان‌ من‌ است‌. ايوان‌ تعجب‌ می‌ کند:
ـ باورکردنی&#= 8204; نيست‌.

ترد= ;يد می‌ کنم‌ فورا جوابش‌ را بدهم‌. من‌ و او از اين‌ قطع‌ و وصل‌ه&= #1575; در بين‌حرف‌&#= 1607;امان‌ زياد داشته‌&#= 1575;يم‌. از آن‌ گذشته&= #8204; فکر می‌ کنم‌ اشتباهی‌ با&#= 1610;د صورت‌گرفته= 204; باشد. معمولا قاتی‌ می ‌کن&= #1605;‌. با اندک‌ اشتباه‌هاي= 740;‌ که‌ بين‌ آدم&= #8204;های‌ داستان‌ وآدم‌های‌ پيرامونم‌ پيدا می ‌کنم&= #8204; زندگی‌ واقعی‌ و دنيای‌ تخيلی‌ داست&#= 1575;ن‌ در ذهنم‌ يکی&= #8204; می ‌شوند. برای‌ اينکه&#= 8204; ايوان‌ را زياد در فشار روحی‌ و فکری&= #8204; نگذارم‌ از اين‌ جا به ‌ج= ايی‌ها که‌ در ذهنم‌ صورت‌ می ‌گي&= #1585;د با او حرف‌ می= ‌زنم‌.
می ‌خندد: از کجا معلوم‌ که‌ اين‌ آدم&= #8204;های‌ داستان‌ نباشند که‌ وارد زندگی‌ شده‌اند؟

مشک= ;ل‌ است‌ مچ‌ او را در بحث‌ بگيرم‌. ولی‌ فکر می ‌کنم‌ حداقل‌ توجه&#= 8204; او رابه‌ زندگی‌ و ماجرای‌ زاهد جلب‌ کرده‌ام‌. البته‌ او مدتی‌ است‌ که‌ من‌ و کرامت‌ را ول&= #8204; کرده‌ و رفته&= #8204; است‌. اين‌ را به‌ ايوان‌ می ‌گويم‌.
می‌ پرسد: با ه= ;لنا که‌ نرفته‌ است‌؟
هلنا شخصيت‌ دختر داستان&#= 8204; او هم‌ هست‌.
می‌ گويم‌: نه= ‌.

تکی= ;‌ دوچرخه ‌سوا&#= 1585;ی‌شان‌ را در آن‌ کوره ‌راه‌ه&#= 1575;ی‌ جنگلی‌ و سرس&= #1576;ز چند بارخوانده‌= 575;م‌. تقريبا آن‌ را حفظم‌. شايد برای‌ شناختن‌ روح&#= 8204; جوان‌ و ماجر&= #1575;جوی‌ ايوان‌ و يا برای‌ توصيف&#= 8204;هايی‌ زيبا که‌ از طبيعت‌ شده‌ است‌.

تاب= ;ستان‌ است‌ و هوا آفتابی‌. راستی‌ چرا هلند را فقط‌ با توفان‌ها&#= 1610;ش‌ وابرهای‌ دلتنگ‌کنند= 607;‌اش‌ تعريف‌ کرده&#= 8204;اند؟ درود به‌ ايوان‌، درود به‌ او که‌ زاهد وهلنا را در تابستانی‌ روشن‌ و در جنگلی‌ دور به‌ ما معرفی&= #8204; می‌کند. درخت&= #8204;های‌ ارغوان‌ به‌ گل‌ نشسته‌ا&#= 1606;د. بوی‌ بوته‌ه&#= 1575;ی‌ گياهان‌ وحشی‌ هوا را از عطر برگ‌ وگل‌های‌ خود انباشته&#= 8204; است‌. دختر در خيال‌ پرندگان‌ دريايی‌ را با بال‌ و سين= ه ‌سپيدشان‌ بر فراز درياچه‌ می ‌&= #1576;يند. صدای‌ جيغ‌ جيغ ‌شان‌ ساحل‌ درياچه‌ را ب&= #1607;‌ مکانی‌ دور از آبادی‌ تبديل‌ کرده&#= 8204; است‌. هنوز به= ‌ درياچه‌ نرسيده‌اند. آن‌چه‌ هست‌ جاده‌ای‌ است‌ با جا پاها و جا چرخ= ‌هايی‌ بر آن‌، تا هر گذرنده‌ای‌ ببيند که‌ را&= #1607;‌ پيش‌ از او روندگانی‌ هم‌ داشته‌ است‌. درون‌ شاخ‌ و برگ‌ه&= #1575;ی‌ انبوه‌ بوته&#= 8204;های‌ دو طرف‌ جاده خاکی‌ را سايه‌های‌ خنک‌ پُر کرده‌ است‌ و حسی‌ مخملی‌ را درآنها بيدار می ‌کن&= #1583;. گزنه‌ها هم‌ هستند با سبزی‌ پُررنگ‌ برگ&#= 8204; هايشان‌ و شاخه ‌های‌ درازشان‌ در جاده‌؛ کودکانی‌ شيطان‌ و تير و کمان‌ در دست‌ تا به ‌و= سوسه‌ دستی‌ بر سر آنها بکشی‌ و بعد بچشی‌ مزه‌ وارد شدنت‌ را به‌ بازی‌ آنها.
ـ ايوان‌، خودت‌ آن‌ راه‌ را تا حالا رفته‌ا&#= 1740;‌؟
ـ لازم‌ نيست&= #8204; رفته‌ باشم‌. برايم‌ تعري&#= 1601;‌ هم‌ کنند کافی‌ است‌.
ـ اما اين‌ چيزها را بايد ديده‌ باشی‌ که‌ بتوانی‌ خوب&#= 8204; توصيف‌ کنی‌.<= o:p>

شان= ;ه‌ بالا می‌اند&#= 1575;زد و به‌ سيگارش&= #8204; پُک‌ می‌ زند. گمانم‌ هنوز &= #1583;ر فکر است‌ تا برای‌ من‌ توضيح‌ بدهد که‌ چه ‌طور می ‌شود بدون&= #8204; نويسنده‌ بودن‌ استعاره‌ها رادر ذهن‌ گسترش‌ داد.

تجر= ;به‌ را حذف‌ می ‌ک= ند. جهان‌ معاصر امکانات‌ زيادی‌ را در = اختيار ما قرارداده&#= 8204; است‌ که‌ هر کسی‌ می‌ تواند در قلب&= #8204; ماجراهای‌ بسيار دور از خودش‌ قرار بگيرد.

در حلقه‌های‌ بالارونده‌ &#= 1583;ود سيگارش‌ چرخ&#= 8204;های‌ چرخان‌ دو دو&= #1670;رخه‌ را می ‌بينم‌. آيا ايوان‌ برای‌ اثبات&#= 8204; حرفش‌ و خلق‌ دوباره داستان‌ در ذ&= #1607;ن‌ من‌ ازنيروی&#= 8204; مغناطيسی‌ اشياء استفاده‌ می &= #8204;کند؟ دود و لاستيک&= #8204;های‌ سياه‌ چرخ‌ چ&= #1610;زهايی‌ در ذهنم‌ بيدار کرده‌ است‌.

زاه= ;د و هلنا همديگر را در يک‌ شب‌ سرد زمستانی‌ يافته‌ بودند، در يکی‌ از آن‌ مهمانی‌هاي= 740;‌ که‌ هلندی‌ه&#= 1575;، بيشتر دانشجوهاشا= 606;‌، در سالن‌های&#= 8204; اجاره‌ای‌ راه‌ می ‌اند&= #1575;زند. زاهد تصادفی&#= 8204; به‌ آن‌ مهمانی‌ رفته‌ بود. با مسئول‌ پرون&#= 1583;ه پناهندگی‌ا= 588;‌ در ادامه کمک&= #8204; به‌ پناهندگان‌ قرار داشت‌. ترجمه انگليسی‌ نا&#= 1605;ه‌هايی‌ را که‌ وکيلش&= #8204; به‌ نشانی‌ او فرستاده‌ بود برايش‌ می ‌آورد.

شب‌ سردی‌ بود. آب= ‌ کانال‌ يخ‌ زده‌ بود. وقتی‌ زاهد از بغل‌ آن‌ می‌ گذشت‌ گونه‌هايش‌ از سرما يخ‌ بست‌. اما تو حسابی‌ گرم‌ بود. زودتر از= ساعت‌ قرارش‌ به‌ آنجا رفته‌ بود. جز ميزبان‌ها و يکی‌ دو نفر ديگر که‌ به‌ کمک‌ آمده‌ بودند کس‌ ديگری‌ در سالن‌ نبود. خوشبختانه‌ يکی‌ از ميزبان‌ها را می‌ شناخت&= #8204;. هنوز ننشسته&#= 8204; بود که‌ هلنا پيدايش‌ شد.(ايوان‌ داستانش‌ را به‌ صورت‌ رو&= #1575;يت‌ اول ‌شخص‌ نوشته‌ است‌ &= #1608; من‌ راستش‌ نمی‌دانم‌ داستان‌ او را دنبال‌ می = ‌کنم‌ يا تکه‌ خاطره‌هايی= 204; را که‌ از زاهد دارم‌.) هلنا يک‌ راست‌ رفت‌ و کنار او روی‌ يکی ‌از صندلی‌های‌ خالی‌ نشست‌&#= 1548; و خيلی‌ زود سر صحبت‌ را با او باز کرد. از آن ‌روزها&= #1610;ی‌ بود که‌ زاهد حوصله هيچ‌ کس‌ را نداشت&= #8204;. خلقش‌ حسابی&#= 8204; گُه‌ مرغی‌ب&#= 1608;د. جواب‌ منفی‌ از دادگستری&#= 8204; گرفته‌ بود و نمی‌دانست‌ از آن‌ به‌ بعد چه‌ برسرش‌ خواهد آمد. وکيلش‌ افتاده‌ بود به‌ تلاش‌ که&= #8204; برايش‌ کاری&#= 8204; کند. هلنا برعکس‌ او خيلی‌ سرحال&#= 8204; بود. بعد از ظهرش‌ را در يک‌ جلسه سخنرانی‌ درباره شعرهای‌ چزاره‌ پاوزه‌ گذرا&#= 1606;ده‌ بود، و برای‌ همين‌ دوست‌ داشت‌ درباره ‌آن‌ با کسی‌ حرف‌ بزند. يک‌ راست‌ آمدنش&#= 8204; هم‌ به ‌سمت‌ ميزی‌ که‌ او در پشت‌ آن ‌ن= شسته‌ بود برای‌ اين‌ بود که‌ فکر می ‌کرد زاهد ايتاليايی‌ است‌.

زاه= ;د حس‌ کرد هلنا دختر خيلی‌ راحتی‌ است‌&#= 1548; از آنهايی‌ که‌ خيلی‌ زود توجه‌ آدم‌ها را به&= #8204; خودشان‌ جلب&#= 8204; می‌ کنند. از قضا يکی‌ دو هفته‌ پيش‌ د&= #1575;ستانی ‌از پاوزه‌ خوانده‌ بود. برای‌ همين‌ با دقت‌ به‌ حرف‌های‌ هلنا گوش‌ داد. بعد به‌ اوگفت‌ در کارهای‌ پاوزه‌ حسی‌ از تبعيد ديده‌ است‌. اشاره‌اش‌ به‌ داستان‌ &= #1583;يگری‌از او بود که‌ خيلی‌ پيشتر خوانده‌ بود. چيزهای‌ ديگری‌ هم‌ بود که‌ او را= به‌داستان‌= 07;ای‌ پاوزه‌ علاقه‌مند می ‌کرد. آب‌، درياچه‌ و امواجی‌ که‌ هرگز سطرهای&#= 8204; داستان‌ها را رها نمی ‌ک= رد. در آن‌ پلکان&= #8204; نرم‌ و رونده&= #8204; که‌ آفتاب‌ و ماهی‌ رويشا&#= 1606;‌ بازی‌ می ‌کر&= #1583; حسی‌ قوی‌ از زندگی‌ می ‌د&= #1610;د که‌ نمی ‌خوا&= #1587;ت‌ پايمال ‌شود. = برای‌ همين‌ می‌رف&#= 1578;ند سر به‌ دنبال&= #8204; هم‌ و رو به‌ نا کجايی‌ که&= #8204; باز آب‌ بود و= آفتاب‌ و رقص‌ ماهی‌&= #1607;ا و اما اين ‌با= ر با چهره ديگری‌ از حيات‌ در وجود که‌ نامی‌ برايش&#= 8204; پيدا نمی‌کر&#= 1583;. هلنا از او خواست‌ که‌ بيشتر توضيح&#= 8204; دهد. اما او حالش‌ راندا&#= 1588;ت‌. جزييات‌ داستان‌ از يادش‌ رفته‌ بود. از آن‌ گذشته‌ تا می&= #8204;رفت‌ حرفی‌ بزند جواب‌ منفی‌ دادگستری‌ را چون‌ شمشير داموکلس‌ بالای‌ سرش‌ می‌ديد. اين‌ بود که‌ هر لحظه‌ توی‌ فکر می ‌رفت‌. مسئول‌ پرونده‌اش‌ که‌ پيداش‌ شد هلنارا تنها گذاشت‌. مشغول‌ گپ ‌ز&= #1583;ن‌ با او بود که‌ چشمش‌ افتاد به‌ هلنا. هلنا با آهنگی‌ که‌ ا&= #1586; بلندگو پخش‌ می ‌شد داشت‌ می ‌رقصيد. اين‌ دومين‌ باری‌ بود که&= #8204; در آن‌ شب‌ او= را با کارهايش‌ خيره‌ می‌ کرد. از صحبت‌ کردن‌ با مسئول‌ پرونده‌اش‌ که‌ فارغ‌ شد = آرام ‌آرام‌ خودش&#= 8204; را کشاند گوش&= #1607;‌ای‌ که‌ بتواند هلنا را که‌ه&= #1606;وز داشت‌ می ‌رق&= #1589;يد تماشا کند. هلنا سرش‌ به&= #8204; رقص‌ يک ‌نفر&= #1607;‌اش‌ گرم‌ بود. حالاتش‌ در رقص‌ شبيه‌ به‌ رقاصان‌ معابد هندی‌ بود، در خود فرو رفته‌ و بی ‌اعتنا به&= #8204; اطراف‌. رقاصان‌ ديگر بيشتر زوج‌ زوج‌ می = ‌رقصيدند، يا با نيم‌ نگاهی‌ به‌ اطراف‌ و با ته ‌لبخندی‌ در صورت‌، وقتی‌ نگاه‌ آشنايی‌ به‌ آ‌نها می‌ افتاد. هلنا کاملا در خود فرو رفته‌ بود. در آن‌ شب= ;‌ بود که‌ احساس‌ کرد تماشا کردن‌ زنی‌ تنها در رقص‌ به‌ شرکت‌ در يک‌ = آيين‌ مذهبی‌ شبيه&#= 8204; است‌.حالات‌ او و حرکات‌ دست‌ و پا و هاله‌ای‌ از سکوت‌ و خامو&= #1588;ی‌ که‌ بر چهره‌&= #1575;ش ‌افتاده‌ بود تمام‌ وجودش‌ را تسخير می ‌کر&= #1583;. يکباره‌ در ل&= #1581;ظه‌ای‌ که‌ موسيقی ‌&= #1606;اغافل‌ قطع‌ شده‌ بود هلنا ايستاد و با شروع‌ صدا دوباره‌ در خود فرو رفته&= #8204; ومجذوب‌، به&#= 8204; رقصش‌ ادامه&#= 8204; داد. در همان‌ لحظه‌ کوتاه&#= 8204; قطع‌ شدن‌ صد&= #1575;ی‌ موسيقی ‌بود که‌ آنها به‌ هم‌ نگاه‌ کردند. بر پوست‌ صورت‌ هلنا عرق‌ نشسته‌ بود ولبخندش‌ تری‌ و طراوت&= #8204; خاصی‌ داشت‌. شروع‌ که‌ کرد، دوباره&#= 8204; محو جهان‌ خود شد.

تاز= ;ه‌ داشت‌ کله‌ه&#= 1575;ی‌ مهمانان‌ گرم‌ می‌ شد که‌ زاهد آنجا را ترک‌ کرد. پيش‌ ازبيرون ‌زد&#= 1606;‌، رفت‌ و از هلنا که‌ در محاصره دوستانش‌ در پشت‌ بار داش&= #1578;‌ آبجو می‌ نوشيد خداحافظی‌ کرد. وقتی‌ با او دست‌ می‌ داد در چشمانش‌ خواند که‌ فهميده‌ است&#= 8204; مجذوب‌ رقصش&#= 8204; شده‌ است‌. اما به‌ روی‌ خودش‌ نياورد. زاهد هم‌ حرفی‌ نزد. حتی‌ بعد از دوست‌ شدنشان‌ هم‌ هرگز به‌ حالتی‌ که‌ هلنا آن‌ شب‌ در رقص‌ به‌ خودش‌ گرفته&#= 8204; بود اشاره‌ا&#= 1740;‌ نکرد.

ايو= ;ان‌ می ‌گويد نگفتن‌ از زيبايی‌ سحرانگيزی‌ که‌ در وجود يک‌ زن‌ کشف‌ می ‌شود آن‌ را بيشتر رازآميز می ‌&= #1705;ند؛ چيزی‌ که‌ يک&= #8204; مرد همواره‌ طالب‌ آن‌ در زن‌ است‌.

می ̴= 4;گويم‌: تا آنجايی‌ که‌ می ‌دانم&= #8204; اينها بايد در واقعيت‌ رخ‌ داده‌ باشد، حداقل&#= 8204; آن‌ بخش‌هاي&#= 1740;‌ که‌ برای‌ زاهد و هلنا رخ‌ داده‌ است‌.

ايو= ;ان‌ در فکر فرو می= ‌رود. چشمانش‌ را تنگ‌ می ‌کند. اما حرفی‌ نم&= #1740; ‌زند.
ـ البته‌ يک‌ تفاوت‌هايی= 204; بين‌ زاهد و آدم‌ داستان&#= 8204; تو وجود دارد.=
ايوان‌ خوشحال‌ می ‌&= #1588;ود: آه‌، پس‌ قبول‌ کردی‌ که‌ من‌ داستان‌ زاهد را ننوشته‌ام‌. ـ اگر بتوان‌ برای‌ مثال‌ سه ‌تار زدن‌ زاهد را خيلی&= #8204; عمده‌ کرد.

ديگ= ;ر نمی‌ گويم‌ که‌ زاهد اصلا اهل‌ نقاشی ‌کردن&#= 8204; نبود. سه‌ تار= ی‌ داشت‌ که‌ آن&= #8204; را آويخته‌ بود به‌ ديوار نزديک&#= 8204; به‌ پنجره‌ اتاق‌ پذيرايی‌، و &= #1711;اهگاهی‌ آن‌ را برمی ‌= داشت‌ و پنجه‌ای‌ می‌ رفت‌. به‌ هنگام‌ زدن‌ هم‌ سر و گردنی‌ می ‌ج&= #1606;باند، به‌ سياق‌ درويشان‌؛ بی ‌افشاندن&#= 8204; حلقه‌های‌ مو بر شانه‌. اما حالتی‌ د&= #1575;شت‌ برای ‌خودش‌.<= br> ايوان‌ می ‌گ&= #1608;يد: اگر نظر من‌ را بخواهی‌ همه‌ اينها از همان‌ نقاشی ‌راوی&#= 8204; داستان‌ بيرون‌ آمده&#= 8204;اند. در نقاشی‌ رنگ‌ هست‌، يعنی‌ همان‌ &= #1605;نظره‌ها، وخط‌ هست‌ و حرکت‌. همه‌ اينها در يک‌ ترکيب‌ انتزاعی‌ می &= #8204;توانند ماجرايی‌ درذهن‌ راوی&#= 8204; خلق‌ کنند. اما تو انگار خيلی‌ شيفته&#= 8204; واقعيات‌ هستی‌. با وجو= د اين‌ برای‌ من‌ فرق‌ نمی = ‌کند. مهم‌ آن‌ است&= #8204; که‌ در بيايد و خواننده‌ حضورش‌ را بتواند لمس‌ کند.

 

 

از:

http://www.bbc.co.uk/persian= /arts/story/2006/05/060518_jb_nasimkhaksar-roman.shtml

 

 

 

 

www.perslit.com

 

------=_NextPart_01C8C810.3E85FEE0 Content-Location: file:///C:/3B59408E/NK.fasliazroman_files/image001.gif Content-Transfer-Encoding: base64 Content-Type: image/gif R0lGODlhAQABAIABAAAAAAAzACH5BAEAAAEALAAAAAABAAEAAAICTAEAOw== ------=_NextPart_01C8C810.3E85FEE0 Content-Location: file:///C:/3B59408E/NK.fasliazroman_files/image002.gif Content-Transfer-Encoding: base64 Content-Type: image/gif R0lGODlhBQABAHcAMSH+GlNvZnR3YXJlOiBNaWNyb3NvZnQgT2ZmaWNlACH5BAEAAAAALAAAAAAB AAEAgAAAAAECAwICRAEAOw== ------=_NextPart_01C8C810.3E85FEE0 Content-Location: file:///C:/3B59408E/NK.fasliazroman_files/image003.jpg Content-Transfer-Encoding: base64 Content-Type: image/jpeg /9j/4AAQSkZJRgABAgAAZABkAAD/7AARRHVja3kAAQAEAAAAJgAA/+4ADkFkb2JlAGTAAAAAAf/b AIQADQkJCQoJDQoKDRMMCwwTFhANDRAWGRQUFhQUGRgTFRUVFRMYGB0eIB4dGCYmKSkmJjg3Nzc4 Pj4+Pj4+Pj4+PgEODAwODw4RDw8RFA4QDhQVERERERUfFRUXFRUfJxwYGBgYHCcjJSAgICUjKysn JysrNTUzNTU+Pj4+Pj4+Pj4+/8AAEQgA9wDLAwEiAAIRAQMRAf/EALYAAAEFAQEBAAAAAAAAAAAA AAUAAgMEBgEHCAEAAwEBAQAAAAAAAAAAAAAAAAECAwQFEAACAQMDAQUDCAMLCAgHAAABAgMAEQQh EgUxQVEiEwZhcYGRobHBMkJSFGIjFdFygpKiM0OzdDYH8MJjk9MkJRbhslNzg5SFxTREZDVFVWUR AAICAAUBBgQEBQUAAAAAAAABEQIhMUESA1FhcaEiEwSBkTJCscHRYvBSgiMUcpLCMyT/2gAMAwEA AhEDEQA/ACPDcPwsnCce8mBivLJjQs7tDGWLGNSSzFdTQ/muD4pseRIsaCFmBAeONFK210sBRD07 BA/B4LtK7N+Xj6dB4B4fh0rO+snlxIQ2PkMAzFGU9bEdlMaRi3jCblIF10vUagX6U5iShv1OtNQC 9WI6QO6kANvSkfZXAdKAO2HdTbU6m04AvccsKXyJY1msQqxMAbk9TY0ZgTCklkU40RJDKiiIAAga WNj8t6qcbFihE81lQlS2wqWLC2p06Ffoq/DslDBJD+YQhYkAKpbrZEAF9NSTWqShYDSKGdgwwQiX yBqettp9nh7DQxCitYqpB0JKg2B+Bopnrk7Qst1VGAZrqRdvs/pVQixXlkZV+11A6/LpUsqNBpxw sRlARiBdgLeEE7R4TqffUDJZPs2N+7sqaRtgCkdDYtp0HZf31CX1Fj4aTgQ0tcAFQNvcACffTNO6 n3sbnoNLew024J9lSJnUK7hcCw7xepzJA41RVPTwi1Qulgtrai5ruzaFYkeIXA91UItQflCTHMgI YWVxpY9lQsIxG62UsGG02ANra0kUSDagu5tYAajX56QhlUtvWzKdVOhppzhCCCE26WFc07qRJ3Hv rg61OADgB3CnDb1sKZfWu0QBOJgBby4z7di3qLcu77I+1foO6mjrXdN3x+qhzh3jg9j9I4vlemsI S9XiVxfucbh9NZn/ABCwmbFjnjW6xPd7dQCLXrW8BEx4DjDvsPykBtb/AEa1V5fFkeJ1O2RWBBVh offUvQSPH7XSuJ21PmQTY08kM0fkup+x2Wvpb2VAl70wEaSjS/WusKSjwj20gOHWm9Kfp3U3qwFM A1DjxyPFKOmxTGpuQzAAWPfr1qXHaRd0kdy6uyh1Gqgk/Z7be/sqK+Q0GLJqphHlQdbBF3OzLfS+ 7rUNwjwyFfugqOwm+3W3Z31cmla4SXGTGkd4zKZJJLeawA2CTqArW8TDtri8dKq+YkenUkbVuL/a W1+zurv53HRBGyXyG67RtVVv0HbdtKMcdjrJBtlQXsLMvUE9o7L++sOfl2KTp4eNXcdDO8jgSRoG A2x9YmOm4HuvQsqyXRxtK62Nep4/H4yp/NixOvf0tre4qGX0txEikTQkMz3V1JNveutx7BWNPdTm iuX2izq4PMNWYDtOgrrLY7e0afGtBzfp5MXN8rGDINhkAa+u0bm2n4ihEmDKHKt4ZF+0pN9Owgjr euivJV4yc1vb8ldN3aiBVJexvfpVj8sqYzTM67rhUh6ub67j7BTQj40n6+IkHU9dRTmeNwCg2k6W 1sPf31aaeRntjBqH0Z2EMibih2nQMQLfLUXiZrAWIuW91NILsQly3ffWnxXvdnuV1C6m9NMCKY3c 6Wtp3VGOtEuRxmEqO99zqGkYiwLEnX5KrRvjxggrv3dPZSeY1Rzi1XvIANde2pj5QUKNe81GiPIT 5alra6a2FOaF42KsLEfXQJJpNxhlI0gX0rl9f4X1V0a1zbr8fqpN5Ab3ifV2NDxuJjvniJoYUjZC jHbsULa9vZUPIesQIn/L5SzPfRdjC/x0rC30FKiEKS3n52TyEpyMggvYAWFrAVXi6muA+G1cU04W AiR7AXXutTRqo91aX0z6H5b1AnnrbEwSbfmZATutofKQW3W77gV6Bx/+GXpvFUeekma46tM523/e R7BSe1ain4njNOigmmcLBG0rdyKzH+SK+gcb016fxLHH47GjYdHESFv4xBNEVjRAFQBQOgGg+ap3 IMeh5WnEw5HEYsc6GIY+MC0p0ZZJVA2sD7b3rLZEuNDP+WlZmTaqXjCllF7sV1tf316RyuM75GfA qG/meYgJsGZW8xV9zA1ho4sd8rPSIArK7LiysoVlANmPwOnz1hwXi11Z4JvM9LmrPHTalNoyWkFP jIknyk8xQzLcSoTtsV0BFvZWoxI1V/LS43WJXsFBU484PJY+Rltu/Nlo97WUJILbb27CtFZs6TEk 2wRhpENmVhqwPQ3rPn89sHNYNeCrrTa1Fk8TQKrFAoNulzbS4puUHECuoJlHhXcdBr1HeaEY3qeL zRFlhYlY2LXtY27QRWijlxm2lCs2PKLk6FSpHzVk6uuZo3PaZpsJsvMTKnfzwvmBiCbKoHhAudem tRZGJizQpkmMCYncyjTwDTZt29elF34pMQyy4reXDcXU+IAHqFv9m9PyIWMShk+2v3Ta9+/vo3Pt NElGBjc+BZxvAsXY+XqPCnUA+2g82OYXAa6m1z2itdyYhjQqyAltBbpcHXSstyJChUSx3NpfqK6O C7eBze7467XeFKKI6lhp7RpRDAVIiZ3UOyAMqbS1ix+0bXGh76rRAJKyTblYizAC7Bj0sK13pqSP HZcDHjZ8vJfaShuT+EbhbQCu2lZk8yduMbscjK8hnLkSHad3azHS5t9VU44nlYKguT3V7r/ypgTw Fc6CHJlIt+tQOB+9bR1+BrG836CPGvJlcSryIVJOEx3PYan8vJbx6fcPi99T5ZhPcUuT1ORPk8ib juRiIsyBHtsMQACtstc263p+JLHLmG/hiN7ki50qhbex2/eJt8aKY7+SQAQxRQCtr1Nr7Wnqdft3 blaVmlSlt2XgVciIKhnFk3sQsYFtO+qu7xfG/wDJopzMhyTHlMFQ2CbEFr2+9Q3aN9vb/m3o3LBz hOZL4f8A0rj2rKe/yzuIeylTnjkjIEilSyq4B7VYblPxFIRuVLBSVXqeyg4jnZWu9A+jjz+Uc3MB HGYrAOOhmkHi8sfoj73ye7JD7N6+gfTHErw/A4eAB444w0x75H8cn8o0NwhBOKKOKNYolCRoAqIo sAALAADsFOpUqzGKlSpUAZrlpkx87Kml+zGqzG9tERO89l1NYDiYAmLBO5s5BkJPYXO82+Wt965x LcLnZ6OEdcZoXDX8St4VsR23escihIEjUArtAX4WXvrm5atT+5nq+1sr1UZ0qqv+PgEpOPw+UgSH MB8mNlmbW1tuvXrYgmqc2Pm4OFCGSLIYi8IkuGKqejIo/DYA3onhFJEKSXCupjNuoBG3T20yeeLz kjy/1cgURo33HC9qN0ueu061nVuIWhrtW7IxeXl8dlRN5yZMct9pjVQ6bu7x6j5a5xmVn8c0smEr 5GMqbtj23L4RuYoD0U/NWxyOGwJG814vNkI0+7r3kj6aoZMM3H5McOLGjzzq29muTckWUAHRE08R rb1E1tS+FngR6eO6XuyrtWPxzwGY3NMePWDPkONkStdhIrR3QkbSu6wOndVnK9U8eknliRSFXbGL 6Cw63ql6mw5MPiIVTJZ40G0QSxo0YJAX9X95L2v1IvWUXHtAskSjeLqXNmDm/ahBA9lKnFW0uYUw O/JesVVNzh2+Exkgtl87iySSSly0mqxqNdoPbfpQSbIWfIR9FCi+ptrf6a6P1qsJI0Tb9/ZsP8jT 42qfleHz+NEE2bjHHiykSXFa+5XQi58Q6HXVTYjurp46VrlmcfPzcllFoSekYljisVpMlMaCJcnJ yG2J5gIuT2g7ga9Y9LemIeHh8+dE/PSDxFCSqD8KlifjXmvpOLHm9QYaZUnlKWLI99vjClotfa9q 9jwspcvEhyV/pVBYDsYaMPgRW/K4iqy1ORlkWqKeJJ42icdflB7CD3ipLikdRftFYZCPG/XPDJxn LnLVbJlEl9un603O/uG/tHfesvLkvuJjJVTrtt216x/idhpLwRyR1gdCf3rMF+mvIntew7KuE8TW vLetdtXCmcMGd8xyoQsSoN7HpXN3ivf73+bXB1ru0bv4X+bTaWHeTucpy+nwLvOLaXDJ+9hYpH+r AqLGP+5zr7VNW/USkHjCR9rjsYj+LaqeKCYJwNTZTTpn8yCXgsYZfNYGMwus2VCjA/hLi/zV9D14 V6ExzP6t41LfZkaQ/wDhoz/VXutRfQBUqVKoAVKoZMqCM2LXb8K+I/NVWblNiMyR222+2ddfYt/p oHDKXrNYpeDbElfZ+bnxoV7zeeNiAPcprFRKZkgI8J2+JSOv+Rq96q5CQrjySNfIfJi8qPTTaHIJ v3GxtQ/jSH8mxNxo9ut9BesOfGqg9H2VXVWnWAjjt5Z8PUG2tXgI5EZJFEkbaOjC6kH9E6GqWza+ nRj0A7R21aJRIyX1tqf3BXPliddccDv5PFx0DxF4x0CLIwT2DZe1UoUiWR2jIeWchpXNy5toAS2t SnFyciF8iQlSReGLTcAPvH9KmworNjiBSWJ8XsW+t+2qTbzNEqqcZeoJ9aS7sWLGA8Z2n43oXhCA whFW24eIDTaw6girvqmVv2nApAYBwHVTcEKegP6V6hzMZA5kkTVNFIJBsOy4tVz5VXq2/wAgrXF2 wwrVY/7s/iNg4ZeR5XE4+xZcqVVl29RGPFKfZZAaOf4pcxiTiDgo2BeCQZOSV6IdjJHGbdpD391q yOZyUuJJt4+WWOZ1KM6yNu2t1TQ3tpRP0f6cbkEfNnj81Zy2NiKSCWmcWmncfhhU7terWFdnFVKq dskeT7yytzOIwUYEPpH0/NznJxrsZcKEh8iYaABTcIp/ETXsWBgwYOMMaEHywWYAm+rEsfppYeHj 4ONHiYsYSGFQigW6KLAnvNTnd3fPTvd2fQ5RMvbXFsbild+wD5a6Ab3b5qkQD9W4wyvTfIREX/US lfeg8xf+rXhPt76+isyFZcaWJtRIrIf4QK/XXzvJG0bNGw8UbFSPap21dBoaB2Utp3W7b/NtvXeh 765c7v8AL8NN5oYZ9UsSvD9LfszGAt7BTOBy+PxkyfzwuJFUIALnremeoJfMTixf7GDCvyXqvxXE 8lyuQMbjsdsiQ23bdFUd7ufCo99OjhySbf0biYi+uQ2Im2FcJp1HcXCITr++r1FmVRuYhQO06Csj 6Y9JZfEZB5KedXzJMZcVolUlEUFWJDXuxutH2jJO6Ql3HQtr8g6Covi5HGOBM+aP6Jd36TeFfh2m qkkk0oJdyy932E92n1mpljduiE+/QVHkR7LB23uPuj7IqUm3GX4lKF2lZg1tu+36MYA+ek0KNtQC yAb29pHTr11qWIK5v2rXZV/VgahpnVUYew2t7L09qS/Ee6Wec8qs+XzQmsfJw1MjPbwGaUDaintI BFTcYm2dOu3WwHetvpvU7RuOV5VDpFDmzbFHTXaVHuAp0cDIm5QN0f6xV77faFcd7YtPuPV4qpca j7luCVixQj7ouSdNT1qLkZUw4/NY3cLu16dbfLXEyAzFkIYG3XuNQZ3HR5REk24sAymzFlIOnT2V lhOJpDcRgVI/U8ewhF3OQAATcaX1c9l+tCJOfngnnbDI8sjeQRcXPXZ3XNEX4bjYcfymdlJAAmt4 rg38a9CLaVRyuPiDFopYZAb+KxRyD3xtoLVtV0enzE626kD5zcm0U7oIvyzbljvuLuOmptYd1W+c yUjx/NUkqL2PZQj8nk7ysd1Z9o2AahQb3q1hcfmcnyOLiRx+dHFIJcppATEsatr5u3sNiAL6mr2V dqtZLQztzWpx2dvqSz6vJHfS3Btm5D5vInycAM0MpP23ddjPDceKIFWG5u7Qda3X7EwxKuVgk4M9 jtmxTsFja48PhINh1FC8JxByvJq1/Kd4Mh0/EJoyrm3fujvWiTAgAWTBkKBhcMh8P8JGrWbNymec 4WfVldeW9T8cD56x8tAOpNsecD2Mg8trfvVohx/qviM6RccythZbaDFzB5Mh/eE+F/4JqMDIC2lU MO8KRf3XvVTJwMDJUxZESuj9Udfn6GqTbzr8iXWujSNQWI6k10MQRrcGsZDg8txlm4bOKQjphZZa bHt3LvsyfBqIYnq7HEq4nMwNxWU+iM5348h/0c48Py1W1/xn8iY6YmjkuUcDqBevAfUEP5bneRhP RMqUD3Fyw+Y177fcGIIIZbg9QdK8Q9dRGL1VyGlhI0cgP7+NT9NFSQBfvrnb8fmtXbEC5rn3vj9V U9O8ZtfTXozK9TflMzODY3F48Kxb+kk2wnSPTRe9j8K9U4/jMDjMVcTj8dYIE6Ig6nvYnVj7TUHp j+7XEf2LG/qkonUO0kOWxhVmGug7hTF+1b6KmqNEtc9pN70J4MII5pTEh26ufkFUopo5fC/2z1Jq xMXlldUS6oQrNewva9qhOI7fd17CKaaLSEIwjMw7qkyxshG0XkhUSgdvgYE1xI8guqGK4BG5mIAt fW1rkmrICnIdhqdij2gG9x8wobkMjCcrjjG9Q5axn9TmKmZ/Ce8bj5Y6c4s0cyC4vqvt/D7jRXm+ Oh/Mxta25SiOe0L+stf3MaGFNpCA3Y3AXsa3Z764eZRdnr+3srcdH0UFGeEQyh47rf8Am2HRhfxR tbu7KuYuXbQm5t8V9lPCxyRsjLuRtCDrf2Ed/tFDGR4XNlLix1DAMvsubX+NZz1NoegU82JiVNmU 6G/T31m8pv177BZL+G1hqNNDVibMljG3zVW2niWxt7TQ+eeWexU+EfeUEfy3/cqqrWYNKtrSSKSY okm1jdUJle+oU/dLd7dAK3/pzhU43Ai3oBmZIEuUbDRtvgj90Stt99z21lvTPENyPKQI6/7tATO6 i+1Suqs19WJbvr0tYFJXxFNLINLkDt+uujiSaldx53v7tWVH/qa78jFBRHzuRcfzmFEQT3pNIv0N RLEn/KteK8sR8TxjTafxKe+oIlgyMyDkvEuPkY7wjfod8cwJU9l9DbvokscNvAhI7yLCryOV44F5 ZpZkWVgvlvqpI0PzV2bGWYquwbiL3AqvhOMeYC9o3NmW+gJ03UUjTcWcg9w9wrWtsDJqCgMIp4WJ te1gbVV5nicR8ORNiuCNzRP4ka3eOw/pCxo2YwzLppe5HfVbJXzZUgC+KUndbsRftN9VWrEdxh+N 5vL9N5cMOQ75HBZPhi3ks8PeAf0etu0ajW9AP8S0VefgmjIaPIxIpFcdGG51DD4WraZ3EwZHCvjy 3eONmQt22WRgsgPevUV5jzwzoshOPzGL/kVMcJI/o2O9dp/Cb3FPas0U2n3gy5Ite9qb2/H6qcFI H1Vyx3dO357UmnK7wPoL0x/dviP7Fjf1SUToZ6Y/u3xH9ixv6pKJ1iSI9KQ6Uq4BYWoAVh9ddpUq AFVeaN0DvCSWPiKaXJt90n6DVilTTACc5i5eRFizwMCcYtJLCFI8zchTwOdARfoevfWbnkU2Y3dH GlvZp/let/Wc5Xgnlmnm44BZXIebGeyq5t9uI9FY29xPXvrLl492KzO32nuVTyXwro/1M/HmQX8R a9jZx0Ivpceyq2WUQbgS5J6rewqDK8+CaWN4XgmQN+pkBBt1Z1Hb16jShhyGJuSTbUG56VyujyPX ok4acp/EnnmZ2F9VHS/ZTCm7aNWYkbVGpJPcBTFkVpAALltbddToPfW44H0/BhvFNmXk5DYZI8ZQ LovQM3c3dc6dlOnE7OPmxe49xx8FZf1P6a9Sx6d4R+P44pIts3LIfJN9UUfYj0vbSiEnnK/5bEZT k/eYX8uAEfafXxN3KLbu3TWrGTiPkxiCQlYGPiiUnc4vfbI4+7+IDr0Jtep0iWICNQAvbYWufhXb VJKFoeDycluSzvZ42clWDjsSDCiw0UtHAoRC5Bbw9rHvPWnSY0EUJYLuv33PWrjKLaaEdtQZJPkk a9RY/GqUMjc+o5IERAFVR7h+7Um2y2766gsgB62ppBLDuHZQKTosFJHwqmjkZOVKR4YFWJD7SPMf /rLV0gCygdtzVDEUvFdtDPLJKe/aXIT+SBQgRDJBs4aZWHjETX9p1asX654VcjhIOSRf1+GoDuOp jOrKfdu3D/pr0HMT/dmiUbi4tbtIobPxqZfH8hx0hJ82ErZSRtLKQnxFqtWwfeI8JGt71y/i+N/j tpL9n3iufe+P1U28u8Z9A+mP7t8R/Ysb+qSidDPTH92+I/sWN/VJROsRCpUqVACpUqVACpUqVACr hUEg9o7a7SoAqclxeJyeKcbJXTrHIujxv9142+6w/wAtK845HiJOPy2w8ooJY1ExmBsrxEkLILg2 8SkFT07yDevUqF8vw0PIZOHkyHTFMiyR2/nI5ALp/HRPnqL03Lt0Or2nurcNob8jzXb2Gf8ATvp6 KBIeVkXdOfFjQHoCTtWV+vW91+WtbjQLjoRuMkjkvJIerMe0+7oO4aUootr6i1tdNBf7IHuA6VOA B0FqqtVVQjPn57ct3az7l0XQ4B29tdFKkT89MxGtr4e+oJ1stgLWt2VO3v60yW+naDaqqNEg0UU0 faA+JpwGmtRod0zn8IC/XS6gdnYRxSSfgUm/uF6bjxmONb/hVfgBauZil4GjBt5jKt/YWAPzVN19 1GgDDaxYmwGu7ppVbDULBJkEazMZbey1l/kipMphIBjjrKbH2IPtH6qfN4caS2m1Gt2dBT/MTyPC ee4h8BsPJF/I5KBciO/3X/pU+DdPYaEW8Xxt/Jr1T1Rwwz/QuLPGo8/i4kmUga+WF2zL/F1+FeWf e6/e/wA3rWjeKf7g/U9/9Mf3b4j+xY39UlE6GemP7t8R/Ysb+qSidYgKlSpUAKlSpUAKlSpUAKlS pUAKoXuchRrZBu9lzca/CpqRHdTQCH00q4BYV2kBwm2nU0rH3mkNDqdTXCL9ffTA4Ab9x9mv00n6 jpr2UiDpa9OIvQB09Khg1Mj97W+SnSuEiZj2CljqVhW/U+I+80aDGzgs8KXtd9x9oUE2+WpToNOv ZTCbzqLdFY9OmqipPq6UdBEMSXleQ9fsj2Co+TZlwJtou7LsUdfE/gH01PF9m51ub1DkXkngiHQN 5j+5Bp/KIp69wEOHBC2LPhSIGiBMTodQUYWt8htXk3/IeR5/keZ+t/a37Nt/ofJ/Med/q9a9gx12 ySnsY3PfegH/AOe/9a/9lqp83j4CCnpj+7fEf2LG/qkoncXtWc4Sx4HidAbYOKNf+5SrVhuGgue2 1ZSaKkrMM0rjvoei6ezt0p1ltewJ77U1iGztLu5e8fLS3L3j5aodezSltW3QUBs7QhcUqGlVHZTd ooDZ2hSlQlyVF709XJHU/KaA9PtCdKhd2BuGYe413c343+JNAbO0JMyoLsQB7ahOVjgW8xST2XtQ 6eQKu5je3QHX6aiWGQoJH1J6LfaBRMDVOrDKFW1FiD23vTvD3/PQVxdfFZAD4Re1Nuu0qSvs1F6J DZ2hzcfZ8tIyIvVgPeRQNCov0PtNqfKybdLWokNnaW8qeOR0h8wbWYbhcW01q6JYtoIYW7NRWZ0f JTUALqendaiCAEkA9dbi2tqHbsG6doTWRGyG2MGIQXsQepNSPopt1Og95qhxqfrpWHQKo+djV8i7 i/ZrTRm1Dg6AAAB0FQxjdkSSdQAEH0mpz0piLtW3adT8aFqIUYHiI7TrWbt/x7/1v/2WtMBYd1Zm /wDx7/1r/wBlonERJwNv2Fxf9hxf6lKu28Q+usv6MyMiKGPjMxi8oxMbLxpD97GmjXaAL/0bXT4C tQeoqXmb1yLAuE99NJ76RPg0pl/bTQyS9I9/ZTAe80iRrQBxrd9ctbtpEXrhbsApQEnTbtphkHSk wvq5sB81VcjNw8Zbu4AHWnggxZMztYG9/ZUiuApJ0AGt6Ex8z5khKw7Y+iknxH2kVYXzs2QBjtgX 7XZu9nupOy0Da9SSMtlSbwD5QOh76tuQLge6q2RnYuKoUsAB0Rf+iqR5aSQ/q4jaknA4YVj27fEA eyxHxpsgUXAAAAvu7qopnOxCsviOny0Yj45yP1rgfvR+7RmS2lmCEadpyQbxBSwB6E9mlWJvI/K7 9A9htH3i3b4PZRVOPxl6qXP6R/cqZYIUN1jUHvAF6cEu60ky8uPkskT48JfKIW7hb7QftX7KuYWB yZymlnBSPYQoZhqSe4UdeSOMXdgg72IA+eoG5HBVtvnKT3A3+inAeo3kjuJjvBv3sG3kEAdlhVi3 bQfL9T8djKTZ5bG3hGnz1X4n1UOW5M4WPjFI40Lyys3TsUADvqtrgjF4wE+R5XGwdqysA76he21C 5PVOOrEIDa3dqTQr1DP53JS3PhjtGCTp4evz1QRACrP4VPQW8bfuCtq8dYUiNEfULNCX27Ft2mx9 nxoJ+ek/bO7/APqb+v3v2TsqAyST58WJECAvia3Qd1Sfsp/2x5e/T9p7Ov8ASfsrzb/LVOtd1axr j8hRhJdXGZOF9McvCpMuHj40M6r1fGyIo0kv37G2uPcaOMbErfUGgmHyMb+lePxYW3SHCgSQ9iAR Lce/SiyyiRI5PxqrfEi9cjN6LAuEnbp0qLttXT091Nub0IY+/fXey9RhlA1qplZrqGTG26D9ZM/2 Fv095okEi1NNFEC0jBR7TVN+RdwTix7ox1mfwRD+G31UPd0Z0uHyJ73eeSNjHH/3cegYns7u+r0J xGIkcSzyDo0ikgH2Loo+Sk7NlQtSJo8jJHinkcEX/UKET/WyD6FpicNGrb4wj5CahMi8m797Jow+ SiYmk7IG295IB+SnWWa1lKSDUUo6hPQGjyHYwvghJ1HiTfbT8SntFSeTk7PLWKRI+0LMPp23q1NC J/BKtpE1RxoR7QRUMcmRFJsdw69hIANPahbmVhiYaH9ZjS7u8tv+unNBjHoZYvemnzVbypFEe4Gx 07apycj5Z3Bd6dltT8lG1AmyXBwxJmxWyFkCkMUKkMQuvbVDnv8AEM8ZyM3H4+IJWgIVpXchSbX+ yB9dFuL5GJ8fLziNqYq