حدیث نامکرر ترجمه های مکرر

حدیث نامکرر ترجمه های مکرر

 

انتشار ترجمه تازه ای از افسانه های کهن هزار و یکشب از جمله رویدادهای اخیر بازار کتاب و نشر در ایران بود.

هزار و یکشب که اصل آن به زبان عربی نوشته شده و امروز اثری کلاسیک محسوب می شود، اولین بار در سال 1261 هجری با ترجمه عبدالطیف تسوجی به زبان فارسی منتشر شد. به گفته اغلب کتاب شناسان، ترجمه تسوجی ترجمه ای موفق بوده و زبانی شیوا و آراسته داشته است. در این ترجمه، قصه ها به همان ترتیبی ارائه شده بود که روایتگر آنها، شهرزاد، هر قصه را شبی پس از دیگری باز گفته بود. در ترجمه و ویراست اخیر، مترجم (ابراهیم اقلیدی) داستانها را بر اساس موضوع و مضمون هم دسته بندی کرده است.

در بارار کتاب ایران که گاه چند ترجمه همزمان از یک اثر منتشر می شود، انتشار ترجمه متنی که بیش از 150 سال از عمر اولین برگردان آن به فارسی می گذرد، عجیب نیست. البته در این مورد اختلاف نظرهایی وجود دارد و در حالی که برخی معقتدند هزار و یکشب می بایست بسیار زودتر از این، از نو، ترجمه می شد، عده ای دیگر از صاحب نظران این موضوع را رویداد فرهنگی مهمی نمی دانند و فهرستی بلند از آثارادبی ترجمه نشده ای را برمی شمرند که انتشارشان به زبان فارسی، از دید آنها، بیشتر تاثیرگذار و تحول آفرین خواهد بود.

غالبا گفته می شود که به دلیل محدودیتهای فزاینده در چاپ و نشر، بسیاری از مترجمان و ناشران به سراغ آثاری که پیشاپیش می دانند انتشار آنها از موانع ممیزی نخواهد گذشت، نمی روند. بلکه فارغ از توجه به ضرورتهای فرهنگی، آثاری را انتخاب می کنند که می دانند ارائه آنها به خواننده فارسی زبان با دردسرهای کمتری همراه است ولو این که این آثار هیچ خلا موجود فرهنگی را پر نکند. گذشته از این، عدم پایبندی ایران به قانون بین المللی کپی رایت، یا حق مولف، و نبود بانک اطلاعاتی در زمینه آثار ترجمه شده یا در دست ترجمه شرایطی بوجود آورده که ترجمه آثار ادبی در ایران از موازین و معیارهای حرفه ای فاصله بگیرد.

باید توجه داشت که ترجمه مکرر نه فقط در ایران بلکه در سراسر دنیارایج است و بخودی خود همواره پدیده ای مثبت ارزیابی می شود. اغلب کسانی که به ترجمه دوباره یک اثر روی می آورند، ترجمه پیشین را هم سطح اثر اصلی نمی دانند و با هدف ارائه ترجمه ای بهتر و ماندگارتر به این کار همت می گمارند. اما اگر در کشورهای متعهد به قانون کپی رایت، ترجمه های مکرر اغلب به دلایلی وابسته به زبان و سبک اثر انجام می شوند، در ایران عوامل دیگری هم در کارند. به عنوان مثال، گاه که اثری در غرب بسیار پرفروش می شود، چند ناشر به طور همزمان یا به فواصل زمانی کم و در رقابت با یکدیگر آن را به بازار می آورند و در این موارد ترجمه های ارائه شده معمولا شتابزده و از نظر کیفی نازل هستند.

نکته دیگر در ارتباط با ترجمه های مکرر و مجدد، ترجمه دوباره آثار کلاسیک است، آثاری که شاید به دلیل همان محدودیتهای مذکور، ناشران و مترجمان ترجمه مجدد آنها را به ترجمه آثار معاصر و جدیدتر که تا کنون ترجمه نشده اند، ترجیح می دهند. در حالی که آثار کلاسیک بیشتر مورد توجه و علاقه دانشگاهیان است و مخاطبان و هواداران گسترده ای در جامعه ندارد. بعضی صاحب نظران در عرصه ترجمه، گرایش مترجمان و ناشران برجسته و حرفه ای ایران به ترجمه مجدد آثار کلاسیک را ناشی از این نگرش می دانند که ادبیات عامه پسند سخیف است و درخور صرف وقت و سرمایه نیست. با این حال در سالهای اخیر، این دیدگاه نخبه گرایانه مخالفانی جدی یافته است.

به نظر این عده ، نباید برای ترجمه آثار کلاسیک اولویت قائل شد چون اغلب دانشگاهیان واهل ادب خود ترجیح می دهند آثار کلاسیک را به زبان اصلی شان بخوانند. علاوه بر این، در بسیاری موارد، به دلیل نبود موازین و معیارهای حرفه ای در عرصه ترجمه، ترجمه هایی که از آثار کلاسیک ارائه می شود به هیچ رو هم سنگ و هم سطح با اثر اصلی نیست . به عقیده این صاحب نظران اگر سرمایه و انرژی که در راه ترجمه آثار کلاسیک صرف می ش ود برای ارائه آثار امروزی تری که خواننده را با مفاهیم و تحولات اجتماعی و ادبی جهان روز آشنا می کند بکار رود، نیاز فرهنگی قشرهای وسیع تری از مردم برآورده می شود و بهره بیشتری به جامعه می رسد

 

 

برگرفته از بی بی سی

 

بازگشتwww.perslit.com