گفت وگوی شهروند با بهزاد رنجبران سازنده ی شاهکار سه گانه ی پارسی

گفت وگو: مهدی رضانیا / طلوع روشناس

 

30-06-2008

 

بهزاد رنجبران؛ خالق شاهنامه به زبان موسیقی



اشاره:

برای بزرگداشت هزاره شاهنامه فردوسی که در سال 1010 میلادی سرایش آن به پایان رسیده، مرکز "ابتکار ایران شناسی تورنتو" به اتفاق انجمن جهانی ایران شناسی نمایش منحصربه فردی از همراهی صدا و تصویر با اجرای ارکستر سمفونی تدارک دیده است. در این برنامه دیدنی شاهنامه خوان سرشناس ایران، مرشد ولی الله ترابی با رهبری خانم جوان فله تا و هنرنمایی اعضای ارکستر سمفونی تورنتو، منتخبی از قطعات سه گانه پارسی اثر آهنگساز بزرگ ایرانی، بهزاد رنجبران، که با الهام از شاهنامه فردوسی ساخته شده است، اجرا خواهند کرد. در این برنامه نمایش تاریخی پرده خوانی با همراهی سازهای نوین و نمایش مینیاتورهای کم نظیر بر پرده عظیم نمایش، به صحنه های حماسی شاهنامه همچون هفت خوان رستم، داستان سیمرغ، خون سیاوش و آگاهی یافتن زال، جانی دوباره خواهند بخشید.

کنسرت هزاره شاهنامه شنبه 2 آگوست 2008 در سالن روی تامسون هال اجرا می شود.

روز پنجشنبه 19جون در کنفرانس مطبوعاتی که به همین منظور در شهرداری تورنتو برگزار شد و خبر آن در شهروند هفته پیش(1183 مورخ 26 جون 2008) درج شد، بهزاد رنجبران موسیقیدان برجسته ی ایرانی و خالق سه گانه پارسی حضور یافت و توضیحاتی درباره کنسرت در پیش رو داد. پس از آن شهروند با ایشان گفت وگویی اختصاصی انجام داد.



از سوی شهروند آقای مهدی رضانیا و خانم طلوع روشناس زوج هنری که خود موسیقی خوانده اند و نوازنده سنتور و پیانو هستند، به دلیل تخصص در حوزه موسیقی برای انجام این مصاحبه انتخاب شدند و آنها نیز با روی باز پذیرفتند و مسئولانه آن را به انجام رساندندکه بدینوسیله از آنها سپاسگزاری می شود. عکس های مصاحبه از فرح طاهری است.

آشنایی با بهزاد رنجبران

بهزاد رنجبران، متولد 1334 تهران، تحصیلات موسیقی خود را از سن 9 سالگی پس از ورود به هنرستان عالی موسیقی تهران آغاز کرد. او در سال 1352 به آمریکا مهاجرت کرد و وارد دانشگاه ایندیانا شد و دکترای آهنگسازی خود را از دانشگاه جولیارد دریافت کرد. او هم اکنون عضو هیئت علمی جولیارد است.

عنوان "هنرمند شهیر" توسط سفیر هنر نیوجرسی، جایزه "چارلز آیوز" از آکادمی هنر آمریکا و جایزه "رودولف نیسیم" از افتخارات هنری بهزاد رنجبران است.

موسیقی بهزاد رنجبران توسط موسیقیدانانی همچون"رنه فلمینگ"، "جوشوا بل" و "یو یو ما" اجرا شده است.

کارنامه هنری رنجبران شامل آثاری برای گروه های مجلسی و تکنوازی ها، آثار کرال، ارکستری و تنظیمی است که در بخش آثار ارکستری سه گانه ی پارسی ـ"سیمرغ"،"خون سیاوش"، "هفت خوان"ـ قرار دارد.

رنجبران در ساخته هایش همواره به وطن نگاه ویژه ای داشته و در آثار گروه های مجلسی او، اسامی "اصفهان" و "شیراز" به چشم می خورد و در آثار کرال، سه آواز برای سوپرانو و پیانو بر مبنای اشعار نیمایوشیج، احمد شاملو و اخوان ثالث دارد.



مهدی رضانیا: آقای رنجبران، از چند سالگی به موسیقی علاقمند شدید و کار موسیقی را آغاز کردید و همچنین علاقه شما به موسیقی، علاقه شخصی خودتان بوده و یا تاثیر خانواده؟

ـ وارد شدن من به موسیقی داستان جالبی دارد. همسایه ما در طبقه دوم خانه مان، آقای محسن شهباز بودند که بدون آنکه ما اطلاع داشته باشیم، مترجم کتابهای موسیقی کلاسیک در ایران بود. پسر ایشان آکوردئون می زدند و به این صورت آشنایی با ایشان، سبب رواج موسیقی در خانواده ما شد. در ابتدا برادر من به هنرستان عالی موسیقی رفت و سپس من در سن 9 سالگی وارد هنرستان عالی موسیقی شدم و با ساز ویلون کار و موسیقی را آغاز کردم، ولی از آنجا که به آهنگسازی علاقمند بودم همواره مد نظرم بود که روی آثار شاهنامه کار کنم و برای آن آثار قطعات ارکستر سمفونیک بنویسم. هر چند که ویلون ساز من در هنرستان موسیقی بود، اما در ایران، امکان انجام این پروژه نبود پس عازم آمریکا شدم. در حقیقت این پروژه در حدود بیست سال پیش آغاز شد زمانی که اولین سفارش از طرف "ارکستر سمفونیک لانگ بیچ" کالیفرنیا بود که قطعه اول، قطعه ی "سیمرغ" بود که خانم JoAnn Falletta که رهبری ارکستر سمفونی تورنتو را به عهده دارند، سفارش آن را دادند(1991) و به دنبال آن من سفارش دیگری گرفتم که یک "باله" بود. برای این کار من تصمیم گرفتم که داستان "خون سیاوش"(1994) را بنویسم که داستان بسیار دراماتیکی ست و برای باله بسیار مناسب است، چرا که در برگیرنده شخصیت های زن و مرد همراه با سوژه های عشق، حسادت، شکست و پیروزی که همگی از لازمه های یک داستان برای ساخت باله هستند، می باشد. این باله، پروژه بسیار زیبایی برای من بود. در این باله ما از لباسهای بسیار فاخر ایرانی که توسط یک طراح ورزیده طراحی شده بودند، استفاده کردیم. همچنین من به یک طراح امریکایی، تعداد زیادی مینیاتورهای ایرانی دادم و ایشان با دست روی حریر، آن مینیاتورها را نقاشی کردند. دکور برنامه نیز الهامی از معماری ایرانی بود. قطعه دیگر، قطعه "هفت خوان رستم"(سال2000) بود که آن هم در "لانگ بیچ" توسط خانم "جوان فله تا" اجرا شد. نهایتا، هر سه قسمت "سیمرغ"، "خون سیاوش" و "هفت خوان رستم" با همکاری خانم "فله تا" با اجرای "ارکستر سمفونیک لندن" با عنوانPersian Trilogy با ترجمه ی "سه گانه ی پارسی" ضبط شدند. انتشارات "هرمس" این اثر را به صورت سی دی و ترجمه فارسی چاپ کرده و همچنین مجله "گزارش موسیقی" در ایران، چندین مقاله مفصل پیرامون این اثر نوشته است.

مهدی رضانیا: آقای رنجبران، به چه علت شما در ایران، موسیقی کلاسیک را ادامه دادید و به سوی موسیقی ایرانی نرفتید؟

ـ من تا اندازه ای این را مدیون برادر بزرگتر هستم. او ذوق موسیقی را در من دید و مرا تشویق کرد که به هنرستان موسیقی بروم، هر چند که همه بیشتر رشته های مهندسی و دکتری را دنبال می کردند. موسیقی کلاسیک در آن زمان بسیار رایج بود و مرتبا از رادیو، تلویزیون پخش می شد. همچنین ارکستر سمفونیک و ارکستر مجلسی تلویزیون ملی ایران هم اجرا داشتند. در آن زمان حتی، ارکسترهای خارجی بیشماری به ایران می آمدند و در تهران برنامه اجرا می کردند. "جشن هنر شیراز" بود که هر ساله تمام بزرگان موسیقی در آن شرکت می کردند. خود من نیز یک بار در فستیوال "شیراز" شرکت کردم. بنابر این محیط بسیار بازی برای رشد فکری در ایران بود. من علاقه بسیاری به موسیقی کلاسیک داشتم و شب و روز تمرین می کردم. البته به موسیقی ایرانی هم علاقه داشتم. زمانی که من هفده ساله بودم، جزو اولین گروه معلمان "ارف" شدم. "کارل اُرف" یک آموزگار اتریشی بود که سبک جدیدی برای آموزش موسیقی نوجوانان به وجود آورد. در ایران "کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان" برای اولین بار رشته "کارل اُرف" را در آموزشگاههای شهرهای مختلف ایران به وجود آورد که در این آموزشگاه ها نقاشی، تئاتر و غیره درس می دادند و موسیقی هم رشته جدیدی در آنها بود. من در سن هفده سالگی، جزو پنج نفر اول تعلیم دیدگان موسیقی "کارل اُرف" در ایران بودم. استاد "حسین علیزاده" هم یکی دیگر از آن پنج نفر بودند.

در آن زمان، من در شهرستانهای رودبار، چالوس و رشت مشغول تدریس موسیقی شدم. اولین بار که در شهرستان رودبار، در یک مدرسه موسیقی آغاز به کار کردم، با یک اتفاق بسیار جالبی روبرو شدم. در اولین جلسه کلاس، من ترانه های اتریشی را که روی آنها شعر فارسی گذاشته شده بود برای حدود پنجاه نفر دانش آموز که همگی بین دوازده تا چهارده سال سن داشتند خواندم. در یک لحظه سکوت برقرار شد و همگی آنها با نگاههایی تعجب آمیز به من خیره شدند. این بود که فهمیدم، بین ما هیچ ارتباطی برقرار نشده است. از آنها خواستم که همه چیز را فراموش کنند و برای هفته بعد، از پدربزرگ ها و مادربزرگ هایشان ترانه محلی یاد بگیرند و در کلاس اجرا کنند. هفته بعد، بچه ها با اشتیاق بسیار یک صف طولانی تشکیل دادند و ترانه هایشان را اجرا کردند. من نیز با یک ضبط کوچک آن ترانه ها را ضبط کردم و بنابر این، من شیوه آموزش موسیقی "کارل اُرف" را با ترانه های ملی ایران ادغام کردم و آنها را با سازهای "کارل اُرف" تنظیم کردم. تار را نیز به عنوان ساز ایرانی در "هنرستان موسیقی ملی" به صورت شبانه آغاز کردم.

در آن زمان، درک نادرستی از موسیقی کلاسیک غربی و موسیقی ایرانی بود. گفته می شد که باید یک دیواری بین این دو موسیقی کشیده شود و گوش کردن به موسیقی ایرانی گوش را خراب می کند در حالی که برعکس، گوش را تقویت می کند. من به این مسائل توجه نمی کردم، و همواره به موسیقی ایرانی، بخصوص موسیقی محلی ایرانی علاقه داشتم. زمانی هم که برای ادامه تحصیلاتم به آمریکا رفتم، آهنگسازی را ادامه دادم و همیشه در این فکر بودم که داستانهای شاهنامه را برای ساخته های موسیقیایی ام استفاده کنم. البته قطعات دیگری را نیز با الهام از آثار ادبی و فرهنگی ایرانی نوشته ام، از جمله "ابیات عمر خیام" که 9 رباعی را برای ارکستر و آواز نوشته ام که خواننده معروف آمریکایی "رنه فلمینگ" آن را اجرا کردند که همگی ترجمه انگلیسی اشعار بودند. همچنین اشعار مولانا را برای گروه کر نوشته ام. قطعات دیگری نیز نوشته ام که الهام از آثار و مکانهای باستانی ایران هستند از جمله قطعات "شیراز"، "اصفهان" و همچنین قطعه "فواره های فین" که چهار ماه پیش در نیویورک اجرا شد. این قطعات همگی به صورت قطعات کوچک مجلسی هستند(Ensemble Pieces). در توضیح بیشتر پیرامون قطعه "فواره های فین" بیاید بگویم که با دیدار نخستین من از "باغ فین" چنان احساس شوری از اینکه یک مرد بزرگ تاریخ ایران در این محل کشته شده به من دست داد که در بزرگداشت امیرکبیر، این قطعه را به صورت یک مرثیه برای امیرکبیر نوشتم که در این اثر، نی ایرانی به صورت ساز فلوت، به نمایش درمی آید. در این قطعه، نه فقط زیبایی باغ فین بلکه کشته شدن یکی از بزرگترین مردان تاریخ ایران در فضای قطعه حفظ شده است

 

 

گفت وگوی شهروند با بهزاد رنجبران سازنده ی شاهکار سه گانه ی پارسی

گفت وگو: مهدی رضانیا / طلوع روشناس

 

30-06-2008

 

 

2

مهدی رضانیا: آقای رنجبران، بیشتر قطعات موسیقی که شما نوشته اید، الهام گرفته از فرهنگ، تاریخ و هنر ایران هستند و یا یادآور مکانهای باستانی ایران، مانند قطعات "شیراز" و سه گانه پارسی، آیا این به سبب علاقه شخصی شماست و یا اینکه دوست داشتید که فرهنگ، تاریخ و مکانهای باستانی ایران را با زبان جهانی موسیقی به مردم دنیا معرفی کنید و آنها نیز با این فرهنگ و تاریخ آشنا شوند؟

ـ من آنقدر به فرهنگ ایران علاقمندم که به طور ناخودآگاه در ساخته های موسیقیایی من دیده می شود. البته این تاثیر فرهنگی در ساخته های من به صورت استفاده مستقیم از آثار و ابزار فرهنگی نیست. به عنوان مثال، من هیچگاه از ترانه های محلی ایرانی برای ساخته هایم استفاده نمی کنم و یا موسیقی دستگاهی را در ساخته هایم به کار نمی برم. من به تنظیم ترانه ها و یا هارمونیزه کردن آنها برای ارکستر اعتقادی ندارم. من معتقدم که موسیقی، زبان شخصی آهنگساز است که از اجزا مختلفی تشکیل شده و از متدها و تکنیک های متفاوت استفاده می کند. من در ساخته هایم نه ملودیهای ایرانی، بلکه از ملودیهایی که رنگ ایرانی دارند استفاده می کنم، ولی وقتی شما گوش می کنید، فکر می کنید که آن یک رنگ ایرانی دارد. تقریبا سه هفته پیش، پیانو کنسرتوی من برای اولین بار در شهر آتلانتا اجرا شد که آقایJean-Yves Thibaudetکه پیانیست بسیار خوبی ست و هفته پیش نیز با ارکستر سمفونی تورنتو اجرا داشت، پیانوی آن را اجرا کردند. در این اثر، من در موومان سوم این قطعه، دف را استفاده کردم. برای این اثر، اعضای ارکستر ساز دف را خریدند و هفته ها آن را تمرین کردند تا روش زدن آن را یاد بگیرند. حتی چندین بار از فیلم های You Tube استفاده کردند که روش زدن ساز دف را یاد بگیرند. در همان زمان، من از چندین دف زن سئوال کردم که نت نویسی ساز دف چگونه است و آنها یادآور شدند که دف نت نویسی به صورت جهانی ندارد. این مشکلات وجود دارد که وقتی سازها را ادغام می کنیم، یک نت نویسی جهانی نمی توانیم داشته باشیم. معمولا وقتی یک گروه با هم همیشه کار می کنند، می توانند به صورت بداهه هم با یکدیگر بنوازند، اما اگر این قطعات هر بار در یک کشور اجرا شوند و از ساز دف به عنوان مثال در آنها استفاده شود، ما نمی توانیم از نت نویسی جهانی برای ساز دف استفاده کنیم و دچار مشکل خواهیم شد. من همواره سعی دارم که بخش هایی از فضا و فرهنگ ایران را استفاده کنم. مثلا ترانه هایی که رنگ محلی دارند را استفاده می کنم و بخش های دیگر ساخته های من، زبان کلی موسیقی من هستند. در حقیقت این موسیقی تنها برای ایرانی نیست، بلکه برای طیف گسترده تری است. این بخشی از جهانی بودن فرهنگ ایرانی هم هست، به این خاطر که ما سابقه بسیار طولانی از نفوذ دیگر ممالک به سرزمین مان داریم و این به ما حالت جهانی گری می دهد. البته در رشته ای که من کار می کنم، زبان، زبان بین المللی ست و من برداشت خودم را با این زبان بیان می کنم.



طلوع روشناس: در پی نقدهایی که در مورد ساخته های شما شده، اشاره به این بوده که آثار شما شباهتی به موسیقی فیلم یا یک رمان دارد. آیا تاثیر شما از فرهنگ و تاریخ باستانی ایرانی بر روی کارهایتان مانند"سه گانه ی پارسی" سبب اینگونه نقدها شده یا اینکه شما سعی بر این دارید که با آثارتان یک داستان را شرح دهید؟

ـ موسیقی من عمدتا حالت توصیف گرایی دارد. از همان آغاز یک توصیف است منتها کسی که آثار مرا نقد می کند، جزییات را دنبال نمی کند و تجزیه و تحلیل نمی کند. آثار من جنبه ی دراماتیک دارند، حالت آکادمیک و کسل کننده ندارند. همگی توصیف گرا هستند. این همیشه از ویژگی های آثار من بوده است. البته قطعات دیگری هم هستند که حالت شرح یک داستان را ندارند. مثلا قطعه ی "کوارتت زهی" و یا قطعه دیگری برای دو ویلون، اما "سه گانهپارسی" از یک باله تشکیل شده و از دو قطعه دیگر یعنی "خون سیاوش" و "هفت خوان رستم" که هر دو حالت توصیفی دارند و به همین دلیل Poem Symphonicخوانده می شوند که به سبک موسیقی دوران قرن بیستم شبیه هستند.

طلوع روشناس: آقای رنجبران، بیشتر تحت تاثیر کدام آهنگساز قرن بیستم هستید؟

ـ راستش، نمی دانم. من هر نوع موسیقی از محلی تا کلاسیک را گوش می کنم و شخص خاصی را مد نظر ندارم.

طلوع روشناس: در خبرها خواندیم که شما از استاد"کیهان کلهر" دعوت کردید که در دانشگاه "جولیارد" برنامه ای داشته باشد، می توانید در این مورد توضیح بیشتری بدهید؟

ـ من در دانشگاه "جولیارد" در بخشGraduate Studies یک کورس موسیقی تدریس می کنم که World Musicنام دارد. من از آقای کیهان کلهر دعوت کردم در این کلاس در مورد موسیقی ایرانی توضیح بدهند چرا که در این کلاس، ما بر روی موسیقی کشورهای مختلف از قبیل چین، ژاپن، هند، ایران، افریقا، آمریکای جنوبی و غیره تمرکز می کنیم و در بخش موسیقی ایران، از آقای کلهر دعوت کردم که موسیقی ایران را اجرا کنند و توضیح بدهند.

با تشکر از هنرمند ارجمند بهزاد رنجبران برای گفت وگو با شهروند و آرزوی تداوم موفقیت هایشان در عرصه ی جهانی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برگرفته از:

http://www.shahrvand.com/?c=120&a=4816

 

 

 

www.perslit.com