>>>در همین حال و هوای کنجکاوی نامرئی بودم که موجی غافلگیرانه رسید تا بخواهم قدم بردارم و از موج دور شوم، گفت: - te laat - دیر شد .... ادامه
یک تا هزار،هزار تا یک خیال گیل آوایی
- نه! محاکمه کردن خودم هم چنگی به دل نمی زند. محاکمه ی چی!؟، کی!؟، کجا!؟ چه آشی !؟ چه کشکی!؟ نه هیچ ثانیه از این روزگار منتظر تو ایست می کند و نه بود و نبودت فرقی برایش! اصلا خودت هستی که دنیایت را معنا می کنی و معنا می دهی....ادامه
شاخکهای حسی گیل آوایی
نسل ما نسل دگرگونیهاست. نسلی که از میان آتشها گذشته و می گذرد.کوله بار تجربی نسل ما سرشار از چالشهای فکری، فرهنگی و اجتماعی بوده است که در هر مرحله از تحولات و دگرگونیها، مصلوب شد. .. ادامه
وای اگر خانه مان را آب ببرد
گیل آوایی
هنوز عطر صبحگاهی انبوه یاس، یاغی ام می کند. هنوز با کیف مدرسه و تازدادنهای مادر، بازیگوشانه در میان سفارش کردنهای او که لباس را کثیف نکنم، لی لی کنان از کنار پاگرد خانه دور نشده، لبخند بر لبان مادر می نشانم که آنچه می گوید حکایتیست بگوش من بازیگوش که هیچ روزی آنگونه از مدرسه بر نگشته ام که می خواسته است....ادامه
شاید
گیل آوایی
میدونی، یه وقتایی هست که یه دریا حرف تو دل آدم توفان می کنه، آدم میشه مثل موج، مثه اسب سرکش بجون اومده ای به هر گوشه ی اسیر شده اش تاخت می زنه، یه وقتایی هست که میخوای دوتا گوشتو بگیری یه جور داد بکشی که گوش دنیا رو کر کنی، دلت می خواد همه کس و همه چیز رو به آشوبت بکشونی...اادامه
داد
گیل آوایی دسامبر 1993 - تا حالا شده که داد بزنی یعنی یه جور داد بزنی که گوشِت زنگ بزنه از شدتش!؟ ادامه
خواب
گیل آوایی
خواب دیدم در بیابانی برهوت خوابیده ام و خواب می بینم.
تا چشم کار می کرد بیابان بود. ریگزاری که تا کرانه دور لم داده بود. آبی بی خورشیدی آتش می باراند. سایه ساری نبود. شبحی از سنگواره ای بروی هم تلمبار شده، مرا بسویش می کشید. تب و تاب غریبی داشتم. در فاصله ای نه چندان نزدیک، دریایی رام و آرام موج می زد......ادامه
انتظار
گیل آوایی روی تخته سنگی کنار جاده نشسته به دور های راه خیره شده. تا چشم کار می کنه، برهوتی یه با هوای دم کرده و شرجی که در فاصله ای از راه، برق موج موج آب به چشم میاد. سرابی که بد جوری وسوسه می کنه تا برسی بهش. هرچی میری از آب خبری نیست و با هرقدم که به سمتش میری اونام یه قدم دورتر میشه. دورهای راه مثل اینکه دو طرف جاده را به هم چسبونده باشند یه نقطه میشه. یه نقطه ای که خیال می کنی رفتند تو بغل هم.......ادامه
می موشتا وانکون کی دونیا فوگورده! جنگلانا واورس تسکه دیلانه شب فوقوسانا ... فارسی راز مشتم نگشا که دنیا به هم می ریزد اندوه دل شب ستیزان را از جنگل بپرس ادامه