دلخوشی
نسیم خاکسار
روی قالی مشروطه مينشينم
به پنجره جمهوری نگاه ميكنم
راكِ* داس و چكش ميگذارم
و مرزهای سرمايه داری را
يك به يك
فتح ميكنم.
همساية كمونيستم
كه در تمام فصول
پرچمی سرخ فراز پنجره اش برافراشته است
هر صبح برايم دست تكان ميدهد
و من هر غروب
به ياد او پيكی بالا مياندازم
به اين اميد كه روزی
تمام كارگران جهان متحد شوند.
نوامبر 2005
*راک اشاره به موسیقی راک اندرول است
www.perslit.com